|
|
🔰در راستای ترویج ارزشهای اسلامی و تقویت مباحث مرتبط با عفاف و حجاب، سه کتاب ارزشمند که توسط گروه تولید محتوای معاونت فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم منتشر شده است، میتواند ابزاری کارآمد برای مبلغان و فعالان فرهنگی باشد:
📗 پوشش و آرامش: خاطرهنگاری تبلیغی در ترویج حجاب
📗 داستان ۱۸ بانو: روایت انتخابهای زیبا
📗شمیم عفاف: داستانهای واقعی از حجاب و عفاف
چند وقت پیش در یک پارکی با یه دختر ۲۳ ساله حرف میزدم که برای زیبایی ناخن کاشته بود. بهش گفتم نوک انگشتها برای گرفتن انرژی از محیط خیلی مهم هستن و این ناخنهای مصنوعی و ضخیم مثل یه دیوار میمونن و نمیذارن این انرژی به بدنمون برسه. گفتم این کار هم به خود ناخن آسیب میزنه و خرابش میکنه، هم انرژی که در نوک انگشتان هست رو مسدود می کنه و در این مورد یک گفتگویی با هم داشتیم .
در این گفتگو صمیمانه بهش گفتم فراتر از این آسیبهای جسمی، یک مانع بزرگتر و نامرئی وجود دارد و به او یادآوری کردم که این پوششهای ضدآب، مثل یک حائل عمل کرده و وضو و غسل را باطل میکنند و وقتی انسان نتواند تکلیف معنویاش را درست انجام دهد، ناخودآگاه دچار بیقراری و فاصله از آرامشِ روح میشود. در ادامه از او پرسیدم آیا وقار و متانتِ بینظیر حضرت زینب (س) را که حتی در اوج غربت، زینتِ وجودش سادگی و متانت بود برای خودش یادآوری می کند ؟
به او درباره حضرت زینب گفتم ، گفتم حضرت زينب براى زنان ما در طول تاريخ يك الگوست، عقل و متانت او ، قدرت و شجاعت او ، شور و احساس عاطفى او ، وقار او ، حجاب او ، متانت دل او ، استوارى روح او و … و همه اينها خصوصيات یک زن مسلمان است . چهرهاش در فرو رفت و انگار برای اولین بار به دستانش نگاه میکرد..
چند روز بعد همان دختر بهم زنگ زد. با یه لحن آروم و خوشحال گفت: «ناخن هایی که کاشته بودم رو برداشتم و دستام کاملاً پاکه… حالا دیگه راحت میتونم غسل کنم و وضو بگیرم
شنیدن این خبر از پشت تلفن، بینهایت دلم را گرم کرد. خوشحالیام فقط از این بابت نبود که یک راهنمایی ساده من در کسی اثر کرده، بلکه از این جهت بود که میدیدم یک نفر دلش رو پاک کرده و به معنویت و آرامش واقعی برگشته.
درک عمیق از مفهوم عفاف و حجاب، نیازمند عبور از نگاههای سطحی است. عفاف، در حقیقت یک حالت درونی، یک آرامش روانی و یک خودباوری عمیق است که انسان را از اسارتِ تایید گرفتن از نگاههای گذرا رها میکند. حجاب نیز به عنوان نمود بیرونی و نه یک محدودیت تحمیلی، بلکه یک مرزبانی آگاهانه از حریم کرامت انسانی است. وقتی ریشه در درون تقویت شود، شاخ و برگ بیرونی آن به شکلی طبیعی و زیبا در رفتار، گفتار و پوشش فرد جوانه میزند و به او هویتی مستقل و ارزشمند میبخشد که فراتر از کلیشههای ظاهریِ دنیای مدرن است.
در عصر حاضر که با بمباران اطلاعاتی و سلطهی شبکههای اجتماعی مواجهیم، مساله اصلی حجاب، حفظ «ارزش وجودی» انسان در برابر «کالانگاری» است. امروزه الگوریتمهای فضای مجازی و فرهنگ مصرفگرا، مدام به ما دیکته میکنند که ارزشمند بودن گروهِ دیده شدن و تایید گرفتن بر اساس استانداردهای ظاهری است. در چنین فضایی، حجابِ آگاهانه یک کنشگریِ آرام اما قاطع است؛ یک اعلامیهی استقلال که میگوید «من برای اندیشه، توانمندی و روح خود ارزش قائلم، نه صرفاً برای جسمم». این رویکردِ بهروز، حجاب را از یک سنتِ صرفاً تاریخی، به یک سبک زندگیِ رهاییبخش تبدیل میکند که به انسان میآموزد چگونه در هیاهوی ویترینهای فریبندهی مدرن، اصالت و وقار خود را حفظ کند.
