اندیشوران

خانهتماس

آخرین مطالب

  • ضرورت مواجهه قاطع با پروژه برهنگی
  • آزمون تکمیل ظرفیت سطح 2 حوزه‌های علمیه خواهران
  • نماز، پشتوانه جهاد و فتح و ظفر در میدان مبارزه امروزِ ملت ایران است
  • آن هشدار هنوز زنده است
  • زبان دیروز، مخاطب امروز
  • آیا قرآن می‌گوید هر جا مشرکان را دیدید، بکشید؟
  • گوشه‌هایی از بازدید رهبر شهید انقلاب از پشت صحنه فیلم سینمایی محمد رسول‌الله(ص)
  • معرفی سه کتاب کاربردی در عرصه عفاف و حجاب؛ توصیه‌ای ارزشمند برای مبلغان و اندیشمندان
  • بازگشت به سادگی و وقار حضرت زینب
  • من فراتر از ویترینم؛ جوانه وقار از ریشه باور
آبان 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
    • 123
  • پژوهش
    • نگاهی به احکام ناشران در یک اثر
    • فرهنگ نامه در پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی
    • فهرست منابع لغوی و اصطلاحی
    • راهبردي‌ترين اصول اخلاقي در پژوهش
    • پژوهش در حوزه های علمیه
    • سامانه «عرضه و تقاضای پژوهش» رونمایی شد
    • روش های جستجوی قدرتمند در گوگل
    • شیوه انتخاب عنوان مقاله و پایان نامه
    • جملات قصار مقام معظم رهبری در مورد کتاب و کتاب خوانی
    • کتاب خوانی در نگاه رهبری
    • آموزش کتابخوانی
    • آموزه های اخلاقی اسلام درباره پژوهش
    • پژوهش و نگارش در آینه احادیث
    • اصول و روش های کار تیمی
    • ارکان و قلمرو نقد و بررسی پژوهشی
    • جستجوی حرفه ای در گوگل
    • اعتبارسنجی آثار پژوهشی برای نگارش علمی
    • آیا بازنویسی یک متن، سرقت علمی است؟
    • تلگرام، سرقت داده، سرقت علمی، به همین راحتی...
    • «پارافریز» چیست؟
    • سایه‌نویسی چیست؟ زوایای اخلاقی سایه‌نویسی
    • پژوهش های حوزه باید ناظر به نیازهای حاکمیتی باشد
    • محوریت آموزش و استاد مانع کاربردی شدن پژوهش های حوزوی
    • افشای نام مرتکبان سرقت علمی؟!
    • پژوهش و جایگاه آن در حوزه های علمیه
    • فرهنگ معین، فرهنگ تحقیق و دانش‌­پژوهی است
    • 30 تیرماه آخرین مهلت ثبت‌نام «مدرسه تابستانی» خانه کتاب
    • پژوهش کیفی چیست؟ پژوهش کیفی چیست؟ پژوهش کیفی چیست؟
    • تفاوت تحقیق و تالیف
    • نگارش در نگاه امام صادق علیه السلام
    • تبیین واژه "تحقیق"
    • توصیه رهبرانقلاب بمناسبت روز دختر
    • فهرست نشریات نامعتبر و جعلی خارجی/ دانلود
    • آسیب شناسی عرصه پژوهش و پژوهشگران در ایران
    • شیوه نامه تدوین و نگارش پایان نامه
    • زباله دان پایان نامه ها و مقاله ها!!!!!!!!
    • آدرس سایت های حاوی مقالات علمی و پژوهشی
    • تفاوت بین کنفرانس و سمینار و کنگره و همایش و ..
    • مزایای وبلاگ نویسی
    • ویروس جهل
    • فراخوان پذیرش ششمین دوره پژوهشگری معارف انقلاب اسلامی(۱۳۹۹)
  • جشنواره
    • پنجمین جشنواره پژوهش گروهی رشد
    • اختتامیه دومین جشنواره علامه شعرانی
    • فراخوان دوازدهمین جشنواره ملی انتشارات روابط عمومی
    • فراخوان مقاله در دومین جشنواره ملی بانوی کرامت
    • مسابقات پژوهشی ولایت فقیه برگزار می شود
    • سومین جشنواره رسانه ای ابوذر در استان البرز
    • آغاز هشتمین دوره مسابقه پژوهش گروهی رشد
  • مقاله نویسی
    • شیوه نگارش مقاله علمی
    • نکات کلیدی در مقدمه مقاله
    • مقاله نویسی را شروع کنیم
    • رعایت تكنیك‌ها در مقاله‌نویسی
    • تفاوت مقدمه با چکیده
    • تفاوت مقاله علمی-پژوهشی با علمی-ترویجی
    • اصول چکیده نویسی در مقالات
    • اصول نگارش مقدمه مقاله
    • فهرست نشریات حوزه های علمیه
    • راهکارهایی برای ساده نویسی
  • خبرنامه پژوهش حوزه علمیه کوثر
    • لیست موضوعات پایان نامه های دفاع شده حوزه علمیه کوثر
    • لیست موضوعات پایان نامه (در دست انجام) سطح2
    • جلسه شورای پژوهشی در حوزه علمیه کوثر
    • نمایشگاه کتاب در حوزه علمیه کوثر
    • دفاعیه 5 پایان نامه در حوزه علمیه کوثر برگزار می شود
    • آیین نامه نگارش پایان نامه سطح دو حوزه علمیه (دانلود)
    • دستورالعمل نگارش تحقیق پایانی سطح دو / دانلود
    • تصویب سه موضوع تحقیق پایانی در جلسه شورای پژوهشی حوزه علمیه کوثر
    • موضوعات پیشنهادی برای انتخاب عنوان مقاله و پایان نامه با محوریت امام خمینی(ره)
    • درخشش طلاب حوزه علمیه کوثر در اولین همایش ملی علوم اجتماعی، علوم تربیتی، روانشناسی و امنیت اجتماعی
    • مراحل نگارش پایان نامه سطح 2 (حوزه علمیه کوثر)
    • درخشش طلاب حوزه علمیه کوثر در دومین همایش بین المللی سیره پیامبر رحمت (ص) با مخالفانش
    • آیین افتتاحیه حوزه های علمیه استان البرز به روایت تصویر
    • برگزاری جلسه دفاعیه در حوزه علمیه کوثر
    • برگزاری جلسه دفاعیه در حوزه علمیه کوثر
    • برگزاری جلسه دفاعیه در حوزه علمیه کوثر
    • دیدار کادر و معاونین حوزه های علمیه خواهران استان البرز با امام جمعه کرج
    • موضوعات پیشنهادی پایان نامه و مقاله
    • جلسه دفاعیه 3 پایان نامه سطح 2 در واحد پژوهش حوزه علمیه کوثر برگزار می شود
    • منتخبین پانزدهمین دوره جشنواره بانوی کرامت در بخش وبلاگ نویسی
    • موضوع: درخشش طلاب حوزه علمیه کوثر در دومین همایش ملی پژوهش های قرآنی
    • برگزاری کافه کتاب در حوزه علمیه کوثر فردیس
    • برگزاری مسابقه خلاصه نویسی در حوزه علمیه کوثر فردیس
    • بیانیه معاونت پژوهش حوزه علمیه کوثر فردیس
    • نتایج شانزدهمین جشنواره منتخبین برترین های پژوهشی بانوی کرامت
    • برگزاری کارگاه آموزشی نرم افزار واژه پرداز word
  • چکیده تحقیق پایانی سطح2
    • عدالت سیاسی و اقتصادی در نهج البلاغه
    • تبیین و تشریح وقف در فقه امامیه و حقوق اسلامی
    • مفهوم هدایت و اقسام آن در قرآن
    • شیوه های امر به معروف و نهی از منکر و علل مهجوریت آن از منظر آیات و روایات
    • سنت ابتلا از دیدگاه آیات و روایات
    • بررسی تطبیقی حدود اختیارات ولی قهری در امر ازدواج دختر در فقه امامیه و حقوق موضوعه
    • ویژگی های لباس ظاهر در آیات و روایات و آسیب شناسی آن
    • مقایسه حکومت جهانی حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) با جهانی شدن غربی
    • پیوند انتظار و عاشورا از دیدگاه آیات و روایات
    • مقایسه تطبیقی منجی موعود از منظر مسیحیت و شیعه اثنی عشری
    • حب دنیا و راه های مقابله با آن
    • علل انحراف انسان از منظر نهج البلاغه
    • جوان و راه های ارتباط خانواده با او در آیات و روایات
    • بررسی حضانت از دیدگاه فقه و حقوق
    • حدود آزادی بیان در عرصه فرهنگ و سیاست
    • چکیده نویسی در جهان و ایران
    • راهبردهای قرآن در پیشگیری از انحرافات اجتماعی
    • ریشه یابی فرار دختران از خانه
    • بررسی جنگ نرم در جوامع اسلامی
    • عوامل صحیح افزایش ثروت از منظر آیات و روایات
    • ارث زن از دیدگاه قرآن
    • مهجوریت قرآن و راه های زدودن آن
    • عوامل غفلت و راه های نجات از آن در منظر آيات و روايات
    • دشمن شناسی دشمن ستیزی از منظر آیات و روایات
    • تزکیه نفس از منظر آیات و روایات
    • نقش دین اسلام درجلوگیری از آسیب ها ی اجتماعی جوانان
    • تجسم اعمال و اثر توبه بر آن
    • شیوه های برقراری ارتباط صحیح میان فردی از منظر آیات و روایات
    • جایگاه مشورت در سبک زندگی اسلامی
    • نکات مهم در انتخاب کلید واژه ها در مقاله و پایان نامه
    • تجلی بیان قرآن در خطبه های امام حسین علیه السلام از مکه تا کربلا
    • عوامل دستیابی به امنیت اجتماعی از منظر آیات و روایات
    • عوامل موثر بر فرایند تربیت نسل منتظر و مهدوی
    • راهکارهای اقتصادی اسلام جهت تحقق سبک زندگی دینی از منظر آیات و روایات
    • شرایط بهره مندی از امدادهای غیبی در قرآن
    • نکات کلیدی در ضرورت و اهمیت تحقیق
    • راه های کنترل نفس اماره از منظر قرآن و حدیث
    • دیپلماسی میراث داران عاشورا در مقابل دشمنان
    • ثبات قدم در دینداری از دیدگاه آیات و روایات
    • آثار فردی نماز از دیدگاه آیات و روایات
    • آثار توسل از منظر آیات و روایات
    • زمینه های تفکر و تاثیر آن در زندگی فردی انسان
    • بررسی اشتراکات منجی موعود از منظر یهودیت و شیعه اثنی عشر
    • شناخت محدود صفات ذاتیه خداوند از دیدگاه قران
    • عوامل سعادت انسان از دیدگاه قرآن
    • صله رحم از دیدگاه آیات و روایات
    • زمینه های پیدایش گناه از دیدگاه آیات و روایات
    • آثار اخلاق سياسي حاكمان ديني از منظر قرآن كريم
    • آثار شناخت نفس در تكامل انسان
    • بررسي پلوراليسم رفتاري از نگاه اسلام
    • وفاي به عهد و نقض پيمان از منظر ايات و روايات
    • ابعاد مديريت زن درخانواده در آموزه هاي اسلامي
    • بازخواني انگيزه هاي ايجاد وحدت و راهكارهاي آن در انديشه امام خميني(ره)
    • نقش تفكر در تعالي انسان
    • عوامل فتنه و راه هاي مبارزه با آن از منظر امام علي عليه السلام
    • نقش مردم در نظام مردم سالاري ديني
    • عوامل تقويت كننده ايمان از منظر ايات و روايات
    • عوامل، پیامد ها و راهکارهای درمان سوء ظن
    • عوامل تقرب به خدا از منظر آیات و روایات
    • آثار و پیامدهای کسب حرام از منظر آیات و روایات
    • شاخصه های اصحاب الیمین در دنیا و آخرت از منظر آیات و روایات
    • پیام های تربیتی سوره مبارکه یوسف علیه السلام
    • مقایسه تطبیقی الهام در عرفان حلقه و عرفان اسلامی
    • اهداء اعضا بعد از قصاص و اجرای حد از نظر فقه امامیه
    • شاخصه های فرهنگی خانواده متعالی در اسلام
    • عوامل و موانع برکت از دیدگاه آیات و روایات
    • آداب دعا از دیدگاه امام حسین (علیه السلام) با توجه به دعای عرفه
    • شاخصه ها و وظایف خواص در جامعه اسلامی از منظر آیات و روایات
    • جهاد دفاعی و اصول حاکم برآن از منظر آیات و روایات
    • آثار بصیرت فرهنگی و سیاسی از دیدگاه مقام معظم رهبری مدظله العالی با تاکید بر آیات و روایات
    • نکات اخلاقی دعای مکارم الاخلاق امام سجاد علیه السلام
    • وظایف والدین بر مدیریت جنسی نوجوانان از منظر اسلام
    • بررسی مفهوم عدالت و عوامل اجرای آن در جامعه بشری با تأکید بردیدگاه دینی
    • پیامدهای اشتغال زنان از منظر اسلام
    • روش شناسی استکبار و راه های مبارزه با آن از دیدگاه امام خمینی (رحمه الله علیه)
    • تحلیل مفهوم امانت الهی در قرآن با تکیه بر آیه 72 سوره احزاب
    • عوامل ضلالت انسان از دیدگاه قرآن کریم
  • فراخوان مقاله
    • همایش ملی علوم اجتماعی، علوم تربیتی، روانشناسی و امنیت اجتماعی
    • فراخوان مقاله نشریه تخصصی دین و دینداری
    • فراخوان مقاله نشریه مطالعات حقوق بشر اسلامی
    • همایش ملی « نگرش علمی و کاربردی به عفاف و حجاب »
    • فراخوان مقالات کنگره بزرگداشت منزلت و خدمات علمی و انقلابی آیت‌‌‎الله شهید مصطفی خمینی(ره)
    • همایش «جنبش های معنوی نوظهور» (جمن)
    • فراخوان مقاله تأثیرگذاری فضای مجازی در ارتقای آموزش‌های دینی
    • همایش اتحاد حقوقی جهان اسلام برگزار می شود
    • دومین کنفرانس بين المللى مطالعات اجتماعی فرهنگی و پژوهش دینی
    • همایش بین المللی سیره و روش پیامبر رحمت (ص) با مخالفانش (علمی - پژوهشی)
    • کنگره بین‌المللی «نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی» برگزار می‌شود
    • همایش ملی علامه شمس الدین محمد خفری
    • همایش ملی "جایگاه زنان در سند چشم انداز 20 ساله
    • همایش بین المللی فقه و حقوق،وکالت و علوم اجتماعی
    • فراخوان مقاله بررسی ابعاد فرهنگی اقتصاد مقاومتی
    • فراخوان مقاله دومین همایش ملی شفای پایدار
    • سومین همایش ملی پژوهش های نوین در حوزه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی ایران
    • حمایت از آثار برگزیده طلاب در کنگره نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی
    • فراخوان مقاله روش پژوهشی علامه محمد تقی جعفری
    • فراخوان کنفرانس ملی رویکردهای نوین علوم انسانی در قرن 21
    • فراخوان مقاله در اولین همایش بین‌المللی دین، فرهنگ و فناوری
    • همایش «مردم‌سالاری دینی؛ جهان اسلام و غرب» برگزار می‌شود
    • سومین همایش مالی اسلامی برگزار می‌شود
    • فراخوان مقاله کنگره بزرگداشت حاج شیخ غلامرضا یزدی
    • سومین همایش بین المللی شرق شناسی - صلح و دیپلماسی فرهنگی
    • اولین کنفرانس بین المللی ظرفیت شناسی و تاثیرگذاری فضای مجازی در ارتقای آموزش های دینی
    • فراخوان مقاله «چیستی صلح؛ مبانی مفهومی- نظری و چشم اندازهای راهبردی»
    • یازدهمین همایش بین المللی پژوهش های قرآنی برگزار می شود
    • فراخوان پذیرش مقاله در دوفصلنامه پژوهش های تمدن نوین اسلامی
    • فراخوان مقاله در همایش ملی قرآن کریم؛ جامعیت و جهانی بودن
    • فراخوان مقاله در همایش بین المللی حقوق وفقه اسلامی
    • همایش علمی واکاوی فکری، فرهنگی و تمدنی تاریخ دفاع در ایران(با تأکید بر هشت سال دفاع مقدس)
    • فراخوان مقاله اولین همایش بین المللی فرآورده های حلال
    • همایش بین‌المللی "بازخوانی تمدن اسلامی و جهان شهر معنوی با تأکید بر شهر مقدس مشهد"
    • فراخوان مقاله اولین همایش ملی آسیب شناسی و آسیب زدایی پدیده شکاف بین نسلی (زمینه ها، چالش ها و راهکارها)
    • همایش بین المللی گفتگوهای فرهنگی در چشم انداز تمدنی ایران و جهان عرب
    • فراخوان مقاله گفت و گوهای ایران و جهان عرب
    • فراخوان مقاله همایش ملی علمی پژوهشی حضرت شاهچراغ علیه السلام
    • فراخوان مقاله همایش ملی پیشگیری از خشونت؛ چالش ها و راهکارها
    • فراخوان مقاله چهارمین همایش ملی مطالعات و تحقیقات نوین در حوزه علوم تربیتی و روانشناسی ایران
    • فراخوان مقاله چهارمین کنگره بین المللی فرهنگ و اندیشه دینی
    • فراخوان مقاله هفدهمین کنگره بین المللی نهج البلاغه
    • فراخوان مقاله در همایش بین‌المللی اخلاق در ادیان
    • فراخوان مقاله در همایش ملی «قرآن کریم؛ جامعیت و جهانی بودن»
    • همایش کشوری دانشِ موضوعی – تربیتی دانشِ آموزشِ محتوا
    • چهارمین کنفرانس ملی پژوهش های کاربردی در علوم تربیتی و مطالعات رفتاری و آسیب های اجتماعی ایران
    • آخرین مهلت ارسال مقاله به همایش «جاودانگی نفس در اسلام و مسیحیت»
    • دومین کنفرانس ملی علوم اسلامی و پژوهش های دینی
    • دومین کنفرانس بین المللی پژوهشهای دینی، علوم اسلامی، فقه و حقوق در ایران و جهان اسلام
    • دومین همایش ملی پژوهش های قرآنی
    • فراخوان مقاله در همایش ملی معنویت های نوظهور؛ شاخصه‌ها و نقد‌ها
    • چهارمین کنفرانس بین المللی مطالعات اجتماعی فرهنگی و پژوهشهای دینی
    • دومین همایش بین المللی قرآن در اندیشه و سیره امام خمینی (ره) با رویکرد اخلاق و اجماع
  • نشست علمی
    • نشست علمی روایات مهدویت در کتاب کافی برگزار می‌شود
    • نشست بین‌المللی «الهیات خانواده از نگاه اسلام و مسیحیت» برگزار می‌شود
    • نشست علمی عوامل ظهور ساز و فهم معنا برگزار می شود
    • سومین کرسی علمی ترویجی نظریه پردازی برگزار می شود
    • نشست کارشناسی انتخاب اصلح، زمینه ساز حکومت مهدوی
    • نشست علمی شهید سردار سلیمانی و قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران
  • معرفی نرم افزار
    • کتابخانه های دیجیتال اسلامی
    • نخستین دانشنامۀ اینترنتی امام حسین(ع) رونمایی می‌شود
    • دانلود نرم افزار نهج البلاغه با قابلیت عالی برای اندروید
    • نرم افزار تلفن همراه "قرآن سراج" منتشر شد.
    • رونمایی از نرم افزار مقتل الحسین با حضور شخصیت های حوزوی
    • رونمایی از نرم افزار رسالت های طلاب در گام دوم انقلاب اسلامی
  • معرفی کتاب
    • جایگاه وحی در فلسفه سیاسی منتشر شد
    • کتابی جدید با موضوع زندگینامه رهبر انقلاب
    • چاپ سوم «گشت ارشاد در آمریکا»، در بهار ۱۳۹۶ منتشر شد
    • دانلود کتاب « نماز در قرآن» / ویژه مسابقه پیامکی ماه مبارک رمضان
    • آشنایی با کتاب «مجمع البحرین»
    • كتاب‌های حدیثی شیعه
    • معرفی کتاب عيون أخبار الرضا( ع)
    • آشنایی با کتاب قاموس قرآن‏
    • آشنایی با کتاب وحى در قرآن‏
    • معرفی کتاب «الأمالي‏» شیخ مفید و شیخ طوسی
    • آشنایی با کتاب تحف العقول‏
    • معرفی كتاب الغيبة
    • اهدای کتاب به مدارس علمیه خواهران
    • چهل و ششمین جلد از مجموعه آثار قرآنی«سرمه سعادت» منتشر شد
    • کتاب « ناگفته‌هایی از سقیفه؛ رویکردها، پیامدها و واکنش ها» منتشر شد
    • معرفی کتاب «جادوگری از نظر اسلام»
    • انتشار شش کتاب با رویکرد میان‌رشته‌ای در حوزه اخلاق
    • اولین اثر از کتاب های برگزیده "جایزه بزرگ پیامبر اعظم(ص)" منتشر شد/ آیا محمد یک پیامبر بود؟
    • ​انتشار رمانی عاشورایی
    • جلد اول کتاب دانشنامه علوم قرآن منتشر شد
    • بررسی موضوعی آثار شهید مطهری
    • معرفی و سیر مطالعاتی آثار علامه عسکری رحمه الله متناسب طلاب و دانشجویان معارف اسلامی
    • لیست آثار شیخ کلینی با فرمت اکسل
    • لیست کتاب های مقالات انقلاب اسلامی
    • مسابقه کتابخوانی ویژه همسر و خانواده طلاب
    • تفسیری برای امروز با ترجمه‌ای فاخر
  • متفرقه
    • دوره‌های تخصصی «إقراء»
    • برسد به دست طلبه‌ها و روحانیون
    • برنده اصلی انتخابات ریاست جمهوری
    • «اسلام کوئست»؛ پایگاهی برای پاسخ گویی به سؤالات قرآنی و اسلامی
    • اعلام نتایج آزمون ورودی جامعه الزهرا (س) سال تحصیلی ۹۷-96
    • تفاوت همایش، کنفرانس، سمینار، کنگره، فراخوان، میتینگ، جشنواره، کنوانسیون
    • مسابقه کتابخوانی «شرایط ظهور از دیدگاه قرآن کریم»
    • با حجاب به جنگ حجاب رفته اند!!!
    • شب قدر چه شبی است؟
    • دوره تربیت معلم ویژه علاقمندان به فعالیت‌های تربیتی و تدریس در مدارس
    • پشت پرده گردهمایی سالانه منافقین/ فیلم
    • 8 شوال روز بقیع را فراموش نکنیم
    • دعوت به چالش چادر...
    • دوره‌های تربیت‌معلم نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه برگزار می‌شود
    • خاطره ای از جاویدالاثر سردار حاج احمد متوسلیان
    • انتقاد همسر یک طلبه از پست های عاشقانه و عبا و عمامه ای برخی از همسران طلاب در اینستاگرام
    • کبر و تکبر چیست؟
    • تصويری از اتاق مطالعه و کتابخانه رهبر انقلاب
    • طرح نذر و صدقه كتاب در مترو
    • شروع شماره گذاری از صفحه دلخواه در Word
    • «قاچاق زنان ایرانی» موضوع فیلمی که شاید مجوز ساخت نگیرد
    • اظهارنظر متفاوت باران كوثری درباره ماجرای نيمروز
    • قدیمی ترین فروشنده روزنامه در کشور
    • شماره 26 فصلنامه «قرآن پژوهی خاورشناسان(قرآن و مستشرقان)» منتشر شد
    • کمپین حوزوی انتقام سخت ایجاد شد
  • طرح نامه تحقیق
    • طرحنامه نویسی
    • طرحنامه پایان نامه 1
    • طرحنامه پایان نامه 2
    • توصیه­ های کاربردی در طرح نامه نویسی
    • پیشینه نویسی در تحقیقات میدانی
    • نحوه نوشتن پیشینه تحقیق پایان نامه
    • ضرورت تحقیق در پژوهش
  • نمایشگاه کتاب
    • نمایشگاه کتاب
      • گشایش سی اُمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب
      • بن کارت در نمایشگاه کتاب
      • کتاب‌های الکترونیک
      • کارگاه ویرایش و نشر در نمایشگاه کتاب
      • معرفی بسته کتاب «شهید مطهری» ویژه نمایشگاه کتاب تهران
      • کارگاه «ویرایش و نشر زبانی و صوری» در نمایشگاه کتاب
      • وقف ۱۴۰۰ جلد کتاب تخصصی آیت الله سبحانی به دانشگاه تهران
      • ٢١ هزار پایان نامه در کمیته بانوان بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی قرآن ارائه شد.
      • آغاز طرح «تابستانه کتاب» با مشارکت بیش از 800 کتابفروشی
      • مردم از کتاب‌های کدام ناشران در طرح تابستانه استقبال کردند؟
      • بهره مندی از تخفیف ویژه در پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تخصصی حوزه دین
      • هفته کتاب و کتابخوانی
    • ثبت‌نام بُن‌ کتاب طلاب و دانشجویی در نمایشگاه کتاب ۹۸
    • آغاز به کار سی و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران
    • «قدم عاشقی» در آستانه حماسه اربعین خواندنی شد
    • نمایشگاه مجازی کتاب
  • آموزش نویسندگی
    • نکات ویرایشی
      • بهتر بنویسیم
    • محاوره نویسی
    • اصول و روش نویسندگی
    • ویژگی‌های پژوهشگر موفق
    • ویژگی های موضوع مناسب پژوهش
    • شناخت کلمات / اصول نوشتن
    • چند نکته برای نوشتن یک توصیف خوب
    • روان بودن یا سادگی / راه نوشتن
    • ریتم و ارتباط بین اجزای اثر
    • خلاصه نویسی و روش نوشتن آن
    • انواع روش های تحقیق
    • سودمندی و خوشایندی نوشتار
    • محورهای اصلی نگارش
    • دیکته یا انشا!!
    • از بیشترنویسی تا بهترنویسی
    • تجربه‌های نگارشی
    • سوژه يابي در نگارش
    • پايه‌هاي نويسندگي
    • نويسنده كيست؟
    • قانون طلاييِ نويسندگي
    • آموزش ویراستاری؛ گیومه («»)
  • یادداشت
    • دختردارها بخوانند
  • سخنان ناب
    • فضیلت دانش طلبى
    • اهمیت و ارزش مطالعه کتاب
    • فواید شگفت انگیز ‏«چند دقیقه مطالعه» در روز
    • عکس‌ها سندی هستند که با ثبت یک لحظه، راوی تاریخ می‌شوند
    • نشانه‌های اختصاری زبان فارسی در مقاله و پایان نامه
    • حوزه‌های علمیه پژوهشی باید در استان البرز توسعه یابد
    • " مطالعه " انسان را کامل می کند
    • مطالعه از نگاه سقراط
    • هر طلبه؛ یک کتابخوان فرهیخته
    • اهمیت و ارزش کتابخوانی
  • آموزش ویراستاری
    • بالطَّبْع/ بالتَّبَع (نکات ویراستاری)
    • فعل‌های «شدن» و «گشتن» (نکات ویراستاری)
    • فاصله گذاری در خط فارسی (دانلود)
    • آن‌چه | آ‌ن‌چه که (غلط_ننویسیم)
    • معادل سازی واژه ها از دید "مسعودخیام" نویسنده، مترجم و پژوهشگر
    • کوتاه کردن جمله های طولانی
    • تسویه/ تصفیه (نکته های ویرایشی)
    • کاربرد نادرست ویرگول / نکته های ویرایشی
    • انحراف از معیار در جمع با «ات» / نکته های ویرایشی
    • کلمات متشابه /نکات ویرایشی
    • فاصله‌ گذاری در واژه ها و کلمات / نکات ویرایشی
    • واژه «هیچ» در متون فارسی/ نکات ویرایشی
    • صفات سنجشی/ نکات ویرایشی
    • مسأله یا مسئله / نکات ویرایشی
    • انواع حشو (نکات ویرایش)
    • همایش علمی پژوهشی جریان شناسی فرهنگی در عرصه بین الملل
    • را میان اجزای فعل مرکب (نکات ویرایشی)
    • چه هنگامی نوشتن «علیه‌السلام»، «صلی الله علیه و آله وسلم» و نظایر این تعبیرها ضرورت دارد؟
    • مطابقت نهاد و فعل (نکات ویرایشی)
    • نشانه گذاری دو نقطه(نکته های ویرایشی)
    • کاربرد حرف اضافه نامناسب (نکات ویرایشی)
    • تعبیر نامناسب (نکات ویرایشی)
    • تفاوت حرکتی کلمات (نکات ویرایشی)
    • تناسب نهاد و گزاره (نکات ویراستاری)
    • واژه بندی در جملات (نکات ویراستاری)
    • مقصود از درست‌نويسي چیست؟
    • لطفا كمتر بپردازید!!!
    • پنج نکته ویرایشی
    • نکته هایی درباره درست‌نويسي
    • نکته های نگارشی
  • آموزش استفاده از لغت نامه ها در اپلیکیشن اندروید
  • فعالیت ها
  • فصلنامه انوار وحی