اما پیادهسازی عملی و کاربردی این مفهوم در زندگی روزمره، نیازمند درک این نکته است که عفاف و حجاب تنها به دوخت و دوز لباس یا نوع پوشش محدود نمیشود. عفاف یعنی مدیریت نگاه، کنترل کلام، و حتی رعایت حریمها در فضای مجازی. پرهیز از نمایشگریِ افراطی در شبکههای اجتماعی، امروزه به اندازهی پوشش فیزیکی اهمیت دارد. یک زندگی عفیفانه یعنی ما در محیط کار، دانشگاه، خیابان و حتی در پروفایلهای شخصیمان، همانقدر که به پوشش ظاهری خود اهمیت میدهیم، به وقارِ رفتاری، متانت در گفتوگوها و پرهیز از ابتذال در تولید و مصرف محتوا نیز پایبند باشیم. این یکپارچگی میان ظاهر و باطن، همان چیزی است که جذابیت و اثرگذاریِ واقعیِ یک سبک زندگی دینی را در جامعهی امروز رقم میزند.
در نهایت، بازگشت به فرهنگ ناب عفاف یک انتخابِ فردیِ رو به رشد است که پیامدهای آن مستقیماً به سلامت روانیِ کل جامعه سرازیر میشود. وقتی انسانها بر اساس معیارهای درونی و ارزشهای انسانی با یکدیگر تعامل کنند، به جای رقابتهای فرسایندهی ظاهری، بستر برای رشد استعدادها، علمآموزی و فعالیتهای سازنده فراهم میشود. حجابِ واقعی، دعوتی است به آرامش، تمرکز و دوری از حاشیه؛ دعوتی است برای اینکه به جای «جسم»، این «اندیشه و روح» باشد که در مرکز توجهات قرار میگیرد. بنابراین، ترویج این فرهنگ باید با تبیینِ زیباییها، آرامشِ درونی و عزتنفسی که به همراه دارد، به نسلِ امروز و فردا هدیه شود تا خودشان با قلبی آگاه، این گوهرِ گرانبها را برگزینند.
بازخوانی توصیهها و مطالبات رهبر معظم انقلاب خطاب به فعالان سیاسی، فرهنگی و رسانهای
مقاله پژوهشی «فراتر از حضور فردی: تدوین چارچوب کنشگری راهبردی روحانیت در اینستاگرام» به قلم سیدمحمد موسویان، محسن قنبری نیک و روحالله عباسزاده، با هدف ارائه چارچوبی برای مدیریت راهبردی کنشگری روحانیت در فضای اینستاگرام تدوین شده است.
در این پژوهش آمده است که در عصر حکمرانی پلتفرمها، نهادهای گفتمانی سنتی با چالش راهبردی حفظ هویت و انسجام خود در برابر منطق فردمحوری و اقتصاد توجه مواجه هستند. بر اساس این مقاله، کنشگری روحانیت در اینستاگرام نیز غالباً فردمحور و فاقد انسجام راهبردی است و از این جهت در معرض خطر فرسایش گفتمانی قرار دارد.
پژوهشگران برای پاسخ به این مسئله، یک چارچوب مفهومی پنجبُعدی را بر اساس الگوی هنجاری «طلبه تراز انقلاب اسلامی» تدوین و عملیاتی کردهاند. این چارچوب پنج بُعد «اصالت گفتمانی»، «افق آرمانی»، «هویت ملی»، «پایش محیط» و «اخلاق حرفهای» را دربرمیگیرد.
این تحقیق با استفاده از روش کیفی و رویکرد مردمنگاری دیجیتال و همچنین تحلیل محتوای هدایتشده انجام شده و در جریان آن، محتوای ۲۰ صفحه منتخب از روحانیون فعال در اینستاگرام مورد بررسی قرار گرفته است.
پارادوکس راهبردی در کنشگری روحانیت یافتههای پژوهش از وجود یک «پارادوکس راهبردی» در کنشگری روحانیون در اینستاگرام حکایت دارد. بر اساس نتایج این مطالعه، فشار ناشی از سازوکارهای الگوریتمی پلتفرم، کنشگران را به سمت تولید محتوای فردمحور و وابستگی نسبی به سنجههای عملکردی همچون لایک و بازدید سوق میدهد.
نویسندگان مقاله معتقدند این وضعیت میتواند به کمرنگشدن اهداف آرمانی منجر شود و حتی گرایش به «تقوای نمایشی» را برای مدیریت اعتبار در فضای شبکه اجتماعی تقویت کند.