آرشیوها

  • مهر 1405 (4)
  • شهریور 1405 (7)
  • مرداد 1405 (5)
  • اسفند 1403 (2)
  • آبان 1403 (1)
  • شهریور 1403 (1)
  • مرداد 1403 (1)
  • خرداد 1403 (4)
  • اردیبهشت 1403 (1)
  • آبان 1402 (2)
  • مهر 1402 (3)
  • شهریور 1402 (3)
  • بیشتر...

بهترین وبلاگ ها

  • گل رزUR
  • یاس کبود
  • ندا فلاحت پور
  • مشکاتِ جان
  • نورفشان
کدام گشت؟؟ کدام ارشاد؟؟!!
ارسال شده در 10 مهر 1401 توسط افشار در متفرقه

 

 

گشت ارشاد

 

میگویند قصه جمع شد و من خنده ام میگیرد. آقایان کمی تامل کنید. وقتی با فهم و معرفت بیدار نشیم باید با خون و آتش بیدار شویم. چاره ای نیست. راه دیگه ای هم نیست. گشت میزدید که چی رو پیدا کنید وقتی همه چیز جلوی چشمتان بود. همین آقا و خانم سلبریتی جلوی چشمتان نبود؟ کاری به موضع گیریهای نمک به حرامی و دیکته شده شان ندارم، کاری به افتخار خرید وسایل خانه از فرانسه و زاییدن در کانادایشان ندارم، کاری به مسخره کردن ارزشهایتان و امیدتان و هویتتان ندارم، به همان ملاک که به دخترکان مترو سوار تذکر میدادید، به همان ملاک چرا اینجا خفه بودید؟ دیدن و پیدا کردن اینها گشت زدن لازم داشت واقعا؟

 

من بیست سال است طلبه ام، در میانه آشوبهای تهران حتی با همین لباس مقدس رفته ام، کمتر از انگشتان یک دست توهین شنیده ام، همیشه احترام بوده و تکریم. اما چند روز پیش یک دختر و پسر نوجوان به خودم و خانواده ام به خیال خود توهین کردند. چیزی هم نگفتند فقط گفتند الهی بمیرید. جلوی خانواده ام سکوت کردم، هنوز از اینکه چرا سکوت کردم اذیتم، در رنجم. چرا حرف دلم را بهشان نگفتم. میخواستم بگویم. الهی بمیرم و فدای شما شوم. الهی بمیرم که شما امروز به خاطر ندانمکاری امثال من اینطور از لباس من و چادر همسر و دخترم نفرت در دلتان جمع نشود. الهی بمیرم برایتان تا شما بمانید و رشد کنید و بفهمید و بساط ظلم را جمع کنید. بساط واقعی و نه توهمی، نه آنچه در ذهنتان ساخته اند به زور و اجبار و‌ قلدری.

 

آنانکه برای جمع کردن بساط کثیف اینستا و واتساپ و هر زمین بازی لجن صهیونیستی، چرتکه میانداختند و حساب کتاب میکردند که اینقدر مشاغل داریم و اینقدر بیکار میشوند و این قدر مردم اذیت میشوند و این قدر آقازاده ها کمتر خودنمایی میکنند و باباهاشان اذیت میشوند و این قدر سلبریتی ها کمتر دنس میدهند و مدیران ارشادمان تاب غصه شان را ندارند.

 

حالا چرا چرتکه هایشان را روی میز نمیگذارند حساب کتاب کنیم؟ قیمت این دختر و پسر و نوجوانهای کف خیابان تک تک شان چند؟ قیمت نفرتی که سلبریتی های حرام لقمه در دلهایشان میکارند چند؟ قیمت ارشادی که بابش را میبندد این مجازی رهای بی صاحب صاحب شیطان، چند؟ قیمت دعوای دختر بیگناه و مادر چادریش در خانه چند؟ قیمت بانک و ماشین و موتور و سطل آشغالها را که میفهمید لعنتی ها، قیمت آنها چند؟ قیمت خون های ریخته شده جوانان بیگناه و چادرهای معصومانه زنان شجاع ما چند؟ چرتکه بیندازید لااقل.

 

مدیونید اگر چند دقیقه یک دختر نوجوان حتی زامبی شده بدست مجازی صهیونیست را نگه دارید و کتایون ریاحی و معتمد اریا و فلان بازیگر و آن بازیکن بی شرف فوتبال را آزاد بگذارید و بعد دوباره در صدا و سیما و غیر آن دعوتشان کنید تا تماشاچی برایشان جمع کنید.

 

مدیونید اگر گشت ارشادهایتان شکمباره های بالاشهری سر و بدن برهنه و حرمت شکن را رها کنند و دم در مترو و اتوبوس و تاکسی گشت بزنند. مدیونید اگر از جمع کردن زمین بازی دشمن در مجازی ذره ای عقب بنشینید. مدیونید اگر سلبریتی ها را علنی محاکمه نکنید که توضیح دهند به کدام حجت و دلیلی نظام را متهم به آدم کشی و پنهان کاری کردند تا بفهمیم فرقشان با گوگوش و داریوش و نونوش و جوجوش و تتلو و کوفت و زهرمار چیست واقعا.

 

بله جمع کردن این عنکبوتهای نامقدس، جرات میخواهد، عدالت در گشت ارشاد جرات میخواهد، معرفت میخواهد. و اگر با معرفت نفهمیم با خون و آتش باید بفهمیم و وای به حال آنها که با خون و آتش هم نمیفهمند.

 

✍ علی مهدیان

آشوب آشوبگر اغتشاش1401 اغتشاشات 1401 بد حجابی بی حجاب جریان اغتشاشات اخیر علی مهدیان مامور گشت ارشاد مهسا امینی گشت ارشاد نظر دهید »
ترجمه و شرح حکمت 257 نهج البلاغه: خانواده پایدار و پاداش شاد کردن دیگران
ارسال شده در 9 مهر 1401 توسط افشار در جشنواره

 

 

حکمت 257

 

 

وَ قَالَ (علیه السلام) لِكُمَيْلِ بْنِ زِيَادٍ النَّخَعِيِّ: يَا كُمَيْلُ مُرْ أَهْلَكَ أَنْ يَرُوحُوا فِي كَسْبِ الْمَكَارِمِ، وَ يُدْلِجُوا فِي حَاجَةِ مَنْ هُوَ نَائِمٌ؛ فَوَالَّذِي وَسِعَ سَمْعُهُ الْأَصْوَاتَ، مَا مِنْ أَحَدٍ أَوْدَعَ قَلْباً سُرُوراً إِلَّا وَ خَلَقَ اللَّهُ لَهُ مِنْ ذَلِكَ السُّرُورِ لُطْفاً، فَإِذَا نَزَلَتْ بِهِ نَائِبَةٌ جَرَى إِلَيْهَا كَالْمَاءِ فِي انْحِدَارِهِ حَتَّى يَطْرُدَهَا عَنْهُ، كَمَا تُطْرَدُ غَرِيبَةُ الْإِبِلِ. و درود خدا بر او، فرمود: اى كميل خانواده ات را فرمان ده كه روزها در به دست آوردن بزرگوارى، و شب ها در رفع نياز خفتگان بكوشند. سوگند به خدايى كه تمام صداها را مى شنود، هر كس دلى را شاد كند، خداوند از آن شادى لطفى براى او قرار دهد كه به هنگام مصيبت چون آب زلالى بر او باريدن گرفته و تلخى مصيبت را بزدايد چنان كه شتر غريبه را از چراگاه دور سازند.

 

امام عليه السلام خطاب به كميل بن زياد نخعى كه يكى از ياران عالم و دانشمند وباتقواى او بود دو نكته مهم را گوشزد كرده، مى‌فرمايد: «اى كميل! خانواده را دستور ده كه روزها در كسب فضايل و مكارم بكوشند و شامگاهان در انجام حوائج مردمى كه در خوابند تلاش كنند»؛ (يَا كُمَيْلُ، مُرْ أَهْلَکَ أَنْ يَرُوحُوا فِي كَسْبِ آلْمَكَارِمِ، وَيُدْلِجُوا فِي حَاجَةِ مَنْ هُوَ نَائِمٌ).


سپس مى‌افزايد: «سوگند به كسى كه تمام صداها را مى‌شنود، هركس سرور وخوشحالى در قلبى ايجاد كند خدا از آن سرور برايش لطفى مى‌آفريند كه هرگاه مصيبتى بر او وارد شود اين لطف همچون آب (در يك سطح شيب‌دار به سرعت) به سوى او سرازير شود تا آن مصيبت را از وى (بشويد و) دور سازد، همان‌گونه كه شتر بيگانه از گله (يا از چراگاه خصوصى) رانده مى‌شود»؛ (فَوَالَّذِي وَسِعَ سَمْعُهُ الاَْصْوَاتَ، مَا مِنْ أَحَدٍ أَوْدَعَ قَلْباً سُرُوراً إِلاَّ وَخَلَقَ آللّهُ لَهُ مِنْ ذلِکَ السُّرُورِ لُطْفاً. فَإِذَا نَزَلَتْ بِهِ نَائِبَةٌ جَرَى إِلَيْهَا كَالْمَاءِ فِي آنْحِدَارِهِ حَتَّى يَطْرُدَهَا عَنْهُ كَمَا تُطْرَدُ غَرِيبَةُ الاِْبِلِ).


امام عليه السلام در نكته اوّل، برنامه زندگى را چنين تنظيم مى‌فرمايد كه در بخشى از آن انسان باايمان بايد به خودسازى و كسب فضايل مشغول باشد، بر علم خود بيفزايد، از تجارب ديگران استفاده كند، صفات برجسته انسانى را در خود پرورش دهد، رذايل اخلاقى را دور نمايد و به سوى كمال انسانى سير كند، و در بخش ديگر به دنبال حل مشكلات مردم باشد.

بنابراين كسانى كه تنها به اصلاح خويش مى‌پردازند و كارى براى حل مشكلات ديگران انجام نمى‌دهند از حقيقت اسلام دورند. همچنين كسانى كه براى انجام حوائج مردم تلاش مى‌كنند و از خود غافلند آن‌ها نيز بيگانه‌اند؛ مسلمان واقعى كسى است كه هم به اصلاح خويش بپردازد و هم به حل مشكلات مردم توجّه كند.


تعبير به «يروح» كه از ماده «رواح» به معناى سير در روز يا سير در بعد از ظهر است (و در اين‌جا مناسب معناى اوّل است، زيرا آن را در مقابل سير در شب قرار داده) نشان مى‌دهد كه بخش اول تلاش و فعاليت انسان بايد در كسب فضايل ومكارم باشد، چراكه انسان تا خود را نسازد نمى‌تواند به ديگران بپردازد.


البته مكارم اخلاق، تمام فضايل اخلاقى را كه در آيات و روايات و كتب علماى اخلاق وارد شده است شامل مى‌شود؛ ولى در بعضى از روايات، انگشت روى موارد خاصى گذاشته شده كه درواقع بخش‌هاى مهم مكارم اخلاق است؛ از جمله در حديثى از امام صادق عليه السلام مى‌خوانيم: «مكارم اخلاق ده چيز است. اگر مى‌توانى تمام آن‌ها در تو باشد انجام ده… راوى سؤال مى‌كند: آن‌ها چيست؟

امام عليه السلام مى‌فرمايد: «صِدْقُ الْيَأْسِ (البأس) وَصِدْقُ اللِّسَانِ وَأَدَاءُ الأَمَانَةِ وَصِلَةُ الرَّحِمِ وَإِقْرَاءُ الضَّيْفِ وَإِطْعَامُ السَّائِلِ وَالْمُكَافَأَةُ عَلَى الصَّنَائِعِ وَالتَّذَمُّمُ لِلْجَارِ وَالتَّذَمُّمُ لِلصَّاحِبِ وَرَأْسُهُنَّ الْحَيَاءُ؛ راستگو بودن در اظهار يأس از آنچه در دست مردم است و نظر به لطف خدا داشتن (يا راستگو بودن در مقام ابراز شجاعت در برابر دشمنان) و راستگويى و اداى امانت و صله رحم و پذيرايى از ميهمان وسير كردن گرسنگان و جبران كردن نيكى‌هاى مردم و تعهد داشتن در برابر همسايگان و تعهّد داشتن در برابر دوستان و رأس همه آن‌ها حياست».


تعبير به «يُدْلِجُوا» از ماده «اِدْلاج» كه به معناى سير در ابتداى شب يا تمام شب است اشاره به اين است كه انسان بايد خدماتش به مردم بى سر و صدا و غالبآ مخفيانه باشد مخصوصاً با تعبير «مَنْ هُوَ نائِمٌ» (كسى كه در خواب است) تا آبروهاى آن‌ها محفوظ بماند و در برابر ديگران شرمنده نشوند. اين يك برنامه جامع و كامل است كه زندگى فردى و اجتماعى را كاملاً اصلاح مى‌كند.