بر اساس این پژوهش، مسئله اصلی صرفاً حضور یا عدم حضور روحانیون در اینستاگرام نیست؛ بلکه چگونگی ساماندهی این حضور و تبدیل آن به کنشی منسجم، هدفمند و برخوردار از پشتوانه گفتمانی اهمیت دارد.
از حضور پراکنده تا معماری گفتمانی پژوهشگران چارچوب پیشنهادی خود را بدیلی درونزا و انتقادی برای تحلیل کنشگری دینی در سپهر دیجیتال معرفی کردهاند. این چارچوب بر ضرورت گذار از «حضور پراکنده» به «معماری گفتمانی» تأکید دارد.
بر اساس یافتههای مقاله، کنشگری روحانیت در فضای اینستاگرام، در صورت برخورداری از نگاه راهبردی و بازاندیشانه، میتواند به جای آنکه صرفاً در معرض تهدیدهای ناشی از منطق پلتفرم قرار گیرد، به فرصتی برای تعمیق و گسترش پیام دین تبدیل شود.
نویسندگان در مجموع بر این باورند که مواجهه با فضای پلتفرمی نیازمند توجه همزمان به هویت و اصالت گفتمانی، اهداف آرمانی، هویت ملی، شناخت و پایش محیط و رعایت اخلاق حرفهای است؛ مجموعهای که میتواند مبنایی برای ساماندهی راهبردی حضور روحانیت در اینستاگرام فراهم آورد.
این مقاله پژوهشی توسط سیدمحمد موسویان، کارشناسی ارشد توسعه و تبلیغ فرهنگ دینی دانشگاه معارف اسلامی و دانشپژوه مرکز تخصصی هنر و رسانه قم، با همکاری محسن قنبری نیک، استادیار گروه ارتباطات و تبلیغ فرهنگی دانشگاه معارف اسلامی، و روحالله عباسزاده، استادیار گروه فرهنگ و رسانه دانشگاه شهید محلاتی، نگاشته شده است.
برای مطالعه و دانلود مقاله کلیک کید
«تصور کنید در خانهای محاصرهشده توسط دشمن، چگونه میتوان عصاره تمام معارف ۲۵۰ ساله را در جان یک کودک ۵ ساله ریخت؟ این، هنر بینظیر امام حسن عسکری(ع) بود…»
آن همسر، حضرت نرجس خاتون سلام الله علیه، در میانِ اندوه خود، این حقیقتِ بزرگ را میدانست که معارفِ این شوهر شهید، قرار نیست با او به خاک سپرده شود. پسرِ پنجسالهاش، حضرت مهدی (عج)، هنوز نفس میکشید و قرار بود همان شب، در میانِ بهتِ دشمنان، بر پیکرِ پدر نماز بخواند. لحظهای که عموی منافقِ ایشان،جعفر کذاب، از انجامِ این فریضه عاجز ماند، و آن کودکِ پنجساله، با صلابتِ تمام، امامتِ خود را به جهانیان اثبات کرد.
بعضیها گمان میکنند امام عسکری علیهالسلام فقط در سوگ و اندوه به سر میبردند، اما راویت شده که ایشان در میانِ دیوارهایِ بلندِ حصرِ نظامی، به کودکانی که در کوچههایِ سامرا بازی میکردند، لبخند میزدند و با آن لبخند، امید را در دلِ شیعیان زنده نگه میداشتند. امام با وجودِ تمامِ محدودیتها، دین را از انحصارِ خواص خارج کرد و به زبانِ مردمِ عادی آورد. ایشان با تأسیسِ شبکهٔ وکلا و پرورشِ شاگردانی ، معارفی را به جامعهٔ شیعه منتقل کردند که امروز، ستونِ فقراتِ اعتقادِ ماست. اما شاید مهمتر، این بود که ایشان به ما آموختند حتی در دلِ تاریکترین شبها، میتوان چراغِ معرفت را روشن نگه داشت؛ چراغی که قرار بود در دورانِ غیبت، مسیرِ هدایت را برای ماروشن کند.
امروز من، یکی از زنان سرزمینم که این سطرها مینویسم، کوههایِ استوارِ البرز را تصور میکنم که همچون صبرِ امام عسکری علیهالسلام، قرنهاست که ایستادهاند.اینجا دیار مادرانی است که با الهام از همان لبخندِ امیدِ امام، در میانِ هجمههایِ سهمگینِ رسانهای و فرهنگی، خانههایشان سامرایِ کوچکِ ایمان است. همانطور که حضرت نرجس سلام الله علیها در دلِ دژِ نظامیِ سامرا، امنترین پناهگاه را برایِ امامِ زمانِ خود ساخت، مادرانِ سرزمینم، امروز نیز با هوشیاری و غیرتِ مادرانه، حریمِ خانواده را از تهاجمِ بیامانِ فرهنگی حفظ میکنند.