دنياى مادى امروز، كمك‌رسانى به نيازمندان را تحت برنامه‌هاى محدود، در اختيار دولت‌ها قرار مى‌دهد و افراد، كمتر مسئوليتى براى خود قائلند، در حالى كه در اسلام چنين نيست؛ همه كسانى كه توانايى دارند، در برابر مشكلات ونيازهاى حاجتمندان مسئوليت دارند تا آن‌جا كه پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله در حديث معروفى مى‌فرمايد: «وَالَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لا يُوْمِنُ بِي عَبْدٌ يَبِيتُ شَبْعَانَ وَأَخُوهُ أَوْ قَالَ جَارُهُ الْمُسْلِمُ جَائِعٌ؛ سوگند به كسى كه جان محمد در دست قدرت اوست كسى كه شب سير بخوابد و برادر مسلمانش (يا فرمود: همسايه مسلمانش) گرسنه باشد به من (كه پيغمبر اسلام) ايمان نياورده است».


در نامه معروف امام عليه السلام به «عثمان بن حنيف انصارى» (نامه 45) نيز همين معنا با تعبير جامع ديگرى آمده است، آن‌جا كه مى‌فرمايد: «هَيْهَاتَ أَنْ يَغْلِبَنِي هَوَايَ وَيَقُودَنِي جَشَعِي إِلَى تَخَيُّرِ الأَطْعِمَةِ وَلَعَلَّ بِالْحِجَازِ أَوِ الْيَمَامَةِ مَنْ لا طَمَعَ لَهُ فِي الْقُرْصِ وَلا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبَعِ أَوْ أَبِيتُ مِبْطَاناً وَحَوْلِي بُطُونٌ غَرْثَى وَأَكْبَادٌ حَرَّى؛ هيهات كه هواى نفس بر من چيره شود و حرص و طمع مرا وادار به انتخاب طعام‌هاى لذيذ نمايد در حالى كه شايد در سرزمين حجاز يا يمامه (يكى از مناطق شرقى عربستان) كسى باشد كه حتى اميد براى به دست آوردن يك قرص نان نداشته و هرگز شكمى سير به خود نديده باشد. آيا من با شكمى سير بخوابم در حالى كه در اطراف من شكم‌هاى گرسنه و جگرهاى تشنه باشد».


آن‌گاه امام عليه السلام در ادامه اين سخن به نكته ديگرى پرداخته كه نكته اوّل را كامل‌تر مى‌كند و آن، دستور به شاد كردن دل‌هاى افسرده است.

در اين‌جا امام عليه السلام پاداش بزرگى را براى چنين اشخاصى ذكر مى‌كند و آن اين‌كه اين ادخال سرور در قلب انسان نه‌تنها در سراى ديگر به يارى انسان مى‌شتابد، بلكه در همين دنيا نيز مأموريت دارد كه در مشكلات، او را يارى كند و مصائب و حوادث تلخ را به شدت از او دور سازد. امام عليه السلام براى بيان تأثير سرعت آن به دو مثال پرداخته است: نخست جريان آب در يك سراشيبى و دوم دور ساختن شترهاى بيگانه از مرتع اختصاصى.


در احاديث اسلامى نيز درمورد ادخال سرور در قلب مؤمنان به‌طور خاص، يا انسان‌ها به‌طور عام، روايات زيادى وارد شده است؛ از جمله كلينى؛ در جلد دوم كافى بابى تحت عنوان «اِدْخالُ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤمِنينَ» ذكر كرده و شانزده روايت در آن آورده است؛ از جمله در حديثى از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نقل مى‌كند. «مَنْ سَرَّ مُوْمِناً فَقَدْ سَرَّنِي وَمَنْ سَرَّنِي فَقَدْ سَرَّ اللَّهَ؛ كسى كه مؤمنى را مسرور كند مرا مسرور ساخته و كسى كه مرا مسرور كند خدا را مسرور كرده است».


در حديث ديگرى از رسول خدا صلي الله عليه و آله مى‌خوانيم: «إِنَّ أَحَبَّ الأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ إِدْخَالُ السُّرُورِ عَلَى الْمُوْمِنِينَ؛ محبوب‌ترين اعمال نزد خداوند، وارد كردن سرور بر مؤمنان است».


از امام صادق عليه السلام روايت گويايى در اين زمينه نقل شده است كه خلاصه‌اش اين است: «هنگامى كه در قيامت انسانِ باايمان از قبرش خارج مى‌شود شخصى (نورانى) از قبر با او برمى‌خيزد و او را بشارت به خير مى‌دهد ودر تمام مراحل قيامت با اوست و از ترس و وحشت او مى‌كاهد تا زمانى كه او را وارد بهشت مى‌سازد. شخص مؤمن از او مى‌پرسد: تو كيستى كه همراه من آمدى و در تمام اين مسير مونس من بودى؟ مى‌گويد: «أَنَا السُّرُورُ الَّذِي كُنْتَ تُدْخِلُهُ عَلَى إِخْوَانِکَ فِي الدُّنْيَا خُلِقْتُ مِنْهُ لاُِبَشِّرَکَ وَأُونِسَ وَحْشَتَکَ؛ من همان سرورى هستم كه بر برادرانت در دنيا وارد ساختى. من از آن آفريده شدم كه تو را بشارت دهم ومونس تنهايى و وحشت تو باشم».

 

https://ahlolbait.com

اخلاق خانواده پایدار امام علی و خانواده تربیت خانواده جشنواره خانواده پایدار حکمت 257 نهج البلاغه حکمت های نهج البلاغه خانواده پایدار شاد کردن دیگران شادی در اسلام نهج البلاغه نظر دهید »
حکمت 38 نهج البلاغه: خانواده پایدار و اخلاق نیکو
ارسال شده در 6 مهر 1401 توسط افشار در جشنواره

 

 

حکمت38

 

 

وَ قَالَ (علیه السلام) لِابْنِهِ الْحَسَنِ (علیه السلام):
يَا بُنَيَّ احْفَظْ عَنِّي أَرْبَعاً وَ أَرْبَعاً، لَا يَضُرُّكَ مَا عَمِلْتَ مَعَهُنَّ: إِنَّ أَغْنَى الْغِنَى الْعَقْلُ، وَ أَكْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ، وَ أَوْحَشَ الْوَحْشَةِ الْعُجْبُ، وَ أَكْرَمَ الْحَسَبِ حُسْنُ الْخُلُقِ. يَا بُنَيَّ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْأَحْمَقِ، فَإِنَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَنْفَعَكَ فَيَضُرُّكَ؛ وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْبَخِيلِ، فَإِنَّهُ يَقْعُدُ عَنْكَ أَحْوَجَ مَا تَكُونُ إِلَيْهِ؛ وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْفَاجِرِ، فَإِنَّهُ يَبِيعُكَ بِالتَّافِهِ؛ وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْكَذَّابِ، فَإِنَّهُ كَالسَّرَابِ يُقَرِّبُ عَلَيْكَ الْبَعِيدَ وَ يُبَعِّدُ عَلَيْكَ الْقَرِيبَ.

به فرزند خود امام حسن (ع) فرمود: اى فرزند، از من چهار و چهار چيز را به خاطر بسپار كه چون كارهايت را به آنها به انجام رسانى، هرگز زيانى به تو نرسد: برترين بى نيازيها عقل است و بزرگترين بينواييها حماقت است و ترسناكترين ترسها خودپسندى است و گراميترين حسب و نسب، خلق نيكوست. اى فرزند، بپرهيز از دوستى با احمق، زيرا احمق خواهد كه به تو سود رساند، ولى زيان مى رساند و بپرهيز از دوستى با بخيل كه او چيزى را كه بسيار به آن نيازمند هستى از تو دريغ مى دارد و بپرهيز از دوستى با تبهكار كه تو را به اندك چيزى مى فروشد. و بپرهيز از دوستى دروغگو، كه او چون سراب است، دور را نزديك نشان مى دهد و نزديك را دور مى نماياند.

 

امام(علیه السلام) در این گفتار پربار حکمت آمیزش خطاب به فرزندش امام حسن مجتبى(علیه السلام) و در واقع خطاب به همه انسان ها مى فرماید: «فرزندم! چهار چیز و چهار چیز را از من حفظ کن که با آن هر کار کنى به تو زیان نخواهد رسید»; (قَالَ لاِْبْنِهِ الْحَسَنِ(علیه السلام): یَا بُنَیَّ، احْفَظْ عَنِّی أَرْبَعاً، وَأَرْبَعاً، لاَ یَضُرُّکَ مَا عَمِلْتَ مَعَهُنَّ).


در اینجا این سؤال پیش مى آید که امام(علیه السلام) چرا نفرمود من هشت چیز را به تو توصیه مى کنم، بلکه فرمود: چهار چیز و چهار چیز.


پاسخ سؤال این است که امام مى خواهد بدین وسیله مخاطب را متوجه تفاوت این دو را با هم سازد، زیرا چهار قسمت اول ناظر به صفات «اخلاقى» است و چهار قسمت دوم ناظر به امور «رفتارى» و اضافه بر این چهار قسمت اول از باب اوامر است و چهار قسمت دوم از باب نواهى.


امام در چهار قسمت اول نخست مى فرماید: «(فرزندم) بالاترین سرمایه ها عقل است»; (إِنَّ أَغْنَى الْغِنَى الْعَقْلُ).
انسانى که داراى عقل کافى است هم از نظر معنوى غنى است و هم از نظر مادى; از نظر معنوى عقل، او را به سوى خدا و اعتقاد صحیح و فضایل اخلاقى و اعمال صالحه دعوت مى کند، زیرا عواقب شوم رذایل اخلاقى را به خوبى درک مى نماید و او را از آن باز مى دارد و در امور مادى با حسن تدبیر و همکارى صحیح با دیگران و تشخیص دوست و دشمن و درک فرصت ها و استفاده صحیح از نیروى دیگران به فواید و برکات مادى مى رساند، بنابراین سرمایه پیروزى در دنیا و آخرت عقل است.


استثنایى که بعضى از شارحان به این اصل کلى زده اند که منظور از عقل، آنجاست که از طریق مشورت نتوان کارى کرد صحیح به نظر نمى رسد، زیرا در مورد مشورت نیز عقل است که انسان را به استفاده از افکار دیگران و عمل کردن به نتیجه مشورت دعوت مى کند.


در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «قِوَامُ الْمَرْءِ عَقْلُهُ وَلاَ دِینَ لِمَنْ لاَ عَقْلَ لَهُ; اساس کار انسان عقل اوست و آن کس که عقل ندارد دین ندارد».(1)


در حدیث دیگرى از امیر مؤمنان مى خوانیم: «اَلْعَقْلُ مَرْکَبُ الْعِلْمِ وَ الْعِلْمُ مَرْکَبُ الْحِلْمِ; عقل مرکب علم و دانش و علم مرکب حلم (و اخلاق) است».(2)


در حدیث دیگرى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «مَا قَسَمَ اللَّهُ لِلْعِبَادِ شَیْئاً أَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ فَنَوْمُ الْعَاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ سَهَرِ الْجَاهِل; خداوند چیزى برتر از عقل در میان بندگانش تقسیم نکرده، لذا خواب عاقل برتر از بیدارى (و شب زنده دارى) جاهل است».(3)


در حدیث دیگرى در کتاب شریف کافى «اصبغ بن نباته» از على(علیه السلام) نقل مى کند که جبرئیل بر آدم نازل شد و گفت: من مامورم تو را در میان سه چیز مخیر سازم که یکى را بر گزینى و آن دو را رها سازى. آدم گفت: آن سه چیز کدام است؟ جبرئیل گفت: عقل و حیا و دین است. آدم گفت: من عقل را برگزیدم. جبرئیل به حیا و دین گفت: شما برگردید و عقل را رها کنید. آنها گفتند: اى جبرئیل «إِنَّا أُمِرْنَا أَنْ نَکُونَ مَعَ الْعَقْلِ حَیْثُ کَانَ; ما ماموریم هر جا که عقل است با او باشیم. جبرئیل گفت پس به ماموریت خود عمل کنید و به آسمان رفت».(4)


البته منظور از عقل در اینجا کمال عقل است، زیرا آدم داراى عقل بود که در این گزینش آن را برگزید.


نقطه مقابل جمله اول چیزى است که امام(علیه السلام) در دومین جمله از گفتار حکیمانه خود بیان کرده است. مى فرماید «بزرگ ترین فقر حماقت و نادانى است»; (وَأَکْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ).


زیرا آدم احمق هم آخرت خود را به باد مى دهد و هم دنیایش را. او منافع زودگذر را بر سعادت جاویدانش مقدم مى دارد و لذت ناپایدار را بر سعادت پایدار. به همین دلیل روز رستاخیز دستش از حسنات تهى است و پشتش از بار سیئات سنگین. در دنیا نیز بر اثر ندانم کارى ها دوستان خود را از دست مى دهد و منافع آنى را بر درآمدهاى آینده مقدم مى شمرد. بخل و تنگ نظرى که لازمه حماقت است مردم را به او بدبین مى کند و تدبیر لازم براى تمشیت امور مادى را از دست مى دهد وبه همین دلیل فقر عقل باعث فقر در زندگى مادى او نیز مى شود.


یکى از مشکلات مهم کار احمق نیز مشکل بودن درمان اوست، زیرا او مانند بیمارى است که نه دارو مى خورد و نه پرهیز مى کند. مطابق آنچه مرحوم مفید در کتاب اختصاص آورده در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: «إنَّ عیسَى بْنَ مَرْیَمَ قالَ: دَاوَیْتُ الْمَرْضَى فَشَفَیْتُهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَأَبْرَأْتُ الاَْکْمَهَ وَالاَْبْرَصَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَالَجْتُ الْمَوْتَى فَأَحْیَیْتُهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَالَجْتُ الاَْحْمَقَ فَلَمْ أَقْدِرْ عَلَى إِصْلاَحِه; حضرت عیسى بن مریم گفت: من بیماران (غیر قابل علاج) را مداوا کردم و آنها را به اذن خدا بهبودى بخشیدم. نابیناى مادرزاد و مبتلا به بیمارى برص را به اذن خدا شفا دادم حتى مردگان را به اذن خدا زنده کردم; ولى به سراغ معالجه احمق رفتم و نتوانستم او را اصلاح کنم.(5)


در ذیل حدیث بالا تفسیرى براى احمقِ غیر قابل علاج آمده; هنگامى که از آن حضرت سؤال کردند احمق کیست گفت: احمق کسى است که تنها به رأى خود و شخص خود عقیده دارد و تمام فضیلت را براى خود روا مى دارى و چیزى بر ضد خود قائل نیست، حق را به طور کامل براى خود مى شمرد و هیچ حقى براى دیگرى بر خود روا نمى داند. این همان احمقى است که راهى براى درمان او نیست.


در این که احمق چه کسى است نیز روایات متعددى از معصومان(علیهم السلام) وارد شده است. در حدیثى از امام امیرمؤمنان على(علیه السلام) در کلمات قصار مى خوانیم: «مَنْ نَظَرَ فِی عُیُوبِ النَّاسِ فَأَنْکَرَهَا ثُمَّ رَضِیَهَا لِنَفْسِهِ فَذَلِکَ الاَْحْمَقُ بِعَیْنِهِ; کسى که عیوب مردم را مى بیند و آن را بد مى شمرد سپس آن را براى خود مى پذیرد، او عینا آدم احمقى است».(6)


از تفسیرهایى که براى احمق در بالا ذکر شد روشن مى شود که چرا احمق هم دین خود را از دست مى دهد و هم دنیاى خود را.


در تواریخ داستان هاى زیادى از افراد احمق نقل شده که نشان مى دهد تا چه اندازه آنها از نظر اعتقاد و مسائل اجتماعى ناتوان هستند. در شرح نهج البلاغه علاّمه شوشترى آمده است که روزى یکى از خلفا در عید فطر یا قربان به سوى مصلاّ مى رفت، طبل ها در مقابل او مشغول به زدن بودند و پرچم ها در بالاى سر او در اهتزاز مرد نادانى حضور داشت سر به آسمان بلند کرد و عرض کرد: «أللّهُمَّ لا طَبْلَ إلاّ طَبْلُکَ; خداوندا طبل تنها طبل توست!» کسى به او گفت: این سخن را نگو. خدا طبل ندارد. گریه کرد و گفت: پس فکر مى کنید او هنگامى که مى آید تک و تنهاست نه طبلى جلوى او مى نوازند و نه پرچمى بالاى سر اوست. در این صورت او از خلیفه زمان ما هم پایین تر است.


در عیون الاخبار «ابن قتیبه دینورى» طبق نقل علاّمه شوشترى آمده است شخص احمقى مى گفت من اسم گرگى که یوسف را خورد مى دانم; اسمش فلان بود. به او گفتند: یوسف را گرگ نخورد. گفت: پس این اسم، اسم همان گرگى است که یوسف را نخورد.(7)


سپس در سومین جمله از این کلمات نورانى مى فرماید: «بدترین تنهایى و وحشت خودبینى و خودپسندى است»; (وَأَوْحَشَ الْوَحْشَةِ الْعُجْبُ).


«وحشت» در لغت هم به معناى تنهایى آمده است و هم به معناى ترس و ناراحتى ناشى از آن و به یقین، افراد خودبزرگ بین دوستان خود را به زودى از دست مى دهند، زیرا مردم حاضر نیستند زیر بار چنین افراد خودبین و خودخواهى بروند و به این ترتیب در زندگى تنهاى تنها مى مانند.


در حدیثى از امیرمؤمنان(علیه السلام) که در غررالحکم آمده مى خوانیم: «آفَةُ اللُّبِّ العُجْبُ; آفت عقل خودبینى و خودپسندى است».(8)


در حدیث دیگرى از همان حضرت در همان منبع آمده است: «إزراءُ الرَّجُلِ عِلَّةَ نَفْسِهِ بُرْهانُ رِزانَةِ عَقْلِهِ وَ عِنْوانُ وُفُورِ فَضْلِهِ وَ إعْجابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ بُرْهانُ نَقْصِهِ وَ عُنْوانُ ضَعْفِ عَقْلِهِ; خورده گیرى انسان نسبت به خویشتن (و کارهاى خود) دلیل بر قوت عقل او و گواه فزونى فضل اوست و خودپسندى انسان دلیل بر نقص او و گواه ضعف عقل اوست».(9)


سرانجام در چهارمین دستور انسان ساز مى فرماید: «برترین حسب و نسب اخلاق نیک است»; (وَأَکْرَمَ الْحَسَبِ حُسْنُ الْخُلُقِ).


حسب در لغت هم به شرافت هاى ذاتى و صفات برجسته اطلاق شده و هم به شرافت پدران و اجداد، بنابراین منظور امام این است که بالاترین شرافت ذاتى و اکتسابى از پدران و اجداد دارا بودن حسن خلق است، زیرا بیش از هر چیز جاذبه دارد و قلوب را متوجه انسان مى کند و شرافت هاى دیگر تا این حد توان ندارند.


درباره اهمیت حسن خلق آیات و روایات فراوانى وارد شده تا آنجا که قرآن حسن خلق را یکى از عوامل مهم پیروزى پیغمبر مى شمرد و مى فرماید: «(فَبِما رَحْمَة مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ); پس تو به لطف و رحمت الهى با آنان نرمخو شدى و اگر درشت خوى و سخت دل بودى بى شک از گرد تو پراکنده مى شدند» و در جاى دیگر خطاب به پیغمبر اکرم مى فرماید: «(وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُق عَظیم); تو اخلاق بسیار برجسته اى دارى».(10) تأثیر این اخلاق در پیشرفت پیغمبر به اندازه اى بود که بعضى آن را به عنوان معجزه اخلاقى پیغمبر مى شمرند.


در حدیثى از پیغمبر اکرم مى خوانیم: «حُسْنُ الْخُلُقِ یُثْبِتُ الْمَوَدَّةَ; اخلاق خوب دوستى را (با مردم) تثبیت مى کند».(11)


در فواید حسن خلق از امیر مؤمنان در غررالحکم چنین آمده است: «حُسْنُ الْخُلْقِ یَدِّرُ الاْرْزاقِ وَیُونِسُ الرِّفاقَ; حسن خلق روزى انسان را فراوان مى سازد و به دوستان آرامش مى بخشد».(12)


ما خود مى بینیم که افراد صاحب حسن خلق در زندگى مادى خویش نیز بسیار موفق اند، همان گونه که در بحارالانوار از على(علیه السلام) نقل شده: «فِی سَعَةِ الاَْخْلاَقِ کُنُوزُ الاَْرْزَاق; در حسن خلق گنج هاى روزى نهفته شده است».(13)


امام(علیه السلام) بعد از ذکر این چهار جمله حکمت آمیز درباره عقل و حمق و عُجب و حسن خلق به چهار نکته دیگر درباره ترک دوستى با چهار گروهى که صفات زشتى دارند مى پردازد.


نخست مى فرماید: «فرزندم از دوستى با احمق برحذر باش، چرا که او مى خواهد به تو منفعت برساند ولى زیان مى رساند (زیرا بر اثر حماقتش سود و زیان را تشخیص نمى دهد)»; (یَا بُنَیَّ، إِیَّاکَ وَمُصَادَقَةَ الاَْحْمَقِ، فَإِنَّهُ یُرِیدُ أَنْ یَنْفَعَکَ فَیَضُرَّکَ).


«مصادقت» به معناى دوستى است و مى دانیم دوستى افراد با یکدیگر سرنوشت آنها را به هم پیوند مى زند و هر یک در زندگى دیگرى تأثیر مى گذارد.


احمق کسى است که بر اثر نادانى گرفتار اشتباهات بزرگ مى شود; خوب را بد و بد را خوب مى پندارد. تنها به ظاهر امور قضاوت مى کند غافل از این که گاه آنچه ظاهرش زیان آور است باطنى پرسود دارد و یا آنچه آغازش ضرر دارد پایانش بسیار پرفایده است.


به همین دلیل گاه با اصرار، دوست خود را وادار به انجام کارى مى کند که عاقبت دردناکى دارد و به عکس از کارى باز مى دارد که سرانجامش بسیار قرین موفقیت و سعادت است و چون وسوسه هاى چنین فرد احمقى خواه ناخواه ممکن است در انسان اثر بگذارد، امام مى فرماید پیوند دوستى خود را با چنین افرادى قطع کن.


در بعضى از روایات آمده است که با احمق مشورت نکنید: امام صادق(علیه السلام) مطابق آنچه در کتاب تحف العقول آمده است مى فرماید: «لاَ تُشَاوِرْ أَحْمَقَ; با فرد نادان مشورت نکن (که از آن زیان خواهى دید)».(14)


در حدیث دیگرى از امام صادق از پیغمبر مى خوانیم: چهار چیز قلب انسان را مى میراند از جمله گفت و گوى با احمق است (وَ مُماراةُ الاْحْمَقِ).(15)


سپس در جمله حکمت آمیز دوم مى فرماید: «از دوستى با بخیل برحذر باش، زیرا به هنگامى که شدیدترین نیاز را به او دارى تو را رها مى سازد»; (وَ إِیَّاکَ وَمُصَادَقَةَ الْبَخِیلِ، فَإِنَّهُ یَقْعُدُ عَنْکَ أَحْوَجَ مَا تَکُونُ إِلَیْهِ).


بخیل انواع و اقسامى دارد. ساده ترین آن این است که حاضر نیست از مواهبى که خدا به او داده در اختیار دیگران بگذارد، هرچند بسیار بیش از نیاز در اختیار دارد و نوع دیگر از بخیل این است که خودش هم حاضر به مصرف آن مواهب نیست; یعنى نسبت به خود بخل مىورزد و بدترین انواع بخل کسى است که از استفاده کردن مردم از مواهب یکدیگر ناراحت مى شود.


امام در اینجا مى فرماید: دوستان گاه به یکدیگر نیازمند مى شوند و حتى گاهى به قدرى نیاز شدید است که سرنوشت انسان را رقم مى زند و اگر دوست، بخیل باشد در چنین حالتى نیز انسان را رها مى سازد. اما اگر خودش نیازمند شود انتظار هرگونه کمک را دارد.


در روایات مشورت، از شور با بخیل نیز نهى شده است; در عهدنامه مالک اشتر قبلا خواندیم که امام به مالک دستور مى دهد: «لاَ تُدْخِلَنَّ فِی مَشُورَتِکَ بَخِیلاً یَعْدِلُ بِکَ عَنِ الْفَضْلِ وَیَعِدُکَ الْفَقْر; هرگز بخیل را در مشاوران خود داخل مکن، زیرا از کمک کردن به دیگران مانع مى شود و وعده فقر به تو مى دهد».(16)


سومین کسى را که امام فرزندش را از دوستى با او نهى مى کند افراد فاجر و فاسق و بى بند و بار اند. مى فرماید: «از دوستى با انسان فاجر بپرهیز، چرا که تو را به اندک چیزى مى فروشد»; (وَ إِیَّاکَ وَمُصَادَقَةَ الْفَاجِرِ، فَإِنَّهُ یَبِیعُکَ بِالتَّافِهِ(17)).


این گونه افراد پیوسته به دنبال هوا و هوس خویش اند; نه وجدان بیدارى دارند و نه شخصیت و شرف و نه دین و ایمان درستى. به همین دلیل هر زمان هوا و هوس آنها اقتضا کند به دنبال آن مى روند و دوستان خود را به اندک چیزى مى فروشند.


در آخرین و چهارمین جمله پرنور و حکمت آمیزش مى فرماید: «از دوستى با دروغ گو برحذر باش، چرا که او مثل سراب است; دور را در نظر تو نزدیک و نزدیک را در نظر تو دور مى سازد (و همچون سراب، حقایق را به تو وارونه نشان مى دهد)»; (وَ إِیَّاکَ وَمُصَادَقَةَ الْکَذَّابِ، فَإِنَّهُ کَالسَّرَابِ: یُقَرِّبُ عَلَیْکَ الْبَعِیدَ، وَیُبَعِّدُ عَلَیْکَ الْقَرِیبَ).


آدم کذاب و بسیار دروغ گو خواه این رذیله اخلاقى اش ناشى از بى بند و بارى و ضعف ایمان باشد یا بر اثر علاقه به منافع زودگذر خود، دوستى با او خطرناک است. گاه عوامل پیروزى براى رسیدن به یک هدف فراهم مى شود; اما او با دروغ هایش رسیدن به آن را غیر ممکن و محال مى شمرد و فرصت ها از این طریق از دست مى رود و گاه به عکس، کارهایى پیش روى انسان است که شرایط آن فراهم نشده و ورود در آن مایه شکست است; اما این دروغ گوى بى بند و بار چنان سخن مى گوید که گویى فردا انسان به مقصود مى رسد.


مى دانیم سراب منظره اى است که در بیابان به هنگام گرماى هوا پیدا مى شود و از دور چیزى شبیه آب به چشم مى خورد (در حالى که بر اثر اختلاف فشردگى طبقات در آن هواى گرماى آفتاب عکس گوشه اى از آسمان آبى به روى زمین مى افتد که انسان آن را آب مى پندارد) ولى هنگامى که نزدیک مى رود اثرى از آب در آنجا نمى بیند. کسانى که واقعیت ها را در نظر انسان وارونه جلوه مى دهند شباهت زیادى به سراب دارند و امیر مؤمنان على(علیه السلام) مخصوصاً روى این مطلب تکیه فرموده که دورغگویان، دور را نزدیک و نزدیک را دور مى سازند و این نوعى تغییر واقعیت است.


در احادیث اسلامى از مشاورت با کذاب هم نهى شده است: در غررالحکم از على(علیه السلام) نقل شده که فرمود: «با کذاب مشورت مکن که دور را براى تو نزدیک و نزدیک را براى تو دور مى سازد; لا تَسْتَشِرِ الْکَذّابِ فَإنَّهُ کَالسَّرابِ یُقَرِّبُ عَلَیْکَ الْبَعیدَ وَیَبْعَدُ عَلَیْکَ الْقَریبَ».(18)


در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) آمده است: «لاَ یَنْبَغِی لِلْمُسْلِمِ أَنْ یُوَاخِیَ الْفَاجِرَ وَلاَ الاَْحْمَقَ وَلاَ الْکَذَّابَ; سزاوار نیست افراد با ایمان با فاجران و افراد احمق و دروغ گویان طرح برادرى بریزند».(19)


در روایت دیگرى از امام على بن الحسین آمده است که فرزند دلبندش امام باقر را از همنشینى و رفاقت و گفت و گو و همسفر شدن با پنج گروه نهى فرموده است; چهار گروهش با آنچه در بالا آمد مشترک است و گروه پنجم شخص قاطع رحم است، همان کسى که پیوند خویشاوندى را با بستگانش مى گسلد، فرمود: «إِیَّاکَ وَمُصَاحَبَةَ الْقَاطِعِ لِرَحِمِهِ فَإِنِّی وَجَدْتُهُ مَلْعُوناً فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فِی ثَلاَثَةِ مَوَاضِعَ; از رفاقت و همنشینى با شخصى که قاطع رحم است (پیوند خویشاوندى اش را با بستگانش بریده) بپرهیز، زیرا من او را در سه جا از قرآن مجید مورد لعن دیدم.(20) (اشاره به آیات: سوره هاى «محمد»، آیه 22 و 23، «بقره»، آیه 27 و «رعد»، آیه 25).

 



پی نوشت:
(1). بحارالانوار، ج 1، ص 94، ح 29.
(2). غررالحکم، ص 52، ح 437 و ص 44، ح 114.
(3). کافى، ج 1، ص 12، ح 11.
(4). کافى، ج 1، ص 10، ح 2.
(5). میزان الحکمه، ماده احمق، ح 4418; بحارالانوار، ج 14، ص 323، ح 35.
(6). کلمات قصار، حکمت 349.
(7). بهج الصباغه، ج 13 ص 417.
(8). غررالحکم، ح 848.
(9). همان، ح 4814.
(10). قلم، آیه 4.
(11). بحارالانوار، ج 74، ص 150، ح 71.
(12). غررالحکم، ح 5382.
(13). غررالحکم، ح 5383.
(14). تحف العقول، ص 315.
(15). بحارالانوار، ج 70، ص 349.
(16). نهج البلاغه، نامه 53.
(17). «تافه» به معناى چیز بى ارزش است.
(18). غررالحکم، ح 10092.
(19). کافى، ج 2، ص 375، ح 5.
(20). همان، ص 377، ح 7.
(21). سند گفتار حکیمانه: قسمتى از این گفتار پرمایه حکمت آمیز را جاحظ قبل از سید در کتاب المائة المختارة آورده و قاضى قضاعى هم که بعد از سیّد رضى مى زیسته آن را با سخنان دیگرى از امیر مؤمنان تحت عنوان «وصیت على(علیه السلام) به فرزندش امام حسن هنگامى که ابن ملجم فرق مبارکش را با شمشیر شکافت» بیان کرده است و اضافات آن به خوبى نشان مى دهد که آن را از منبع دیگرى گرفته است. زمخشرى نیز آن را در جزء اول از ربیع الابرار آورده و ابن عساکر مورخ معروف نیز در تاریخ خود آن را با اضافاتى ذکر نموده است. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 36). در کتاب تمام نهج البلاغه، این سخن به عنوان بخشى از اندرزنامه امام به فرزندش آمده است. (تمام نهج البلاغه، ص 964).

 

https://ahlolbait.com


 

بی حجاب جشنواره 1401 جشنواره استانی جشنواره خانواده پایدار حجاب حجاب در ایران حوزه علمیه خواهران البرز حوزه علمیه کوثر فردیس نظر دهید »
شیوه رفتار با «زنان» از منظر امام علی علیه السلام
ارسال شده در 6 مهر 1401 توسط افشار در متفرقه

 

 

سفارش امام علي(ع) درباره نحوه رفتار با «زنان»

 

 

امام علي(ع) در ارتباط با نحوه رفتار با «زنان» می فرماید: «از مشاوره با زنان [كم خِرَد] بپرهيز كه رأى آنها ناقص و تصميمشان سست است، و از طريق حجاب، ديده آنها را از ديدن مردان بيگانه باز دار؛ زيرا تأكيد بر حجاب، آنها را سالم تر و پاك تر نگاه مي دارد، بيرون رفتن آنها بدتر از آن نيست كه افراد غير مطمئن را به آنها راه دهى، اگر بتوانى كه آنها غير از تو ديگرى را نشناسند چنين كن، و به زن بيش از كارهاى خودش را وامگذار؛ زيرا او مانند شاخه گل است نه خدمتگزار، به جهت احترام او، ديگرى را احترام مكن، در جايى كه نبايد غيرت به خرج دهى اظهار غيرت نكن؛ زيرا غيرت بى جا و سوء ظنِّ نادرست، زن پاكدامن را به آلودگى سوق مى دهد».

 

امام علي(علیه السلام) در بخشی از نامه 31 «نهج البلاغه» به مسائل مربوط به «زنان» مى پردازد و دستورات هشت گانه اى را در اين زمينه به فرزندش مى دهد: نخست مى فرمايد: (از مشاوره با زنان [كم خِرَد] بپرهيز كه رأى آنها ناقص و تصميمشان سست است)؛ «وَ إِيَّاكَ وَ مُشَاوَرَةَ النِّسَاءِ فَإِنَّ رَأْيَهُنَّ إِلَى أَفْنٍ(1) وَ عَزْمَهُنَّ إِلَى وَهْنٍ».
امام(عليه السلام) در اثناى اين نصايح هفتگانه، علتى بيان كرده كه مى تواند به تمام سؤالاتى كه امروز پيرامون اين دستورات مطرح مى شود پاسخ گويد.

 

حضرت مى فرمايد: زيرا زن همچون شاخه گل است نه قهرمان (مدير مسلط). روشن است چنين موجود لطيفى نمى تواند در مسائل مهم طرف مشورت باشد. بديهى است هر حكم عامى استثنائاتى دارد و در اين مورد نيز زنانى را مى توان يافت كه در عزم و اراده و رأى، با مردانِ صاحب نظر برابرى مى كنند. به علاوه، مى دانيم كه مسائل احساسى و عاطفى بر زنان غلبه دارد و همين امر در مقام مشاوره با آنها اثر مى گذارد.


سپس در دومين توصيه مى فرمايد: (و از طريق حجاب، ديده آنها را از ديدن مردان بيگانه باز دار؛ زيرا تأكيد بر حجاب، آنها را سالم تر و پاك تر نگاه خواهد داشت)؛ «وَ اكْفُفْ عَلَيْهِنَّ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ بِحِجَابِكَ إِيَّاهُنَّ، فَإِنَّ شِدَّةَ الْحِجَابِ أَبْقَى عَلَيْهِنَّ». اين سخن شبيه دستورى است كه در آيه 31 سوره «نور» آمده است: «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ»؛ (و به زنان باايمان بگو چشم هاى خود را [از نگاه هوس آلود] فرو گيرند و دامان خويش را [از بى عفتى] حفظ كنند).


نيز نشان مى دهد كه بر خلاف تصور بسيارى از مردم، همه فتنه ها از ناحيه نگاه مردان به زنان نيست؛ بلكه بسيارى از آنها به سبب نگاه زنان به مردان و وسوسه هاى آنهاست كه امام(عليه السلام) براى جلوگيرى از آن دستور مى دهد آنها را در حجاب نگه دار. روشن است كه اين قبح نيز همه زنان را شامل نمى شود؛ بلكه زنان بى بند و بار يا ضعيف الايمان را مى گويد.


در سومين توصيه مى فرمايد: ([افراد غير مطمئن را بر آنها وارد نكن؛ زيرا] بيرون رفتن آنها بدتر از آن نيست كه افراد غير مطمئن را به آنها راه دهى)؛ «وَ لَيْسَ خُرُوجُهُنَّ بِأَشَدَّ مِنْ إِدْخَالِكَ مَنْ لَا يُوثَقُ بِهِ عَلَيْهِنَّ».


در چهارمين توصيه كه در واقع تكميل توصيه قبل است مى فرمايد: (اگر بتوانى كه آنها غير از تو [از مردان بيگانه] ديگرى را نشناسند چنين كن)؛ «وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَلَّا يَعْرِفْنَ غَيْرَكَ فَافْعَلْ». اشاره به اينكه هر چه مى خواهند، تنها از تو بخواهند، حتى اگر خواسته اى از ديگران داشته باشند، به وسيله تو باشد و عملا رابطه آنها را با ديگران كه در بسيارى از موارد مبدل به رابطه فاسدى مى شود قطع كن و رابطه ايشان را با خودت در همه جا محكم و استوار دار و به اين ترتيب هم خواسته هايشان انجام شود و هم رابطه هاى مفسده انگيز قطع گردد.


حضرت در پنجمين دستور مى افزايد: (و به زن بيش از كارهاى خودش را وامگذار؛ زيرا او همچون شاخه گل است نه خدمتگزار [کارگزار])؛ «وَ لَا تُمَلِّكِ الْمَرْأَةَ مِنْ أَمْرِهَا مَا جَاوَزَ نَفْسَهَا، فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ، وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ(2)». اشاره به اينكه زنان به علت داشتن جنبه هاى عاطفى و لطافت روحى نمى توانند عهده دار امور خشن شوند و مديريت هاى سخت را بر عهده گيرند، بنابراين آنها در محدوده امور مربوط به خويش بايد فعاليت كنند نه امور مربوط به ديگران مخصوصاً پست هاى حساس و سنگين.


علتى را كه امام(عليه السلام) براى اين دستور و دستورات مشابه آن بيان فرموده، علت بسيار حساب شده اى است كه با ساختمان روح و جسم زنان سازگار است، هرچند بعضى از غربزده ها در سخن، حاضر به پذيرش اين معنا نيستند؛ ولى در عمل، سعى دارند آن را پياده كنند. حتى در مغرب زمين كه سال هاى طولانى است شعار مساوات زنان با مردان را مى دهند در عمل طور ديگرى رفتار مى كنند به گونه اى كه كمتر زنى مى تواند به پست هاى حساس دست يابد و نسبت آنها كه توفيق بر اين كار پيدا مى كنند به كسانى كه نمى توانند شايد به پنج درصد هم نرسد.


كوتاه سخن اينكه رعايت عدالت در ميان زنان و مردان و رفع تبعيض ناروا گرچه يك واقعيّت است؛ اما نمى توان قوانين را طورى تنظيم كرد كه با واقعيّت هاى عامل تكوين در تضاد باشد و شعارهايى كه اين تضاد را پرورش مى دهد شعارهايى است رياكارانه و دروغين كه هرگز به واقعيّت نمى رسد.


در ششمين توصيه مى فرمايد: (به جهت احترام او، ديگرى را [بيگانه اى را] احترام مكن)؛ «وَ لاَ تَعْدُ(3) بِكَرَامَتِهَا نَفْسَهَا». اشاره به اينكه هر گاه براى او اين و آن را اكرام كنى ممكن است رابطه اى عاطفى ميان آنها پيدا شود، رابطه اى كه در آينده ممكن است منشأ فسادى گردد.


در هفتمين توصيه كه بى ارتباط با توصيه قبل نيست مى فرمايد: (و احترامش را به حدّى نگه دار كه او را به اين فكر نيندازد كه براى ديگران [بيگانگان] شفاعت كند)؛ «وَ لَا تُطْمِعْهَا فِي أَنْ تَشْفَعَ لِغَيْرِهَا»، چرا كه اين گونه شفاعت ها نيز مى تواند منشأ رابطه عاطفى گردد و ضرر و زيان آن قابل انكار نيست.


خلاصه اينكه احترامات زن بايد محفوظ باشد؛ ولى در حد خودش و از آنها به ديگران تجاوز نكند خواه به صورت قبول شفاعت باشد و يا بدون شفاعت؛ زيرا از نظر روانى آثار منفى در آنها مى گذارد و آنها را تشويق به ارتباط با ديگران مى كند.


بعضى از شارحان در تفسير «وَ لَا تَعْدُ بِكَرَامَتِهَا نَفْسَهَا» گفته اند: منظور اين است كه بيش از حد آنها را احترام نكن و در تكريمشان اندازه نگه دار؛ ولى اين تفسير با تركيب اين جمله و كلمات آن سازگار نيست و ظاهر همان است كه در بالا گفته شد.


در هشتمين (و آخرين توصيه اين بخش از خطبه) مى فرمايد: (برحذر باش از اينكه در جايى كه نبايد غيرت به خرج دهى اظهار غيرت كنى [و كار به سوء ظن ناروا بينجامد]؛ زيرا اين غيرت بى جا و سوء ظنِّ نادرست، زن پاكدامن را به ناپاكى و بى گناه را به آلودگى ها سوق مى دهد)؛ «وَ إِيَّاكَ وَ التَّغَايُرَ(4) فِي غَيْرِ مَوْضِعِ غَيْرَةٍ، فَإِنَّ ذَلِكَ يَدْعُو الصَّحِيحَةَ إِلَى السَّقَمِ، وَ الْبَرِيئَةَ إِلَى الرِّيَبِ(5)».


شك نيست كه هر كسى به ويژه زنان براى حفظ آبروى خود دست به كارهاى خلاف نمى زنند؛ ولى اگر نزديكان و همسران آنان با غيرت هاى بى مورد و سوء ظنّ هاى ناروا آنها را متهم كنند اين پرده دريده مى شود و مى گويند: حال كه ما را بى جهت رسوا كرده اند چه ضرورتى دارد كه ديگر در پاكى خود بكوشيم. از اين پس هر آنچه بادا باد. اين سخن تنها درباره زنان صادق نيست؛ بلكه درباره فرزندان، همكاران، خدمتكاران و دوستان نيز جارى است كه هميشه سوء ظنّ هاى ناروا سبب تشويق به آلودگى ها مى شود و راه را براى فساد مى گشايد. همه چيز در حدّ اعتدال خوب است حتى غيرت و تعصّب براى حفظ ارزش ها.(6)





پی نوشت:

(1). «افن» به معناى نقصان و كمبود فكر و خرد است.

(2). «قهرمان» در اصل لغت فارسى است كه به ادبيات عرب منتقل شده و به معناى مدير و كارفرما و وكيل دخل و خرج است و گاه به معناى پهلوان و شجاع نيز آمده است.

(3). «لا تعد» به معناى تجاوز نكن از ريشه «عدو» بر وزن «سرو» به معناى تجاوز است.

(4). «التغاير» از ريشه «غيرت» به معناى شدت عمل در جهت حفظ نواميس يا سرمايه هاى مهم ديگر است.