این، میراثِ گرانبهایِ امام عسکری علیهالسلام برایِ ماست؛ میراثی که در کوچهپسکوچههایِ شهر جاری است.
پس بیایید از دلِ این ایامِ سوگ، یک پویشِ مادرانه راه بیندازیم: هر مادر، یک سفیرِ مهدوی یعنی هر کدام از ما متعهد شویم که این هفته، یک مفهومِ کلیدی از سیرهٔ امام عسکری علیه السلام را همچون صبر در مصیبت، حفظِ وحدت، یا پاسخ به شبهاتِ روز به زبانی ساده، این معارف را به نسلی که چشم به ظهور دوخته، هدیه دهیم. این، کوچکترین کاری است که از دستِ ما برمیآید؛ اما یقین دارم که همین کارِ کوچک، در نظامِ عالم، بینهایت بزرگ است.
و حالا از شما میپرسم، اگر قرار باشد فردا، نامِ یکی از ما در تاریخ، به عنوانِ «مادری که معارفِ مهدوی را در دلِ تاریکیهایِ امروز نجات داد» ثبت شود، آیا شما آمادهاید که آن مادر، خودتان باشید؟ من که از امشب، این آمادگی را با قصهای برایِ فرزندم آغاز کردهام. منتظرِ ظهور باشید، اما برای اقدام، هرگز منتظرِ فردا نمانید. امروز، در همین خانه، با همین فرزند، با همین یک حدیث، دست به کار شوید که طلوعِ ولایت، از آستانهی خانهی شما سر میزند.
شهادت، غروبِ خورشیدِ سامرا بود، اما طلوعِ خورشیدِ ولایت در قلبِ منتظران، هرگز غروب نخواهد کرد.
محبوبه دوستی طلبه حوزه علمیه تخصصی کوثر فردیس
سخنان جناب حجت الاسلام و المسلمین دکتر عبدالهادی مسعودی قائم مقام ریاست دانشگاه قرآن و حدیث پیرامون اهمیت تحصیل در رشته علوم و معارف حدیث شیعه
مدرسه علمیه تخصصی کوثر در مقطع سطح سه گرایش علوم و معارف حدیث شیعه در سال تحصیلی ۱۴۰۶-۱۴۰۵ طلبه می پذیرد از همه طلاب سال آخر مقطع سطح دو و دانش آموختگان برای تحصیل در مقطع سطح سه گرایش علوم و معارف حدیث شیعه دعوت می نماییم. ⭕️ فقط 3 روز تا اتمام فرصت نام نویسی، فرصت باقیست.
آخرین فرصت ثبت نام: ۳۱مردادماه ۱۴۰۵
ثبتنامازطریق:
مدرسه علمیه تخصصی کوثر در سال تحصیلی ۱۴۰۶_۱۴۰۵ و مقطع سطح ۳(کارشناسی ارشد ) در رشته تحصیلی:
آدرس:کرج، فردیس ،فلکه چهارم ،خیابان چهلم شرقی ☎️تلفن :۰۲۶۳۶۵۵۱۰۹۰
آغاز پذیرش حوزه های علمیه خواهران در سال تحصیلی ۱۴۰۵_۱۴۰۴: ◽️ سطح ۲
دریافت شرایط و ضوابط:
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
به گزارش خبرگزاری رسا، بعد از فیلم اسفند ساخته «دانش اقباشاوی» اشک هور دومین اثر است که به زندگی این سردار شهید (علی هاشمی) میپردازد.
اشک هور داستانی غیرخطی دارد و اوایل تیر ۱۳۶۷ تا ۲۲ سال بعد را روایت میکند. ابتدای فیلم متوجه میشویم که روایتگر قصه همرزم و رفیق علی هاشمی است که این روزها تقریباً به سن ۶۰ سالگی رسیده است. فیلم اواخر جنگ تحمیلی را به تصویر میکشد.
علی هاشمی علیرغم میل باطنی و با ناراحتی زیاد با دستور مجبور به عقب نشینی از جزیره مجنون میشود، علی هاشمی قبل از خروج خودش از جزیره همه افرادش را با اصرار زیاد از منطقه خطر خارج میکند و خودش به همراه رزمنده دیگری به نام «گرجی پور» آخرین نفراتی هستند که میخواهند از جزیره خارج شوند که در این لحظه با صحنهای تراژیک روبرو میشویم.