(5). «ريب» (با توجّه به فتح ياء) جمع «ريبة» بر وزن «غيبت» به معناى شك و سوء ظنّ است.

(6). گردآوری از کتاب: پيام امام اميرالمؤمنين(عليه السلام)‏، مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلامية‏، تهران‏، 1386 شمسی‏، چاپ: اول‏، ج 9، ص 690

 

https://makarem.ir

بدحجابی جشنواره 1401 جشنواره استانی جشنواره حکمت های امام علی جشنواره خانواده پایدار حجاب در ایران حجاب و عفاف 2 نظر »
ترجمه و شرح حکمت 420 نهج البلاغه: خانواده پایدار و راه درمان شهوت
ارسال شده در 4 مهر 1401 توسط افشار در متفرقه

 

 

راه درمان شهوت

 

«کَانَ جَالِساً فِی أَصحَابِهِ فَمَرّت بِهِمُ امرَأَةٌ جَمِیلَةٌ فَرَمَقَهَا القَومُ بِأَبصَارِهِم فَقَالَ علیه السلام إِنّ أَبصَارَ هَذِهِ الفُحُولِ طَوَامِحُ وَ إِنّ ذَلِکَ سَبَبُ هِبَابِهَا فَإِذَا نَظَرَ أَحَدُکُم إِلَی امرَأَةٍ تُعجِبُهُ فَلیُلَامِس أَهلَهُ فَإِنّمَا هیِ َ امرَأَةٌ کَامرَأَتِهِ فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الخَوَارِجِ قَاتَلَهُ اللّهُ کَافِراً مَا أَفقَهَهُ فَوَثَبَ القَومُ لِیَقتُلُوهُ فَقَالَ علیه السلام رُوَیداً إِنّمَا هُوَ سَبّ بِسَبّ أَو عَفوٌ عَن ذَنبٍ؛ واصحاب امام پیرامونش نشسته بودند که زنی زیبا از آنجا گذشت، حاضران دیده به آن زن دوختند. امام فرمود: همانا دیدگان این مردان به منظره شهوت آمیز دوخته شده و به هیجان آمده اند، هر گاه کسی از شما با نگاه به زنی به شگفتی آید، با همسرش بیامیزد که او نیز زنی چون زن وی باشد (مردى از خوارج گفت: خدا اين كافر را بكشد چقدر فقه مى داند مردم براى كشتن او برخاستند، امام فرمود:) آرام باشيد، دشنام را با دشنام بايد پاسخ داد يا بخشيدن از گناه. ».(نهج البلاغه، حکمت ۴۲۰)

 

راه غلبه بر شهوت:
اين گفتار حكيمانه زمانى از امام(عليه السلام) صادر شد كه روايت شده است آن حضرت در ميان اصحابش نشسته بود. زن زيبايى (كه تمام چهره اش را نپوشانده بود) از آن جا عبور كرد و چشم حاضران را به خود جلب نمود. امام(عليه السلام) فرمود: «چشمان اين مردان، طغيانگر است و آنچه نظرشان بر آن افتاد مايه تحريك و هيجان آن هاست»; (وَ رُوِى أَنَّهُ(عليه السلام) كَانَ جَالِساً فِى أَصْحَابِهِ فَمَرَّتْ بِهِمُ امْرَأَةٌ جَمِيلَةٌ فَرَمَقَهَا الْقَوْمُ بِأَبْصَارِهِمْ فَقال(عليه السلام): إِنَّ أَبْصَارَ هذِهِ الْفُحُولِ طَوَامِحُ; وَ إِنَّ ذلِكَ سَبَبُ هَبَابِهَا).


«رَمَقَ» از ماده «رَمْق» (بر وزن رنگ) به معناى نگاه كردن است. «فحول» جمع «فَحْل» (بر وزن نخل) به معناى جنس مذكر قوى است. «طوامح» جمع «طامح» به معناى طغيانگر است. «هباب» در بسيارى از نسخه ها و در لغت «هِباب» به (كسر هاء) آمده و به معناى هيجان است و مجموع اين سخن كه در نهايت فصاحت و بلاغت بيان شده اشاره به اين است كه وقتى نظر مردى (مخصوصاً مرد جوان) بى اختيار به زن زيبايى مى افتد هيجان جنسى پيدا مى كند و راه علاجش همان است كه امام(عليه السلام) در ادامه اين سخن بيان فرموده است. در اين جا امام(عليه السلام) تصريح مى كند كه افتادن چشم اصحاب بر چنين زنى خواه ناخواه سبب تحريك آن ها مى شود.


سپس به عنوان يك حكيم آگاه و مهربان راه حل مشكل را به آن ها نشان مى دهد، مى فرمايد: «هرگاه يكى از شما نظرش به زنى افتاد كه زيبا و صاحب جمال بود، برود و با همسر خود آميزش كند زيرا او هم زنى است مانند همسرش»; (فَإِذَا نَظَرَ أَحَدُكُمْ إِلَى امْرَأَة تُعْجِبُهُ فَلْيُلاَمِسْ أَهْلَهُ، فَإِنَّما هِيَ امْرَأَتِهِ كَامْرَأَتِهِ).


درست است كه زن ها از نظر زيبايى و جاذبه جنسى با هم متفاوت اند ولى نتيجه نهايى ارتباط با آن ها كه آميزش جنسى است كم و بيش يكسان است و مى تواند جلوى تحريكات و انحرافات را بگيرد. و اين درسى است از سوى امام(عليه السلام) به همه جوانان كه براى نجات از انحرافات جنسى و آلودگى به گناه اقدام به ازدواج كنند زيرا يك همسر مناسب مى تواند جلوى همه اين هيجانات را بگيرد و اگر كسى هوى پرست و شهوت پرست نباشد مشكل جنسى خود را با همسرش به هر صورت حل خواهد كرد.


در اين هنگام مردى از خوارج گفت: «خداوند اين كافر را بكشد چقدر دانا و فقيه است»; (فقال رجلٌ مِنَ الخَوارِج: «قاتَلَهُ اللّهُ كافِراً ما أَفْقَهَه»). هنگامى كه حاضران اين سخن را شنيدند از جاى پريدند تا او را به قتل برسانند ولى امام(عليه السلام) فرمود: «آرام باشيد جواب دشنام، دشنام است و يا گذشت از گناه (نه اعدام)»; (فوثب القوم ليقتلوه، فقال(عليه السلام): رُوَيْداً إِنَّما هُوَ سَبٌّ بِسَبٍّ، أَوْ عَفْوٌ عَنْ ذَنْب!).


در اين جا سؤالاتى پيش مى آيد كه بايد به پاسخ آن ها پرداخت:
1. بعضى سؤال مى كنند كه چرا امام(عليه السلام) در اين جا نهى از منكر نفرمود بلكه تنها دستورى داد كه اصحاب و يارانش در آينده با مشاهده زنى زيبا گرفتار مشكلى نشوند. پاسخ اين سؤال روشن است و آن اين كه نظرانداختن اصحاب و ياران امام(عليه السلام) به آن زن عمدى نبود بلكه يك نظر اتفاقى و غير ارادى بود و مى دانيم چنين نظرهايى جزء منكرات نيست كه از آن نهى كنند. اگر كسى چشمش بى اختيار به چنين منظره اى افتاد و بعد به نگاه كردن ادامه داد، ادامه آن نگاه، گناه است.


همچنين در بعضى از روايات از على(عليه السلام) نقل شده است: «سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ(صلى الله عليه وآله) عَنِ الرَّجُلِ تَمُرُّ بِهِ المَرْأَةُ فَينْظُرُ إِلَيهَا فَقَالَ أَوَّلُ نَظْرَة لَكَ وَ الثَّانِيةُ عَلَيكَ وَ لاَ لَكَ وَ النَّظِرَةُ الثَّالِثَةِ سَهْمٌ مَسْمُومٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِيسَ مَنْ تَرَكَهَا لِلَّهِ لاَ لِغَيرِهِ أَعْقَبَهُ اللَّهُ إِيمَاناً يجِدُ طَعْمَهُ; از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سؤال كردند كه زنى (زيبا) از مقابل مردى عبور مى كند و آن مرد به او نگاه مى نمايد (چه حكمى دارد؟) پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: نخستين نظر از آنِ توست (چون بى اختيار است و گناهى در آن نيست) و نگاه دوم بر ضد توست نه به سود تو و نگاه سوم تير زهرآگينى از تيرهاى شيطان است، هركس آن را براى خدا نه به سبب ديگرى ترك كند خداوند ايمانى در قلب او ايجاد مى كند كه طعم آن را احساس مى نمايد».[1]


2. سؤال ديگر اين كه آن مرد خارجى كه نعوذ بالله نسبت كفر به امام(عليه السلام) داد قطعاً ناصبى و كافر بود. چرا امام(عليه السلام) اجازه نداد او را به قتل برسانند؟
پاسخ اين است كه امام(عليه السلام) از تعبير او استفاده كفر به معناى واقعى نفرمود بلكه اين كفر همان كفرى بود كه خوارج مى گفتند; آن ها معتقد بودند كه هركس گناه كبيره اى مرتكب شود و توبه نكند كافر خواهد بود و چون به زعم آن ها امام(عليه السلام) تن به مسأله حكميت داده بود و اين حكميت به پندار آن ها برخلاف شرع بود چنين نسبتى را به امام(عليه السلام) داد و لذا امام(عليه السلام) او را در حد يك سب و لعن تلقى كرد و فرمود: «إِنَّمَا هُوَ سَبٌّ بِسَبّ».


3. سؤال ديگر اين كه آيا مى توان در مقابل دشنام، دشنام داد كه در عبارت امام(عليه السلام) آمده است؟
جواب اين كه مراد از سب در اين جا لعن است يعنى مى توان چنين شخص بدزبانى را لعن كرد چون مستحق لعن است.
در عين حال اشاره فرمود: راه ديگر، استفاده از عفو است همان راهى كه امام(عليه السلام) درباره او انتخاب فرمود.


4. سؤال ديگر همان چيزى است كه ابن ابى الحديد در شرح اين گفتار حكيمانه مطرح كرده است و آن اين كه مى گويد: يكى از دوستان من هنگامى كه اين گفتار امام(عليه السلام) را شنيد پرسيد: چرا امام(عليه السلام) آن مرد را كه از خوارج بود عفو كرد ولى هنگامى كه اشعث تعبير زشتى درباره امام(عليه السلام) در برابر سخنى كه فرموده بود به كار برد و گفت: «هذه عليك لا لك; اين سخن بر ضد توست نه به نفع تو»، امام(عليه السلام) برآشفت و او را به شدّت توبيخ كرد و حتى او را مخاطب به خطاب «منافق بن كافر» فرمود؟
سپس چنين پاسخ مى گويد كه اين مرد خارجى علم امام(عليه السلام) را ستود و در عين حال كلمه زشتى به امام(عليه السلام) گفت در حالى كه اشعث بن قيس منافق، علم امام(عليه السلام) را انكار كرد و حضرت را به ناآگاهى متهم ساخت. چنين شخصى مستحق لعن و هرگونه سرزنش است.[2]
بعضى نيز در پاسخ اين سؤال گفته اند كه اشعث، مرد منافق و شرورى بود و مى خواست با اين سخنش شرى به پا كند. امام(عليه السلام) محكم در مقابل او ايستاد و محكم او را بر سر جايش نشاند ولى اين مرد خارجى چنين نظرى نداشت و لذا امام(عليه السلام) او را مورد عفو قرار داد.


5. سؤال ديگرى نيز در اين جا مطرح است و آن اين كه نسبت كفر به امام(عليه السلام) به هر معنا باشد سب امام(عليه السلام) محسوب مى شود و مى دانيم سب امامان معصوم(عليهم السلام) موجب كفر است همان گونه كه از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) نقل شده است: «مَن سَبّ عليّاً فقد سَبَّنى ومَن سَبّنى فقد سَبّ الله; كسى كه على(عليه السلام) را سب كند مرا سب كرده و كسى كه مرا سب كند خدا را سب كرده است (و به يقين چنين كسى كافر است)».[3] بنابراين چرا امام(عليه السلام) اجازه قتل او را نداد؟
پاسخ اين سؤال با توجه به سيره امام(عليه السلام) در هنگام حكومتش روشن مى شود و آن اين كه امام(عليه السلام) براى جلوگيرى از اختلاف در ميان مسلمين و نقشه هاى شوم منافقين كه پيوسته درصدد ايجاد اختلاف و جنگ داخلى بودند در بسيارى از اين گونه موارد با مدارا رفتار كرد و مجازات بسيارى از مستحقين مجازات را موكول به زمان ديگرى فرمود و محل كلام ما نيز از اين قبيل بود كه اگر امام(عليه السلام) دستور قتل اين خارجى را مى داد جمعيت خوارج فرياد بلند مى كردند و غوغايى به راه مى انداختند.
*****

 

نكته:
راه هاى روشن براى مبارزه با انحرافات جنسى:
مى دانيم كه يكى از سركش ترين غرائز انسان غريزه جنسى اوست، تا آن جا كه مطابق بعضى از روايات تأثير آن روى انسان مساوى است با تأثير تمام غرائز ديگر. حديث معروف پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)كه در كتاب شريف كافى آمده شاهد اين مدعاست، مى فرمايد: «مَنْ تَزَوَّجَ أَحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ… فَلْيتَّقِ اللَّهَ فِى النِّصْفِ الاْخَرِ; كسى كه ازدواج كند نيمى از دين خود را حفظ كرده، پس تقواى الهى را در نيم ديگر رعايت كند».[4]


به همين دليل بسيارى از پرونده هاى جنايى به اين مسأله ختم مى شود، تا آن جا كه بعضى گفته اند: هيچ پرونده جنايى مهمى وجود ندارد كه در آن پاى زنى در ميان نباشد. نيز به همين دليل، اسلام براى پيشگيرى از خطرات ناشى از اين غريزه سركش دستورات فراوانى داده است كه بخش مهمى از آن در سوره نور كه در واقع سوره عفت و پاكدامنى است آمده است از جمله: تأكيد بر مسأله ازدواج جوانان مى فرمايد: «(وَأَنكِحُوا الاَْيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمْ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ); مردان و زنان بى همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را; اگر فقير و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بى نياز مى سازد; خداوند گشايش دهنده و آگاه است!».[5]


اشاره به اين كه حتى فقرنمى تواند بهانه اى براى فرار از اين موضوع شود.
روشن است كه اگر منظور از ازدواج، ازدواج هاى پر زرق و برق و پر از تشريفات و چشم و هم چشمى ها باشد و هزينه هاى تالارهاى پر از گناه آن ها سنگين و كمرشكن گردد بسيارند كسانى كه قادر بر آن نيستند. اما اگر ساده باشد و مهريه گاه يك قرآن مجيد و گاه يك شاخه گل و يا چهارده سكه طلا باشد و مراسمى ساده و مملو از معنويت و صفا برگزار كنند و دامنه توقعات، به خصوص در سنين جوانى كه آغاز زندگى است كم شود، ازدواج كار آسانى خواهد بود. اسلام بر همه اين موضوعات تأكيد كرده است.


ديگر اين كه دستور مؤكد به حجاب داده تا يكى از مهمترين عوامل تحريك جوانان كه خودنمايى زنان است از ميان برود و از سويى ديگر به همه دستور داده كه از چشم چرانى به شدّت بپرهيزند: «(قُلْ لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ * وَقُلْ لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلاَ يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ); به مؤمنان بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگيرند، و عفاف خود را حفظ كنند; اين براى آنان پاكيزه تر است; خداوند از آنچه انجام مى دهيد آگاه است، و به زنان باايمان بگو چشم هاى خود را (از نگاه هوس آلود) فروگيرند، و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را ـ جز آن مقدار كه نمايان است ـ آشكار ننمايند و (اطراف) روسرى هاى خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود)».[6]


و حتى در ذيل آيه اخير از اين كه زنان به هنگام راه رفتن پايشان را محكم به زمين بزنند تا صداى خلخالى كه بر پا دارند به گوش افراد نامحرم برسد نهى فرموده، كه حاكى از نهايت دقت اسلام در اين زمينه است: (وَلاَ يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ).


و در سوره احزاب از اين كه زنان به هنگام سخن گفتن طرز كلام خود را به صورت هوس انگيز درآورند نهى فرموده مبادا بيماردلان به آن ها طمع كنند: (فَلاَ تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ).[7]


در روايات اسلامى نيز دستورات جالب و دقيقى در اين زمينه ديده مى شود ازجمله از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل شده است كه هرگاه زنى در جايى بنشيند و آن محل براثر نشستن او كمى گرم شود مرد نامحرمى بلافاصله در آن جا ننشيند، تا آن محل سرد شود: «إِذَا جَلَسَتِ الْمَرْأَةُ مَجْلِساً فَقَامَتْ عَنْهُ فَلاَ يجْلِسُ فِى مَجْلِسِهَا رَجُلٌ حَتَّى يبْرُد».[8]


حتى در صورتى كه دسترسى به ازدواج دائم نباشد اجازه ازدواج موقت را داده كه شرايط آن بسيار آسان و ساده تر است. و دستورات فراوان ديگرى كه نقل همه آن ها نياز به تأليف كتاب مستقلى دارد.[9]



پی نوشت:
[1]. مستدرك الوسائل، ج 14، ص 268، ح 1.
[2]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 20، ص 63.
[3]. مستدرك حاكم، ج 3، ص 121.
[4]. كافى، ج 5، ص 328، ح 2.
[5]. نور، آيه 32.
[6]. نور، آيات 30 و 31.
[7]. احزاب، آيه 32.
[8]. كافى، ج 5، ص 546، ح 38.
[9]. سند گفتار حكيمانه: اين گفتار حكيمانه را مرحوم صدوق در خصال و مرحوم ابن شعبه در تحف العقول (با تفاوتى در ضمن حديث اربع مائه) قبل از سيد رضى آورده اند. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 297)

 

https://ahlolbait.com

آسیب شناسی خانواده اخلاق خانواده پایدار بدحجابی بدحجابی دختران بی حجابی در جامعه بی حجابی و بدحجابی جشنواره خانواده پایدار حجاب حجاب در ایران حکمت420 درمان شهوت زنان و پوشش نهج البلاغه پوشش و حیا نظر دهید »
رونمایی «منوتو» از یک روحانی نما
ارسال شده در 4 مهر 1401 توسط افشار در متفرقه

 

 

رونمایی منو تو از یک روحانی نما

 

به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، شیخ تقلبی استرالیا یا (Australia’s fake sheikh) لقبی است که از سوی مسلمانان استرالیا به محمد توحیدی که عراقی‌الأصل و ساکن استرالیا است، داده‌اند. اخیراً شبکه منوتو در مصاحبه‌ای که با وی کرده است، از حرف‌های این طلبه اخراجی از حوزه علمیه جامعه المصطفی استفاده کرده است تا دنباله یکی از پروژه‌های قدیمی که ناامید نشان داده روحانیون از حکومت آخوندی را دنبال کنند.

 

پوشیده نیست که حتی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی دستگاه‌های امنیتی و جاسوسی دشمن تلاش می‌کردند با ایجاد تفرقه و دو دستگی، مردم را نسبت به اسلام حقیقی ناامید سازند که این اقدام، در راستای همان پروژه قدیمی و نخ‌نما شده است. خیلی زشت است که یک کسی با ادعای روحانیت و طلبگی یا اسلامیت، حتی در میان شورای ملی ائمه استرالیا پذیرفته نشده است و میان مسلمانان استرالیا به‌عنوان امام جماعت یا شیخ به رسمیت شناخته نشده و هیچ مسجدی در آنجا حاضر به پذیرش این چهره پرحاشیه نیست.

 

این روحانی انگلیسی که از وابستگان به دفتر سیدصادق شیرازی است و شاید این روزها برای عزای ملکه برای هم‌پیالگان خود نوحه می‌خواند، آن‌قدر میان جامعه‌ مسلمانان مورد نفرت است که شاید تنها جایی که از او استقبال کنند، شبکه منوتو باشد. در مقابل او می‌بینیم که تعداد زیادی از اپوزیسیون‌ها از محمد حسینی که خود را لیدر ری استارت می‌داند تا امید دانا هم از او متنفر هستند. شاید یکی از تعبیرهای دقیق برای حسینی باشد که درباره او نوشته است: «شما دقیقاً مثل مگسی می‌مانید که روی مدفوع نشسته‌اید!»

 

معلوم است وقتی که بی‌سوادی مثل محمد توحیدی توسط جامعه المصطفی که یکی از مراکز علمی معتبر جهانی در زمینه آموزش معارف اسلامی، پذیرفته نشده است، در منوتو به چنین یاوه‌سرایی‌هایی بپردازد. البته در کنار این یاوه‌سرایی‌ها درباره جامعه المصطفی، سخنان بی‌اساس و فاقداستدلال دیگری از سوی این شخص مطرح شد به‌‎قدری فاحش و سطحی است که حتی ارزش پاسخگویی ندارد.

 

توحیدی در  مصاحبه ای درحالی که از آزادی و دموکراسی سخن می‌گوید که حتی تحمل انتقادات سایر اپوزیسیون‌ها را نسبت به خود نداشته و برخی از آن‌ها را مسدود کرده است. از توهین توحیدی به یک مرکز علمی معتبر بگذریم، توهین او به جمهوری اسلامی ایران و مراجع معظم تقلید نیز از دیگر نکاتی بود که او در این مصاحبه به سیره سلف و همپیاله‌های انگلیسی‌اش تمسک نموده است.

 

به‌نظر می‌رسد که دشمنان استفاده از دین را به یکی از راهبردهای اساسی خود برای مبارزه با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران تبدیل کرده‌اند. آن‌ها با تلاش برای استفاده از چهره‌های بی‌سواد که در ظاهر لباس حوزوی نیز به تن دارند، می‌خواهند با استفاده از تکنیک نخ نما شده انگلیسی یعنی «تفرقه بینداز و حکومت کن» بهره ببرند و اهداف خود را دنبال کنند.

 

حضور محمد توحیدی در استودیوی شبکه منوتو و مصاحبه با وی با این هدف انجام شد که تمام حرف‌های این شبکه از زبان کسی که لباس روحانیت به تن دارد، تکرار شود تا مخاطب زودباور و منفعل این شبکه‌ها به این تحلیل برسند که نظام جمهوری اسلامی ایران حتی میان روحانیون از مشروعیت ساقط شده است که به این وسیله حداقل‌های ذهنیتی برخی از مسلمانان که اعتقاد دارند این نظام اسلامی است و باید باشد، از بین برود.

 

پیش از این موارد و اسناد بسیاری وجود دارد که ساواک برای بدبین ساختن مردم به مشروعیت نظام، دادن پول به طلبه‌های بی‌سواد و روحانی‌نماهایی بود که بتوانند در میان مردم عقاید باطلی را به نام عقاید اسلام ترویج کنند. هنوز این طرح و نقشه از سوی دشمن دنبال می‌شود. هدف دشمن نیز ترویج اسلام سکولاری است که در ذهن مردم تنها باید در اندازه نماز و روزه فردی در کنج خانه‌ای باشد و حق ندارد حکومت تشکیل بدهد و برای مردم امر به معروف و نهی از منکر کند.

 

البته باید گفت وای به حال محمد توحیدی اگر این حرف‌ها به گوش ارباب فکری‌اش یعنی سیدصادق شیرازی برسد؛ زیرا سیدصادق شیرازی اعتقاد دارد که حکومت فقها باید بر اساس ولایت شورای فقیهان دنبال شود.[1] این در حالی است که محمد توحیدی در مصاحبه خودش اسلام سکولاری را قبول دارد که حتی نباید درباره پوشش حجاب به خانم‌ها امر و نهی نماید و به تبع نباید حکومتی را در اختیار داشته باشد و اگر حتی حکومت را در اختیار دارد، حق پیاده سازی احکام اسلامی را در آن حکومت ندارد.

 

اگر بخواهیم از نگاه رسانه‌ای به مصاحبه محمد توحیدی بنگریم، باید تأسف خورد به حال مخاطبانی که این مصاحبه را می‌بینند که بدور از اینکه بدانند در دام شگردهای عملیات روانی این رسانه گرفتار شده‌اند به سرعت تأثیر می‌پذیرند و از نظر اندیشه‌ای سخنان محمد توحیدی پر از تناقضات و اشتباهات فاحش یا سخنانی بی‌اساس و بدون استدلال است که اگر مخاطب فعال این شبکه‌ها به دنبال مقدمات سخنان او بروند، به سخیف بودن سخنان محمد توحیدی پی می‌برند.

 

محمدحسین کتابی

[1] رساله توضیح المسائل آیت الله سید صادق حسینی شیرازی، مسأله 3445-3532

امام صلح روحانی تقلبی روحانی نما شیخ تقلبی استرالیا صادق شیرازی مترسک شیطان محمد توحیدی 2 نظر »
خبری نیست
ارسال شده در 4 مهر 1401 توسط افشار در متفرقه

 

 

چنگ رسانه ای

 

به گزارش  خبرنگار خبرگزاری رسا، وقتی انسان مومن گناه می‌کند، روح ایمان از او جدا شده که او دست به اعمال خطا و افعال ناشایست می‌زند؛ حال سؤال این است کسی که ایمان نداشته و روح ایمان در او وجود ندارد، تا چه اندازه امکان دارد دست به کارهای ناشایست، گناه و خطا بزند؟ بدون تعارف باید نوشت، گفت و خواند که مسیر انقلاب همان راه ایمان است و امروز جمهوری اسلامی حرم است؛ هرکسی ذیل هر عنوانی علیه این نظام فعالیتی کند، بدون شک روح ایمان را ندارد. از طرفی با ایمان‌ترین افراد کسانی اند که در این اوضاع نابسامان و زیر باران توهین و افترا، پای نظام اسلامی مانده و برای رفع اشکالاتش تلاش می‌کنند.

 

در بین فتنه‌ها و به خصوص زمانی که فتنه از کنج پستوها به خیابان‌ها کشیده می‌شود، این جمله منسوب به شهید آوینی دل ایستادگان را قرص می‌کند و از طرفی رذالت معاندین را بیش از پیش اثبات. «فحشت اگر بدهند آزادی بیان است، جواب بدهی بی فرهنگیست؛ سؤال بکنند آزاد اندیشند، سؤال بکنی تفتیش عقاید است؛ تهمت بزنند در جستجوی حقیقتند، جواب بدهی دروغگویی؛ مسخره ات بکنند انتقاد است، اگر از عقایدت دفاع کنی خشونت طلبی؛ اما حزب اللهی بودن و بسیجی بودن را باهمه ی تراژدی هایش دوست دارم». در ماجرایی که هنوز هم درگیرش هستیم، به وضوح مشاهده می‌کنیم که جان یک شخص بهانه بود و هدف اصلی ضربه زدن به انقلاب و اسلام است.

 

نکته جالب نیز اتحاد بی‌سابقه همه دشمنان انقلاب است. از داخل ایران ملی-مذهبی‌ها، اصلاح طلبان و عده‌ای مخالف احکام اسلامی و از بیرون نیز سلطنت طلبان، بهایی‌ها، سایر گروه‌های ضد انقلاب و اسلام و حتی داعش دست به دست یکدیگر داده تا بتوانند سنگر به سنگر انقلاب را عقب برانند و احکام اسلامی را تعطیل کنند؛ همچنین در این مسیر عده‌ای مذهبی بدون تحلیل نیز به دام افتاده و به بهانه‌های واهی با این گروه‌ها همراه شدند! از طرفی فرصتی که در حوادث وجود دارد، در شرایط عادی پیدا نخواهد شد و انسجامی که مردم مسلمان، حزب اللهی‌ها و بسیجی‌ها در مقابل عده کمی که به خیابان آمده بودند پیدا کردند، بسیار پسندیده بود.

 

در مجموع باید گفت عناصری که سیستماتیک و تشکیلاتی به هم مرتبط اند و هدفمند فعالیت می‌کنند، غالبا در تور اطلاعات هستند و روی آنان سوارند؛ پس جای نگرانی نیست. گروه دیگر کسانی هستند که با سرویس‌ها ارتباط داشته، آموزش‌های لازم را از آنان گرفته اند ولی دیگر ارتباط خود را قطع کرده اند و از این نظر قابل شناسایی نیستند و البته می‌دانند در این گونه مواقع باید کجا باشند و چگونه عمل کنند که این افراد خطرناک اند. دسته بعدی کسانی هستند که با هیچ سیستمی ارتباطی نداشته و ندارند اما واقعا به مسیر دشمن اعتقاد دارند و معاند هستند که اینها صرفا پیاده نظام اند و کورکورانه حرکت می‌کنند که جای نگرانی ندارند و دسته آخر نیز جوگیرها هستند که احساساتی شده و به میدان می‌آیند و سیاهی لشکر لیدرها هستند.

 

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به حادثه تروریستی سال 96 در تهران فرمودند: «ملّت ایران دارد حرکت می‌کند، پیش میرود، این ترقّه‌بازی‌های شبیه کاری‌ هم که امروز شد در اراده‌ی مردم هیچ تأثیری نخواهد گذاشت. این را بدانند و اینها کوچک‌تر از آن هستند که بتوانند در اراده‌ی ملّت ایران و مسئولین کشور اثری بگذارند و البتّه خود این حوادث نشان داد که اگر چنانچه جمهوری اسلامی در آن نقطه‌ای که مرکز اصلی این فتنه‌ها است ایستادگی نمیکرد، تا حالا ما گرفتاری‌های زیادی از این ناحیه در داخل کشور داشتیم. ان‌شاءاﷲ کلک اینها کنده خواهد شد». امام خمینی نیز از 8 سال دفاع مقدس اینگونه تعبیر می‌کند: «‏‏دزدی آمده و سنگی انداخته و در رفته است».

 

می‌بینیم در این ایام که عده‌ای راحت طلب و سختی ندیده کمی شلوغ کرده اند و به اموال عمومی آسیب رساندند و البته با ناجوانمردی چند تن از بسیجیان و نیروهای انتظامی را به شهادت رساندند، برخی افراد هول و هراس برشان داشته و انقلاب را رو به سقوط می‌بینند حال اینکه اصلا رهبر معظم انقلاب در سخنرانی اخیر خود که در وسط این اغتشاشات بود هیچ اشاره ای به آن نکردند. حقیقتا در واقعیت میدانی هیچ اتفاق خاصی در سطح کلان و راهبردی نظام رخ نداده است که لازم باشد ایشان موضعی بگیرند و از خود مایه بگذارند. این تجمعات و خرابی‌ها در سطح محلی و نهایتا در سطح ملی است که خود نیروی انتظامی باید وارد شود و حتی چه بسا نیاز به موضع گیری سران هر سه قوه نبود.

 

در پایان باید گفت اولین خطای راهبردی مسئولان و خودی‌ها، تضعیف جایگاه نیروی انتظامی و بستن دست مأموران بود که در هر مسأله‌ای آنان را متهم می‌کردند به گونه‌ای که حتی مأمور نیروی انتظامی برای اینکه از سوی مسئولان بالا دستی تخطئه نشود و بازی رسانه‌ای او را وحشی خطاب نکند، از خود دفاع هم نمی‌کرد؛ باید جایگاه نیروی انتظامی تقویت شود و مسئولان پشت سر نیروی خود بایستند. نکته دیگر که باید مورد توجه قرار بگیرد، برخورد قاطع با لیدرها و اغتشاش گران حقیقی است تا مردم بفهمند هرکسی بخواهد امنیت جامعه را برهم بزند، نباید با او تعارف کرد که این امر دست قوه قضاییه را می‌بوسد. همچنین در پایان مسئولان امر و دلسوزان باید به فکر نسل جدید باشند!

 

 

خبرگزاری رسا

اغتشاشات 1401 جریان اغتشاشات اخیر حجاب حیا رقابت رسانه ای لیدر مهسا امینی نرگس ربیعی کومله نظر دهید »
ترجمه و شرح حکمت 305 نهج البلاغه: خانواده پایدار و تأثیر غیرت بر پاکدامنی
ارسال شده در 29 شهریور 1401 توسط افشار در جشنواره

 

 

حکمت 305 نهج البلاغه

 

 

وَ قَالَ (علیه السلام): مَا زَنَى غَيُورٌ قَطُّ.
و درود خدا بر او، فرمود: غيرتمند هرگز زنا نمى كند.


امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانه به نكته دقيقى اشاره كرده مى فرمايد: «انسان غيرتمند هرگز زنا نمى كند»؛ (مَا زَنَى غَيُورٌ قَطُّ). زيرا كسى كه كارى را در حق ديگران مى پسندد به ناچار در حق خود نيز خواهد پسنديد و كسى كه درباره محارم خود عملى را روا نمى دارد درباره محارم ديگران نيز روا نخواهد داشت.


بسيار شده است كه افرادى مى گويند: ما مى خواهيم به نواميس ديگران نگاه كنيم. به آنها گفته مى شود: آيا دوست داريد به نواميس شما نگاه كنند؟ هنگامى كه اظهار تنفر مى كنند به آنها گفته مى شود: پس به نواميس ديگران نگاه نكنيد.


«غيور» صيغه مبالغه از ماده «غَيرت» (بر وزن حيرت) است به معناى ناخوش داشتن و تنفر از تجاوز ديگران به ناموس انسان و ورود در حريم اوست و گاه به معناى وسيع كلمه در غير موارد ناموسى نيز به كار مى رود و فرد غيرتمند به كسى گفته مى شود كه حاضر نيست ديگرى به افتخارات او لطمه وارد كند؛ خواه افتخارات مادى باشد يا معنوى.

 

به هر حال، گفتار حكيمانه امام عليه السلام گفتارى است كه كاملاً هماهنگ با منطق عقل است، زيرا انسان غيور؛ يعنى كسى كه نسبت به تجاوز ناموسش حساسيت فوق العاده دارد، نواميس ديگران را نيز به همان چشم نگاه مى كند و هرگز راضى نمى شود به نواميس مردم تجاوز كند. به همين دليل، غيرت، او را از آلوده شدن به اعمال منافى عفت بازمى دارد. حتى حاضر نيست به همسر يا خواهر و مادر ديگرى نگاه كند، زيرا نسبت به نگاه ديگران به همسر و خواهر و مادرش احساس تنفر مى كند.



نكته:
غيرت در آموزه هاى اسلامى:
از واژه هايى كه به عنوان فضيلتى اخلاقى در منابع اسلامى ديده مى شود غيرت است. غيرت، در اصل به معناى يك احساس فوق العاده درونى است كه انسان را به دفاع شديد از امورى كه متعلق به اوست وامى دارد؛ خواه امور معنوى باشد مانند دين و آيين و يا امور مادى مانند عِرض و مال و ناموس ومملكت. اين احساس در همه انسانها با تفاوتهايى وجود دارد و اگر به صورت افراطى درنيايد يكى از فضايل مهم و كارساز است.


از سويى ديگر، اگر براثر تكرار اعمال منافى غيرت، تضعيف شود و به بيان ديگر انسان، بى غيرت و يا ازنظر غيرت ضعيف گردد اين خود يكى از رذائل خطرناك اخلاقى به شمار خواهد آمد. در آيات قرآن اشاراتى به اين مسئله ديده مى شود؛ ولى به طور صريحتر در روايات اسلامى آمده است؛ از جمله در حديثى از پيغمبر اكرم عليه السلام مى خوانيم كه فرمود: «إنّى لَغَيُورٌ وَاللّهُ عَزَّوَجَلَّ أغْيرُ مِنى وَ انَّ اللّه تَعالى يُحِّبُ مِنْ عِبادَهَ الْغَيُورَ؛ من غيرتمندم و خدا از من غيورتر است و خدا بندگان غيورش را دوست دارد».


در حديث ديگرى از همان بزرگوار آمده است كه فرمود: «انَّ الْغيرَةَ مِنَ الاْيمان؛ غيرت از ايمان است». (دليل آن هم روشن است: ايمان، انسان را به حفظ ناموس و افتخارات و آيين خود دعوت مى كند، بنابراين غيرت جزء ايمان است).


در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است: «انَّ اللّهَ غَيُورٌ يُحِبُّ كُلَ غَيُورٍ وَلِغيرَتِهِ حَرَّمَ الْفَواحِشَ ظاهِرَها وَباطِنَها؛ خدا غيور است و هر غيورى را دوست دارد وبه دليل غيرتش تمام كارهاى زشت را اعم از آشكار و پنهان تحريم كرده است». بنابر اين روايت و بعضى از روايات ديگر، غيرت از اوصافى است كه هم در خداى تعالى و هم در انسانها وجود دارد البته با اين تفاوت كه غيرت در خداوند به معناى نهى از كارهاى زشت و ناپسند و در انسانها به معناى دفاع از حريم خانواده و دين و آب و خاك است.


درباره غيرت، سخن بسيار است و اين بحث را با حديثى درباره «جعفر بن ابى طالب» پايان مى دهيم. در حديثى آمده است كه جبرئيل به پيغمبر اكرم عليه السلام خبر داد كه «جعفر بن ابى طالب» صفات برجسته اى در زمان جاهليت داشت كه خداوند به سبب آن از وى قدردانى كرد. «مِنْها عَدَمُ زِناهُ لِغَيْرَتِهِ كَعَدَمِ شُرْبِهِ لِعِزَّتِهِ كَعَدَمِ كِذْبِهِ لِشَرَفِهِ؛ از جمله اينكه به سبب غيرت، دامنش آلوده بى عفتى نشد وبه سبب حفظ عزتش هرگز شراب ننوشيد و به سبب شخصيتش هرگز دروغ نگفت».

 

https://ahlolbait.com

#حکمت 305 نهج البلاغه جشنواره خانواده پایدار خانواده متعادل غیرت غیرت دینی غیرت ملی غیور پاکدامنی نظر دهید »
چهارمین جشنواره ملی کتاب سال سبک زندگی
ارسال شده در 29 شهریور 1401 توسط افشار در جشنواره

 

 

جشنواره ملی

 

:: محورهای جشنواره

سبک زندگی، مبانی و مفاهیم

سبک زندگی و هویت ایرانی اسلامی

سبک زندگی، خانواده و جنسیت

سبک زندگی و زندگی شهری

سبک زندگی، رسانه و فضای مجازی

سبک زندگی، آیین­ ها و مناسک (محور ویژه)

سبک زندگی، تولید و مصرف فرهنگی

سبک زندگی، آموزش و سلامت

سبک زندگی، اسوه ­ها و الگوها

 

 

شرایط شرکت در جشنواره
1. قالب اثر ارسالی باید کتاب (تألیف یا ترجمه) منتشر شده (چاپی یا دیجیتالی) باشد
2. بازه زمانی انتشار اثر ارسالی بین سال های 1397 تا 1401 باشد
2.1. ملاك سال انتشار، شناسنامۀ كتاب خواهد بود
3. عدم ارسال اثر در دوره های گذشته جشنواره
3.1. اثر منتشر شده قبل از سال 1397 چنانچه در یکی از محورهای اعلام شده جای بگیرند و در سه دوره گذشته به جشنواره ارسال نشده باشند، قابل ارسال خواهند بود
3.2. ویراست جدید کتاب‌های علمی، چنانچه به تشخیص گروه داوری حداقل 40 درصد نسبت به ویراست قبلی تغییر كرده باشد، در صورت عدم برگزیده شدن، مجدداً قابل بررسی خواهد بود
4. امکان ارسال رساله های سطح چهار حوزه و دکتری دانشگاه در محوره ویژه جشنواره (سبک زندگی، آیین ها و مناسک)
5. تکمیل فرم مربوطه در سایت جشنواره
6. ارسال سه نسخه از اثر به دبیرخانه جشنواره

 

 

:: تاریخ های مهم

شروع به کار جشنواره: 17/03/1401

مهلت ارسال آثار: 30/09/1401

اعلام نتایج داوری: 30/10/1041

برگزاری اختتامیه جشنواره:30/11/1401

 

 

برای ارسال آثار به سایت http://book-lsf.dte.ir/fa/ مراجعه نمایید

آئین ها و مناسک الگوهای اسلامی الگوهای دینی تولید و مصرف فرهنگی جشنواره 1401 خانواده و سبک زندگی رسانه و فضای مجازی زندگی شهری سبک زندگی سبک زندگی و هویت ایرانی کتاب سال سبک زندگی نظر دهید »
حکمت 234 نهج البلاغه: خانواده پایدار و صفات شایسته برای زنان
ارسال شده در 28 شهریور 1401 توسط افشار در جشنواره

 

 

حکمت 234

 

 

وَ قَالَ (علیه السلام): خِيَارُ خِصَالِ النِّسَاءِ، شِرَارُ خِصَالِ الرِّجَالِ؛ الزَّهْوُ وَ الْجُبْنُ وَ الْبُخْلُ؛ فَإِذَا كَانَتِ الْمَرْأَةُ مَزْهُوَّةً لَمْ تُمَكِّنْ مِنْ نَفْسِهَا، وَ إِذَا كَانَتْ بَخِيلَةً حَفِظَتْ مَالَهَا وَ مَالَ بَعْلِهَا، وَ إِذَا كَانَتْ جَبَانَةً فَرِقَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ يَعْرِضُ لَهَا.
و درود خدا بر او، فرمود: برخى از نيكوترين خلق و خوى زنان، زشت ترين اخلاق مردان است، مانند، تكبّر، ترس، بخل.هر گاه زنى متكبّر باشد، بيگانه را به حريم خود راه نمى دهد، و اگر بخيل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ مى كند، و چون ترسان باشد از هر چيزى كه به آبروى او زيان رساند فاصله مى گيرد.