هلیکوپترهای سنگین و پیشرفته عراقی در جزیره مجنون راه را بر علی و همرزمانش میبندند.
علی موفق میشود همرزمانش را از منطقه خطر دور کند اما خودش با شلیکهای پیاپی موشک هلیکوپترها ناپدید میشود و بعد از ۲۲ سال در سال ۸۹ پیکر علی پیدا میشود.
رویا افشار نقش مادر علی را بازی میکند، با وجود اینکه کمتر در این تیپها ظاهر شده اما از عهده نقشش بسیار خوب برمیآید و در واقع بازی خوب و باورپذیر کاراکترها باعث شد که فیلم بتواند ارتباط خوبی با مخاطب عام برقرار کند.
فیلم اشک هور شباهتهای محتوایی زیادی به «شیار ۱۴۳» نرگس آبیار دارد، اما به خوبی میتواند روحیه فداکاری و سلحشوری شهید هاشمی و همچنین انتظارهای درونگرایانه مادرش را به تصویر بکشد.
مهدی جعفری بعد از فیلمهای «یدو» و «۲۳ نفر» با ساخت اشک هور در واقع هتریک فیلمهای دفاع مقدسی خودش را انجام داد.
از دیگر نقاط قوت فیلم میتوان به فیلمبرداری خوب مخصوصاً در سکانسهای مربوط به هلیکوپتر و همچنین بازی باورپذیر بازیگران اشاره کرد، موسیقی متن فیلم هم نمره قابل قبولی دارد مخصوصاً در لحظهای که مادر علی با تکاندن خاک پوتینهای فرزندش به خاطرات گذشته او میاندیشد.
در اواسط فیلم به خوبی متوجه میشویم که فیلمساز به سوژه علاقمند است، فیلم به اصالت خود پایبند است و احساسات نویسنده و کارگردان در این اثر موج میزند و تمام سعی خود را میکند که بهترین فیلم را بسازد.
جغرافیای فرهنگی فیلم و ارتباط آدمها با این جغرافیا برای بیننده باورپذیر است و کارگردان به درستی از زاویه دید دیگران زندگی علی هاشمی را روایت میکند و تداخل و پیوند این زوایای دید هم به خوبی خود را نشان میدهد. برخی منتقدان و کارشناسان سینما به درستی نظر به دو پاره بودن اثر دارند، زیرا این فیلم هم فداکاری، اخلاص و شجاعت جوانان ما در جنگ تحمیلی را به تصویر میکشد، هم انتظار غریب و طولانی مادر شهید را به زیبایی نشان میدهد.
از جمله مشکلات و ضعفهای این اثر که در بسیاری از فیلمهای ایرانی دیده میشود عدم شخصیت پردازی درست کاراکترها است، درحدی که شخصیتها درست تعریف نمیشوند و تقریباً اطلاعات درستی از گذشته آنها به مخاطب و بیننده منتقل نمیشود.
دیالوگ نویسی فیلمنامه هم ایراداتی دارد، دیالوگها اغلب شعاری و غیر واقعی هستند و هیچ کدام یک فکت و دیتای تاریخی دقیق ارائه نمیدهد. این فیلم داستان قرارگاه نصرت که همگی بچههای خوزستان هستند را روایت میکند منتها در کنار ضعف دیالوگها از لهجه عربی شیرین هم خبری نیست.
در جایی از فیلم یک نزاع طایفهای اتفاق میافتد؛ علی هاشمی به عنوان مصالحهگر وارد منزل میشود، اما لهجه وی کاملاً خنثی و معمولی است و انگار یک شهروند تهرانی میان بچههای خوزستان آمده است.
تورج الوند در نقش «بدران» راوی قصه از «رضا ثامری» که نقش شهید علی هاشمی را به عهده دارد بهتر و باورپذیرتر بازی میکند.
متاسفانه در اکثر سالهایی که جشنواره فجر برگزار شده ما نوعی عجله و شتاب زدگی در تعدادی از آثار میبینیم که باعث سوژه سوزی و ضعف در روایت قصه میشود.
در پایان آنچکه باید گفت این است که اشک هور سطح سینمای دفاع مقدس را ارتقا داده و میتواند یکی از آثار به یاد ماندنی سینمای جنگ باشد و هر کسی با هر نگاه سیاسی و فرهنگی و با هر سلیقهای که دارد، اگر به زندگی نامه قهرمانان کشورمان و اتفاقات جنگ تحمیلی علاقمند باشد میتواند فیلم اشک هور را ببیند، تا با گوشه ای از رشادتها و فداکاریهای جوانان و مردم کشورمان آشنا شود.
نویسنده: حسن شیخی
|
|
|
|