 


امام(عليه السلام) در اين كلام پربار به نكاتى از تفاوت فضايل اخلاقى در زن و مرد اشاره كرده مى فرمايد: «خصلت هاى نيك زنان، خصلت هاى بد مردان است (اين خصلت ها عبارتند از:) تكبر و ترس و بخل (زيرا) هنگامى كه زن متكبر باشد بيگانه را به خود راه نمى دهد و اگر بخيل باشد مال خود و همسرش را حفظ مى كند و اگر ترسو باشد از هر چيزى كه ممكن است به آبرو و عفت او صدمه بزند مى ترسد (و از آن فاصله مى گيرد)»; (خِيَارُ خِصَالِ النِّسَاءِ شِرَارُ خِصَالِ الرِّجَالِ: الزَّهْوُ، وَالْجُبْنُ، وَالْبُخْلُ; فَإِذَا كَانَتِ الْمَرْأَةُ مَزْهُوَّةً (1) لَمْ تُمَكِّنْ مِنْ نَفْسِهَا، وَإِذَا كَانَتْ بَخِيلَةً حَفِظَتْ مَالَهَا وَمَالَ بَعْلِهَا، وَإِذَا كَانَتْ جَبَانَةً فَرِقَتْ مِنْ كُلِّ شَيْء يَعْرِضُ لَهَا).


«خيار» به معناى بهترين ها و «شرار» به معناى بدترين هاست. «زَهْو» به معناى تكبر و «فَرِقَت» از ريشه «فَرَقَ» بر وزن «ورق» به معناى ترس است. آنچه امام(عليه السلام) در اين كلام نورانى فرموده امورى براى حفظ عفت زن و دور نگه داشتن او از تعرض مردان آلوده و كثيف و حفظ جايگاه او در خانواده است.

روشن است اگر زن در برابر مردان بيگانه تواضع و فروتنى كند ممكن است در او طمع ورزند، همچنين اگر به اصطلاح نترس باشد و به جاهاى خطرناك و يا بيابان هاى دوردست و خالى از سكنه برود و يا در شب هاى تاريك تنهايى بيرون برود و يا دعوت افراد مشكوك را براى سوار شدن به اتومبيل و مجالس مختلف آنها بپذيرد، ممكن است در معرض خطرات ناموسى قرار گيرد. اين جاست كه ترس براى او فضيلت خواهد شد و پاسدار و نگاهبان عفت اوست.


همچنين اگر زن نسبت به هزينه كردن اموال شوهر بخيل باشد مى تواند حافظ و نگاهبان ثروت او گردد; اما به عكس اگر دست بذل و بخشش او گشاده گردد ممكن است اموال شوهر و حتى اموال خودش را در مدت كوتاهى بر باد دهد و همين امر سبب اختلاف او با همسرش گردد و منجر به حوادثى شود كه بسيار ناخوشايند است.


اين صفاتِ به ظاهر مذموم جبران ضعف هايى را مى كند كه در بسيارى از زنان هست; جاذبه جنسى در برابر نامحرمان نقطه ضعفى براى او محسوب مى شود كه تكبر آن را جبران مى كند و ضعف جسمانى در برابر مهاجمان بيگانه نقطه ضعفى است كه ترس جبران كننده آن است و موقعيت آسيب پذير او در امانت دارى خانه چيزى است كه بخل آن را جبران مى كند.


بديهى است آنچه را امام(عليه السلام) در اين كلام نورانى بيان فرموده به صورت مطلق و فراگير نيست، به بيان ديگر منظور امام(عليه السلام) اين نيست كه در همه جا متكبر، يا ترسو و يا بخيل باشد، بلكه منظور مواردى است كه در صورت نداشتن اين صفات به عفت يا امانت او لطمه مى زند وگرنه زنان نبايد به بستگان، محرمان و دوستان زن خود تكبر ورزند يا از همه چيز حتى سايه خود بترسند يا در بخشش از اموال خود بخل به خرج دهند.
در حالات فاطمه زهرا(عليها السلام) مى خوانيم كه او در پايان جنگ احد به ميدان آمد و پيشانى و دهان پدر بزرگوارش را از خون شست و يا در شب زفاف پيراهن عروسى خود را به سائل بخشيد و همچنين دختر شجاعش زينب كبرى در كوفه و شام خطبه هايى خواند كه پشت دشمنان را به لرزه درآورد و پايه هاى كاخ آنها را متزلزل ساخت.

نيز روشن است كه آنچه امام(عليه السلام) فرموده شامل تمام صفات فضيلت نمى شود; بسيارى از صفات برجسته است كه در زن و مرد هر دو يكسان است; مانند تقوا و پرهيزگارى و عبادات و اطاعات و امر به معروف و نهى از منكر، عشق و علاقه به علم، محبت به زيردستان و امثال آنها. اين نكته نيز قابل توجه است كه ممكن است اين صفات در زن وجود نداشته باشد كه بايد به صورتى كه در بالا آمد براى خود فراهم سازد و در پناه آنها عفت خويش را حفظ كند و از شر مردان هوس باز در امان بماند و نيز حافظ اموال خود و همسرش باشد.


مرحوم كمره اى مطابق معمول اين كلام نورانى را به نظم ترجمه كرده است:


آنچه در زن بود خجسته خصال *** برشمر بدترين صفات رجال
زنِ با كبر «خودنگه دار» است *** ندهد بر مراد غير مجال
چون كه باشد بخيل حفظ كند *** مال خود را و شوى در هر حال
گر بترسد، به خانه پا بند است *** چون هراسد ز سوى استقبال (2)

 


پی نوشت:
(1). در نسخه علامه مجلسى از نهج البلاغه «ذاتَ زَهْو» آمده است. (بحارالانوار، ج 100، ص 238، ح 42).
(2). سند گفتار حکیمانه: این کلام حکمت آمیز را جمعى از علمایى که پیش از سید رضى و پس از او مى زیسته اند در کتاب هاى خود نقل کرده اند از جمله ابوطالب مکّى در قوت القلوب و زمخشرى در ربیع الابرار و آمدى در غررالحکم و فتال نیشابورى در روضه الواعظین آن را با تفاوت هایى آورده اند. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 186)

 

https://ahlolbait.com

آموزش خانواده اخلاق خانواده پایدار اقتصاد خانواده الگوی زنان تعالی خانواده جایگاه خانواده جشنواره 1401 جشنواره خانواده پایدار حکمت های امام علی ع صفات زنان شایسته نظر دهید »
نشست نخبگان و اساتید روحانی استان البرز با معاون اجرایی ریاست جمهوری
ارسال شده در 27 شهریور 1401 توسط افشار در خبرنامه پژوهش حوزه علمیه کوثر

 

 

نشست مرکز ارتباطات دولت و روحانیت

 

به گزارش روابط عمومی دفتر نماینده ولی‌فقیه در استان البرز و امام‌جمعه کرج، نشست مرکز ارتباطات دولت و روحانیت با حضور علما و روحانیون البرز و به سخنرانی حضرت آیت‌الله حسینی همدانی نماینده رهبر معظم انقلاب اسلامی در استان، حجت‌الاسلام‌والمسلمین سید رضا تقوی مشاور رئیس‌جمهور در امور روحانیت و سید صولت مرتضوی معاون اجرایی رئیس‌جمهور در سالن همایش مجتمع فرهنگی ورزشی میلاد شهرداری کرج برگزار شد.

 

آیت‌الله حسینی همدانی در این جلسه بابیان اینکه انقلاب اسلامی یکی از مصادیق روشن وعده خداست، بیان داشت: شیطان با تمام قوا می‌خواهد که حکومت دینی تشکیل نشود.

 

وی با تأکید بر اینکه تمام تلاش و فعالیت‌های ایادی دشمن برای تشکیل نشدن دولت مهدوی سلام‌الله‌علیه است، عنوان کرد: رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیانیه «گام دوم» سمت‌وسوی نظام اسلامی را به سمت حکومت مهدوی سلام‌الله‌علیه دانستند لذا ما باید قدردان نظام اسلامی باشیم.

 

امام‌جمعه کرج بابیان اینکه ما برای قدردانی از نظام اسلامی باید شکر عملی داشته باشیم، گفت: یکی از مصادیق شکر عملی، اطاعت از امامین انقلاب و عمل به فرامین آن‌هاست.

 

آیت‌الله حسینی همدانی در ادامه بابیان اینکه یکی از فرامین رهبر معظم انقلاب عمل به «جهاد تبیین» است، خطاب به طلاب و روحانیون استان البرز، عنوان کرد: امروز ما باید برای گسترش این فرهنگ تلاش کنیم تا از مرزها عبور کرده و عالم‌گیر شود.

 

وی با تأکید بر اینکه انقلاب اسلامی ذلت جامعه‌ی ایرانی را به عزت تبدیل کرد، عنوان کرد: پیش از انقلاب اسلامی مردم و حکومت وابسته بودند و با شکل‌گیری انقلاب مستقل شدند.

 

نماینده ولی‌فقیه در استان البرز با اشاره به مرگ ملکه انگلیس، اذعان داشت: این روزها با مرگ عجوزه‌ی پیر انگلیس دیدید که حکومت سلطنتی چگونه است و چه تشابهاتی با دوران نظام طاغوت ایران دارد.

 

آیت‌الله حسینی همدانی با تأکید بر اینکه در انقلاب روحانیت عزت بیشتری پیدا کرد، گفت: ما شرایط خاص و ویژه‌ی انقلاب را تجربه و درک کردیم و باید برای طی مسیر پیشرو تأملی داشته باشیم.

 

وی در ادامه بابیان اینکه در وهله اول باید تأملی نسبت به مسیر بعد از پیروزی انقلاب اسلامی داشته باشیم، گفت: نظام اسلامی از اول پیروزی تا امروز کارهایی را انجام داده است و باید مسیر گذشته را بازنگری کنیم که چه اقداماتی صورت گرفته و چه اشتباهاتی در طی این مسیر رخ‌داده است.

 

رئیس شورای فرهنگ عمومی استان البرز در ادامه گفت: در وهله دوم؛ ما به‌عنوان روحانیت، به‌عنوان قشر خاص در بین سایر اقشار مختلف جامعه باید به وظایفی که طی این سال‌ها بر عهده ما بوده نگاه کنیم و عملکرد خود را موردبررسی قرار دهیم.

 

آیت‌الله حسینی همدانی در ادامه به تفاوت‌های بین قشر روحانیت با سایر اقشار جامعه پرداخت و عنوان کرد: اثر اعمال و کارهای روحانیت پیرامون آن را نیز در برمی‌گیرد و می‌تواند موجب تغییرات جمعی و طولانی شود؛ مثل انقلاب اسلامی ایران که با مدیریت امام خمینی رحمه‌الله علیه به پیروزی رسید.

 

وی در ادامه عنوان کرد: روحانیت تائید و تکذیبش می‌تواند آثار ملی، نسلی و قرنی داشته باشد.

 

نماینده رهبر معظم انقلاب اسلامی در استان البرز در بخش دیگری از بیانات خود با تأکید بر اینکه وجه امتیاز انقلاب ایران با سایر انقلاب‌های دیگر، اسلامی بودن آن است، گفت: انقلاب برای احیای ارزش‌های اسلامی در جامعه صورت گرفت و پیروز شد.

 

آیت‌الله حسینی همدانی در ادامه با طرح پرسشی عنوان کرد: اگر این ارزش‌های اسلامی در بین مردم کم‌رنگ شود و از بین برود آیا تضمینی برای بقای انقلاب وجود دارد؟

 

وی در ادامه با اشاره به استقبال گسترده اقشار مختلف مردم از زیارت اربعین، یادآور شد: به فضل خدای متعال رویش‌های دینی و فرهنگ الهی در جامعه بسیار قوت گرفته اما با ترفندهای رسانه‌ای همچون جنگ روایت‌ها، مارپیچ سکوت و امثال‌ذلک مانع از اطلاع‌رسانی آن در جامعه می‌شوند.

 

رئیس ستاد امربه‌معروف و نهی از منکر استان البرز بابیان اینکه توسعه مسائل مادی وظیفه همه دولت‌هاست، گفت: آن چیزی که باعث عزت و اقتدار ما شد دین است و قوت و توسعه ارزش‌های دینی به دست روحانیت است.

 

آیت‌الله حسینی همدانی با تأکید بر اینکه مسئولان اصلی فرهنگی ما، روحانیون هستند، گفت: رسیدگی و توسعه فرهنگ دینی باید توسط آنان صورت پذیرد.

 

وی در بخش دیگری بابیان اینکه با تنفیذ حکم ریاست جمهوری توسط رهبر معظم انقلاب، رئیس‌جمهور در سلسله ولایت قرار می‌گیرد، گفت: همه ما وظیفه‌داریم تا به او کمک کنیم و تضعیف او نیز حرام است.

 

امام‌جمعه کرج با تأکید بر اینکه روحانیت باید سیاسی باشد، گفت: روحانیت باید جریانات سیاسی را بداند و در همه حال با بصیرت، بصیرت شناس و بصیرت ده باشد.

 

آیت‌الله حسینی همدانی با تأکید بر اینکه امروز دولت علم مبارزه با فساد و خدمت به مردم بلند کرده است، گفت: در چنین شرایطی باید به این دولت کمک کرد چراکه رویکرد او خدمت به مردم و انقلاب است.

 

وی با تأکید بر اینکه هدف از کمک کردن تعریف کردن بی‌فایده نیست، گفت: گاهی انتقاد سازنده، خود بهترین کمک کردن است.

 

رئیس شورای فرهنگ عمومی استان البرز با تأکید بر اینکه مچ‌گیری و عیب‌جویی خلاف است، عنوان کرد: باید نکات را دلسوزانه مطرح کرد.

 

آیت‌الله حسینی همدانی با تأکید بر اینکه دولت باید به مجموعه روحانیت کمک کند، گفت: روحانیت نیز باید به دولت کمک کند اما روحانیت نباید دولت زده باشد.

 

وی با تأکید بر لزوم توجه دولت به زیرساخت‌هایی که نیاز طلاب و جامعه روحانیت است، گفت: مسکن، درآمدهای پایدار و ماندگار ازجمله نیازهای اولیه این قشر است.

 

نماینده رهبر معظم انقلاب اسلامی در استان البرز بابیان اینکه رئیس‌جمهور محترم مسئولی را که با گروه‌های مختلف روحانیت آشنایی کامل و دقیق داشته به مشاوری خود برای رسیدگی به امور روحانیت انتخاب کرده، گفت: این انتخاب، حرکت بسیار مثبتی در جهت خدمت به این قشر جامعه است.

 

آیت‌الله حسینی همدانی در بخش پایانی بیانات خود با تأکید بر اینکه علم رقم همه مشکلات باید روحانیت مسئولیت خود را مستحکم‌تر از گذشته انجام دهد، گفت: دوستان طلاب مطالبات را خود به‌صورت مستقیم در همین جلسه بیان خواهند کرد.

 

گفتنی است در این جلسه که بیش از سه ساعت به طول انجامید؛ جمعی از علما، روحانیون و طلاب استان البرز به بیان دیدگاه‌ها، دغدغه‌ها و مطالبات خود پرداختند.

 

 

 

http://emamjomekaraj.ir/fa/

 

شست مرکز ارتباطات دولت و روحانیت با حضور علما و روحانیون البرز

 

شست مرکز ارتباطات دولت و روحانیت با حضور علما و روحانیون البرز

 

شست مرکز ارتباطات دولت و روحانیت با حضور علما و روحانیون البرز

آیت الله حسینی همدانی امام جمعه کرج حجت الاسلام تقوی حجت الاسلام میلانی نژاد روحانیت صولت مرتضوی طلاب استان البرز مشاور رئیس جمهور در روحانیت
حکمت 399 نهج البلاغه: خانواده پایدار و حقوق متقابل پدر و فرزند
ارسال شده در 27 شهریور 1401 توسط افشار در جشنواره

 

 

حکمت 399

 

 

وَ قَالَ (عليه السلام): إِنَّ لِلْوَلَدِ عَلَى الْوَالِدِ حَقّاً، وَ إِنَّ لِلْوَالِدِ عَلَى الْوَلَدِ حَقّاً؛ فَحَقُّ الْوَالِدِ عَلَى الْوَلَدِ أَنْ يُطِيعَهُ فِي كُلِّ شَيْءٍ إِلَّا فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ، وَ حَقُّ الْوَلَدِ عَلَى الْوَالِدِ أَنْ يُحَسِّنَ اسْمَهُ وَ يُحَسِّنَ أَدَبَهُ وَ يُعَلِّمَهُ الْقُرْآنَ.
و درود خدا بر او، فرمود: همانا فرزند را به پدر، و پدر را به فرزند حقّى است. حق پدر بر فرزند اين است كه فرزند در همه چيز جز نافرمانى خدا، از پدر اطاعت كند. و حق فرزند بر پدر آن كه نام نيكو بر فرزند نهد، خوب تربيتش كند، و او را قرآن بياموزد.

 


امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه به بخشى از حقوق پدران بر فرزندان و حقوق فرزندان بر پدران اشاره مى كند. براى حق پدر بر فرزند، تنها يك مورد را بيان مى فرمايد و براى حق فرزند بر پدر سه مورد، مى فرمايد: «فرزند را بر پدر حقى است و پدر را نيز بر فرزند حقى»; (إِنَّ لِلْوَلَدِ عَلَى الْوَالِدِ حَقّاً، وَ إِنَّ لِلْوَالِدِ عَلَى الْوَلَدِ حَقّاً). سپس درمورد حق پدر بر فرزند چنين مى فرمايد: «حق پدر بر فرزندان اين است كه در همه چيز جز در معصيت خداوند سبحان از وى اطاعت كنند»; (فَحَقُّ الْوَالِدِ عَلَى الْوَلَدِ أَنْ يُطِيعَهُ فِي كُلِّ شَيْء، إِلاَّ فِي مَعْصِيَةِ اللّهِ سُبْحَانَهُ).


ظاهر اين است كه حقى را كه امام(عليه السلام) به اين گستردگى درباره پدران فرموده اعم از واجب و مستحب است و به تعبير ديگر، در مواردى اطاعت واجب است و آن جايى است كه اگر ترك كند سبب اذيت و آزار مى شود و منجر به عقوق پدر مى گردد اما مواردى هست كه اگر اطاعت نكند پدر اذيت نمى شود.

در اين جا مستحب است كه فرزند به امر پدر احترام بگذارد و اطاعت كند. البته گاهى مسائل سرنوشت سازى است كه اگر پسر بخواهد از پدر اطاعت كند گرفتار خسارت عظيمى مى شود هرچند داخل در عنوان معصيت نيست. مثلاً پدر از عروس خود ناراحت باشد و به فرزند دستور دهد كه همسرت را طلاق بده و يا اين كه پسر تجارت پرسودى با شريكى دارد و پدر از شريك ناراحت باشد و به پسر بگويد كه به شراكت خود خاتمه بده. در اين گونه موارد دليلى بر وجوب اطاعت پدر هرچند معصيت خدا نيست، نداريم. زيرا اطلاقات ادله از اين گونه مصاديق منصرف است و بيشتر ناظر به احترام پدر در مسائل مورد نياز او يا مرتبط با اوست.


البته مسأله احترام به پدر و برخورد خاضعانه و متواضعانه با او و مصاحبت به معروف هرچند مسلمان نباشد مسأله جداگانه اى است كه در آيات قرآن به آن اشاره شده است آن جا كه مى فرمايد: «(وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيراً); و بال هاى تواضع خويش را از محبّت و لطف، در برابر آنان فرود آر! و بگو: «پروردگارا! همان گونه كه آن ها مرا در كوچكى تربيت كردند، مشمول رحمتشان قرار ده!».[1]


و در سوره لقمان مى فرمايد: «(وَإِنْ جَاهَدَاكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِى مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلاَ تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِى الدُّنْيَا مَعْرُوفاً); و هرگاه آن دو، تلاش كنند كه تو چيزى را همتاى من قرار دهى، كه از آن آگاهى ندارى (بلكه مى دانى باطل است)، از ايشان اطاعت مكن، ولى با آن دو در دنيا به طرز شايسته اى رفتار كن».[2]


اين آيات و مانند آن كه در قرآن مجيد آمده به خوبى نشان مى دهد كه تا چه حد حق پدر و مادر زياد است و تا چه اندازه احترام آن ها بر فرزندان لازم مى باشد.


سپس امام(عليه السلام) به سراغ حقوق سه گانه فرزند بر پدر رفته، مى فرمايد: «و حق فرزند بر پدر آن است كه نام نيك بر او نهد و ادب و تربيتش را به خوبى انجام دهد و قرآن را به او بياموزد»; (وَ حَقُّ الْوَلَدِ عَلَى الْوَالِدِ أَنْ يُحَسِّنَ اسْمَهُ، وَ يُحَسِّنَ أَدَبَهُ وَ يُعَلِّمَهُ الْقُرْآنَ).


نامگذارى ممكن است در نظر بعضى، امر ساده اى باشد در حالى كه چنين نيست. نام، چيزى است كه هر روز بارها انسان با آن مخاطب مى شود و طبعاً اثر تلقينى دارد. اگر به فرض، پدر نام «ظالم» بر پسر بگذارد و هر روز او را به اين نام خطاب كنند اگر روح ستمگرى بر او غالب شود جاى تعجب نيست.


و به عكس اگر نام محسن و حسن يا حسين بر او نهند و همواره آن را در خطابات تكرار كنند حقيقت نيكوكارى به تدريج در او راسخ مى شود. همچنين نام عبدالله و عبدالرحيم و عبدالرحمان كه همگى حكايت از عبوديت انسان در برابر خدا دارد.


در روايات اسلامى نيز درباره نامگذارى دقت زيادى شده است حتى در روايتى داريم كه اگر نام زشتى بر انسان ها و يا حتى شهرها گذاشته شده آن را تغيير دهيد: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(صلى الله عليه وآله) يغَيرُ الأَسْمَاءَ الْقَبِيحَةَ فِى الرِّجَالِ وَ الْبُلْدَانِ; پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) اسماء زشتى را كه بر مردان و شهرها گذاشته بودند تغيير مى داد»[3] و به يقين كار پيغمبر(صلى الله عليه وآله) براى ما الگو و اسوه است.


حتى از روايات استفاده مى شود كه براى فرزندان قبل از تولد اسم انتخاب شود و از اميرمؤمنان(عليه السلام) روايت شده كه فرمود: «سَمُّوا أَوْلاَدَكُمْ فَإِنْ لَمْ تَدْرُوا أَ ذَكَرٌ أَوْ أُنْثَى فَسَمُّوهُمْ بِالأَسْمَاءِ الَّتِى تَكُونُ لِلذَّكَرِ وَ الاُْنْثَى فَإِنَّ أَسْقَاطَكُمْ إِذَا لَقُوكُمْ فِى الْقِيامَةِ وَ لَمْ تُسَمُّوهُمْ يقُولُ السِّقْطُ لاَِبِيهِ أَلاَّ سَمَّيتَنِى وَ قَدْ سَمَّى رَسُولُ اللَّهِ(صلى الله عليه وآله) مُحَسِّناً قَبْلَ أَنْ يولَدَ; براى فرزندانتان نام انتخاب كنيد (حتى پيش از تولد) و اگر نمى دانيد پسر است يا دختر براى آن ها نام هايى انتخاب كنيد كه هم مى توان آن ها را بر پسر گذاشت و هم دختر زيرا فرزندانى از شما كه سقط مى شوند هنگامى كه روز قيامت با شما ملاقات مى كنند و نامى براى آن ها انتخاب نكرده ايد به پدرش مى گويد: چرا نامى بر من نگذاشتى در حالى كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نام محسن را (براى فرزند حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام)) انتخاب كرد پيش از متولد شدنش».[4]عجب اين كه عرب در عصر جاهليت و حتى بعد از آن نيز نام هاى خشن براى فرزندانش انتخاب مى كرد مانند كلب (سگ) و نمر (پلنگ) و فهد (يوزپلنگ) و امثال آن.


در حديثى از امام رضا(عليه السلام) مى خوانيم: اين انتخاب به دليل اين بود كه دشمنان را به وسيله آن بترسانند و به عكس، نام غلامان خود را مبارك و ميمون و امثال آن مى گذاشتند.[5]


از بعضى از روايات استفاده مى شود كه هرگاه نام هاى بسيار خوبى مانند نام محمّد براى فرزند خود انتخاب كرديد احترام بيشترى به فرزند بگذاريد. رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: «إِذَا سَمَّيتُمُ الْوَلَدَ مُحَمَّداً فَأَكْرِمُوهُ وَ أَوْسِعُوا لَهُ فِى الْمَجْلِسِ وَ لاَ تُقَبِّحُوا لَهُ وَجْهاً; هنگامى كه فرزند خود را محمّد نام نهاديد او را گرامى داريد و در مجالس به آن ها جاى دهيد و چهره خود را در مقابل آن ها درهم نكشيد».[6]


و اما مسأله تعليم و تربيت: امام(عليه السلام) تربيت را مقدم داشته و همگان را سفارش مى كند كه فرزندان را به خوبى تربيت كنند و ادب بياموزند.


مى دانيم كه روح و ذهن انسان در كودكى بسيار تأثيرپذير است و طبق حديث معروف، علم در «صغر» همچون نقش بر «حجر» است و بسيار پررنگ و پردوام خواهد بود. ازاين رو اگر پدر و مادر در تعليم و تربيت فرزند كوتاهى كنند خسارت عظيمى، هم دامان پدر و مادر را مى گيرد و هم فرزند را، به خصوص اگر وسوسه هاى شيطانى بر فرزند غلبه كند يا افراد ناباب يا رسانه هاى آلوده با آن ها ارتباط برقرار كنند و تعليمات زشت و ناپسند خود را در روح كودك فرو ريزند.


به همين دليل در نامه اى كه امام(عليه السلام) به فرزند دلبندش امام حسن(عليه السلام) نوشت و آنچه خير دنيا و آخرت در آن است در آن نامه ريخت و به فرزندش هديه كرد مى خوانيم: پسرم! چون احساس كردم به سن پيرى رسيده ام و قوايم رو به سستى نهاده به اين وصيت مبادرت ورزيدم و بخش هايى از آن را براى تو بيان كردم مبادا اجلم فرا رسد در حالى كه آنچه در درون سينه داشته ام بيان نكرده باشم… ازاين رو پيش از آن كه هوى و هوس و فتنه هاى دنيا به تو هجوم آورد و همچون مركبى سركش شوى، به تعليم و تربيت تو روى آوردم زيرا «إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ كَالاَْرْضِ الْخَالِيةِ مَا أُلْقِى فِيهَا مِنْ شَىء قَبِلَتْهُ فَبَادَرْتُكَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ يقْسُوَ قَلْبُكَ وَيشْتَغِلَ لُبُّك; قلب جوان همچون زمين خالى است و هر بذرى در آن بيفشانند آن را مى پذيرد. به همين دليل پيش از آن كه قلبت قساوت يابد و فكرت به امور ديگر مشغول گردد (گفتنى ها را گفتم)».[7]


اين مطلب پيش از همه از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) شنيده شده است كه فرمود: «مَنْ تَعَلَّمَ فِى شَبَابِهِ كَانَ بِمَنْزِلَةِ الرَّسْمِ فِى الْحَجَر وَ مَنْ تَعَلَّمَ وَ هُوَ كَبِيرٌ كَانَ بِمَنْزِلَةِ الْكِتَابِ عَلَى وَجْهِ الْمَاءِ; كسى كه در جوانى (و نوجوانى) چيزى را فراگيرد همچون مطلبى است كه بر سنگ ترسيم مى شود و كسى كه در بزرگسالى چيزى را فراگيرد همچون نقشى است كه برآب زنند».[8]


سپس امام(عليه السلام) از ميان تمام آداب و تعليمات به تعليم قرآن توجه كرده و بر آن تأكيد مى كند. چرا كه قرآن مجموعه بى نظيرى است كه تمام درس هاى زندگى مادى و معنوى در آن جمع است. توحيد و معاد به صورت گسترده در آن تجلى مى كند، بخش مهم احكام الهى در آن بيان شده و دستورات اخلاقى اش فوق العاده مؤثر و پربار است و تاريخ عبرت انگيز انبياء پيشين نيز در جاى جاى آن ديده مى شود. آرى بايد قبل از هرچيز به فرزندان قرآن تعليم داد.


به همين دليل در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم: «وَ مَنْ عَلَّمَهُ الْقُرْآنَ دُعِى بِالاَْبَوَينِ فَيكْسَيانِ حُلَّتَينِ يضِىءُ مِنْ نُورِهِمَا وُجُوهُ أَهْلِ الْجَنَّةِ; كسى كه به فرزندش قرآن تعليم دهد او و همسرش (پدر و مادر آن فرزند) را در روز قيامت مى آورند و دو لباس فاخر نورانى بر آن ها مى پوشانند كه از نور آن ها صورت بهشتيان روشن مى شود».[9]


در حديثى از اصبغ بن نباته مى خوانيم كه مى گويد: اميرمؤمنان على(عليه السلام) فرمود: «إِنَّ اللَّهَ لَيهُمُّ بِعَذَابِ أَهْلِ الاَْرْضِ جَمِيعاً حَتَّى لاَ يحَاشِى مِنْهُمْ أَحَداً إِذَا عَمِلُوا بِالْمَعَاصِى وَ اجْتَرَحُوا السَّيئَاتِ فَإِذَا نَظَرَ إِلَى الشِّيبِ نَاقِلِى أَقْدَامِهِمْ إِلَى الصَّلَوَاتِ وَالْوِلْدَانِ يتَعَلَّمُونَ الْقُرْآنَ رَحِمَهُمْ فَأَخَّرَ ذَلِكَ عَنْهُمْ; خداوند گاه اراده مى كند همه اهل زمين را هلاك كند و يك نفر را باقى نگذارد و اين در زمانى است كه غرق گناهان مى شوند و آلوده انواع معاصى. هرگاه در اين زمان پيرمردانى را ببيند كه (لنگان لنگان) به سوى نماز (در مسجد) گام برمى دارند و كودكانى كه مشغول فراگرفتن قرآن اند به آن ها رحم مى كند و عذابشان را به تأخير مى اندازد».[10]


اين نكته نيز حائز اهميت است كه همان گونه كه فرزندان براثر عدم اداى حق پدران و مادران، عاق پدر و مادر مى شوند پدر و مادر نيز براثر عدم اداى حق فرزندان عاق فرزندان خواهند شد همان گونه كه در حديثى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)آمده است: «يلْزَمُ الْوَالِدَينِ مِنَ الْعُقُوقِ لِوَلَدِهِمَا مَا يلْزَمُ الْوَلَدَ لَهُمَا مِنْ عُقُوقِهِمَا».[11]
*****


نكته ها:
1. چه حقوقى پدر و مادر بر فرزندان دارند؟
آنچه در اين كلام حكيمانه امام(عليه السلام) آمد در واقع اشاره به مهمترين حقوق پدران و مادران بر فرزندان است و در روايات اسلامى حقوق متعدد ديگرى نيز براى آن ها ذكر شده است ازجمله:


1. هيچ گاه پدر را با نام خطاب نكند. بلكه بگويد «يا ابتاه; پدر جان» زيرا خطاب بزرگ تر با اسم توسط كوچكتر، خلاف آداب است.


2. به هنگام راه رفتن از او جلوتر نرود.


3. به هنگام ورود در مجلس پيش از او ننشيند.


4. كارى نكند كه مردم پدرش را دشنام دهند يا لعن كنند.


اين چهار موضوع در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در پاسخ سؤالى درباره حق پدر بر فرزند ذكر شده است; (لاَ يسَمِّيهِ بِاسْمِهِ وَ لاَ يمْشِى بَينَ يدَيهِ وَ لاَ يجْلِسُ قَبْلَهُ وَ لاَ يسْتَسِبُّ لَهُ).[12]
«يستسب» از ماده «سب» به معناى طلب كردن سب و دشنام و لعن براى كسى است.


5. هنگامى كه پدر عصبانى مى شود عكس العمل نشان ندهد و تواضع و خشوع كند. همان گونه كه در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل شده است: «مِنْ حَقِّ الْوالِدِ عَلى وَلَدِهِ أن يخشَعَ له عند الغَضَبِ».[13]


6. تشكر كردن در هر حال و خيرخواه آن ها بودن در آشكار و پنهان. امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: «يجِبُ لِلْوَالِدَينِ عَلَى الْوَلَدِ ثَلاَثَةُ أَشْياءَ شُكْرُهُمَا عَلَى كُلِّ حَال … وَ نَصِيحَتُهُمَا فِى السِّرِّ وَ الْعَلاَنِية».[14]


7. توجه به اين نكته كه پدر (و مادر) اصل و ريشه انسان هستند. بنابراين هرگاه امتيازى در خود ببيند بايد بداند اساس اين نعمت از آن هاست پس خدا را شكرگزارى كند. (فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهُ أَصْلُكَ وَ أَنَّهُ لَوْلاَهُ لَمْ تَكُنْ فَمَهْمَا رَأَيتَ فِى نَفْسِكَ مِمَّا يعْجِبُكَ فَاعْلَمْ أَنَّ أَبَاكَ أَصْلُ النِّعْمَةِ عَلَيكَ فِيهِ فَاحْمَدِ اللَّهَ وَ اشْكُرْهُ عَلَى قَدْرِ ذَلِكَ).[15] و شايد به همين دليل خداوند شكرگزارى در برابر پدر و مادر را به دنبال شكرگزارى نعمت هاى خود ذكر كرده است: (أَنِ اشْكُرْ لِى وَلِوَالِدَيْكَ إِلَىَّ الْمَصِيرُ).[16]


8 . احسان و نيكى به پدر و مادر. در حديثى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم كه بعضى از ياران آن حضرت درباره تفسير آيه شريفه (وَبِالْوالِدَينِ إِحْساناً)[17] سؤال كردند كه مراد از احسان چيست؟ امام(عليه السلام) فرمود: «الاِْحْسَانُ أَنْ تُحْسِنَ صُحْبَتَهُمَا وَأَنْ لاَ تُكَلِّفَهُمَا أَنْ يسْأَلاَكَ شَيئاً مِمَّا يحْتَاجَانِ إِلَيهِ وَ إِنْ كَانَا مُسْتَغْنِيين; برخورد خود را با آن ها نيكو كن و اگر چيزى نياز داشتند پيش از آن كه از تو بخواهند براى آن ها فراهم كن تا ناچار نشوند از تو درخواست كنند هر چند خودشان هم بتوانند مشكل خويش را حل كنند».[18]


9. اگر آن ها بدهكارى دارند و در حيات خود نتوانستند دين خويش را ادا كنند فرزند دين آن ها را ادا كند و براى گناهان آن ها استغفار نمايند همان گونه كه در حديثى از امام باقر(عليه السلام) مى خوانيم: «وَ إِنَّهُ لَيكُونُ عَاقّاً لَهُمَا فِى حَياتِهِمَا غَيرَ بَارّ بِهِمَا فَإِذَا مَاتَا قَضَى دَينَهُمَا وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمَا فَيكْتُبُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَارّاً; گاه فرزند در حيات پدر و مادر عاق آنهاست و نيكى در حق آن ها نكرده اما بعد از وفات آن ها بدهى آن ها را ادا مى كند و براى آن ها استغفار مى نمايد. خدا او را جزء نيكوكاران (نه عاق) محسوب مى دارد».[19]


10. يكى ديگر از حقوق مهم پدران و مادران بر فرزندان اين است كه به هنگام ضعف و پيرى و ناتوانى كه نياز شديد به كمك و حمايت دارند آن ها را فراموش نكنند و مشكلات آن ها را تا آن جا كه در توان دارند حل كنند به عكس آنچه در دنياى امروز ديده مى شود كه به محض اين كه پدر و مادر پير و ناتوان شدند فرزندان از آنان فاصله مى گيرند و حداكثر كارى كه درباره آن ها مى كنند اين است كه آن ها را به خانه هاى سالمندان مى سپارند و گاه حتى از اين كار نيز خوددارى مى كنند. در حديثى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم كه يكى از يارانش خدمت آن حضرت رسيد و عرض كرد: پدرم بسيار پير و ناتوان شده به گونه اى كه براى قضاى حاجت بايد او را بر دوش بگيريم. امام(عليه السلام) فرمود: «إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَلِى ذَلِكَ مِنْهُ فَافْعَلْ وَ لَقِّمْهُ بِيدِكَ فَإِنَّهُ جُنَّةٌ لَكَ غَداً; اگر توانستى اين كار را براى او انجام دهى انجام ده حتى لقمه غذا را با دست خود به دهان او بگذار كه اين كار سپرى است براى تو در فرداى قيامت (در برابر آتش دوزخ)».[20]


قرآن مجيد نيز اشاره اى به اين امر دارد آن جا كه مى فرمايد: «(إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُلْ لَّهُمَا أُفّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَّهُمَا قَوْلا كَرِيماً); هرگاه يكى از آن دو، يا هر دوى آنها، نزد تو به سن پيرى رسند، كمترين اهانتى به آن ها روا مدار! و بر آن ها فرياد مزن! و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آن ها بگو! (و مشكلات آن ها را حل كن)».[21]


2. فرزندان بر پدران و مادران چه حقوقى دارند؟
در روايات اسلامى همان گونه كه موارد فراوانى از حقوق پدران و مادران بر فرزندان ذكر شده موارد زيادى نيز از حقوق فرزندان بر پدران و مادران بيان گرديده است كه سه قسمت مهم آن را امام اميرمؤمنان على(عليه السلام) در گفتار حكيمانه مورد بحث بيان فرموده است: اسم نيكو نهادن، تربيت خوب و تعليم قرآن. در روايات، حقوق ديگرى نيز ذكر شده ازجمله:


4. خواندن و نوشتن را به آن ها بياموزند.


5. شنا و تيراندازى را به آن ها تعليم دهند. (شنا براى جلوگيرى از غرق شدن و تيراندازى براى جهاد).


6. غذاى حلال به او بدهند.


اين سه حق در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل شده كه فرمود: «حَقُّ الوَلَدِ على والِدِهِ أن يُعَلِّمَه الكِتابَةَ وَالسِّباحَةَ والرِّمايةَ وأن لا يَرزُقَه إلاّ طَيِّباً».[22]


7. به هنگام بلوغ (و آمادگى براى ازدواج) وسيله ازدواج او را فراهم كنند. در حديثى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم كه فرمود: يكى از حقوق فرزندان اين است كه «يزَوِّجُهُ إِذَا بَلَغَ».[23]


8 . نماز (و فرائض دينى) را به آن ها بياموزند (و آن ها را به تدريج عادت دهند) و هنگامى كه بالغ شدند آن ها را وادار به نماز كنند. در غررالحكم از اميرمؤمنان على(عليه السلام) نقل شده است كه فرمود: «عَلِّموا صِبْيانَكُم الصّلاةَ وخُذوهُم بِها إذا بلَغوا الحُلُمَ».[24]


9. عدالت را در ميان فرزندان رعايت كنند. در حديثى از اميرمؤمنان على(عليه السلام) نقل شده كه مى فرمايد: پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مردى را ديد كه دو فرزند دارد، يكى را بوسيد و ديگرى را نبوسيد. پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: «فَهَلاَّ وَاسَيتَ بَينَهُمَا; چرا ميان آن ها عدالت را رعايت نكردى؟».[25]


10. به فرزندانشان در كارهاى نيك كمك كنند (و آن ها را تشويق نمايند). در روايات متعددى كه مرحوم محدث نورى در مستدرك الوسائل نقل كرده به اين معنا توصيه شده ازجمله اين كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود: «رَحِمَ اللَّهُ وَالِدَينِ أَعَانَا وَلَدَهُمَا عَلَى بِرِّهِمَا»[26]. [27]


*****
پی نوشت:
[1]. اسراء، آيه 24.
[2]. لقمان، آيه 15.
[3]. بحارالانوار، ج 101، ص 127، ح 4.
[4]. بحارالانوار، ج 101، ص 128، ح 6.
[5]. همان، ح 7.
[6]. همان، ح 8.
[7]. نهج البلاغه، نامه 31
[8]. بحارالانوار، ج 1، ص 222، ح 6.
[9]. كافى، ج 6، ص 49، ح 1.
[10]. وسائل الشيعه، ج 4، ص 835، ح 2.
[11]. كافى، ج 6، ص 48، ح 5.
[12]. كافى، ج 2، ص 158، ح 5.
[13]. كنزالعمال، ح 45512 (بنا به نقل ميزان الحكمة).
[14]. بحارالانوار، ج 75، ص 236، ح 107
[15]. بحارالانوار، ج 71، ص 6.
[16]. لقمان، آيه 14.
[17]. بقره، آيه 83.
[18]. كافى، ج 2، ص 157، ح 1.
[19]. همان، ص 163، ح 21.
[20]. كافى، ج 2، ص 163، ح 13.
[21]. اسراء، آيه 23.
[22]. كنزالعمال، ح 45340 (طبق نقل ميزان الحكمة).
[23]. بحارالانوار، ج 71، ص 80.
[24]. غررالحكم، ح 3345.
[25]. بحارالانوار، ج 71، ص 74، ح 94.
[26]. مستدرك، ج 10، ص 168، ح 2.
[27]. سند گفتار حكيمانه: راغب اصفهانى در محاضرات الادباء شبيه اين كلام را نقل كرده است. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 285)

 

 

https://ahlolbait.com

اخلاق خانواده پایدار تربیت خانواده تعالی خانواده جایگاه خانواده جشنواره خانواده پایدار حکمت های امام علی حکمت399 خانواده پایدار نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • ...
  • 10
  • ...
  • 11
  • 12
  • 13
  • ...
  • 67

اندیشوران

این وبلاگ جهت ارائه تکنیک های پژوهشی و آموزشی و فرهنگی راه اندازی شده است

جستجو

آمار بازدید

  • مسأله یا مسئله / نکات ویرایشی
  • چند نکته برای نوشتن یک توصیف خوب
  • تفاوت همایش، کنفرانس، سمینار، کنگره، فراخوان، میتینگ، جشنواره، کنوانسیون
  • موضوعات پیشنهادی پایان نامه و مقاله
  • نکات کلیدی در تعریف و تبیین موضوع پایان نامه

کاربران آنلاین

  • راضيه فارغ
  • نورفشان
  • حرمان هور
  • آرزو میرزائی
  • راحله
  • سمیه حسینخانی

پیوند ها

  • مگیران(بانک مقالات)
  • مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن
  • پایگاه سیویلیکا
  • مرکز مطالعات زنان
  • ایران داک(پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران)
  • کتابخانه امام هادی
  • کتابخانه تخصصی اهل بیت علیهم السلام
  • پایگاه مجلات تخصصی نور

فصلنامه

دو فصلنامه انوار وحی