اندیشوران

خانهتماس

آخرین مطالب

  • آیا قرآن می‌گوید هر جا مشرکان را دیدید، بکشید؟
  • گوشه‌هایی از بازدید رهبر شهید انقلاب از پشت صحنه فیلم سینمایی محمد رسول‌الله(ص)
  • معرفی سه کتاب کاربردی در عرصه عفاف و حجاب؛ توصیه‌ای ارزشمند برای مبلغان و اندیشمندان
  • بازگشت به سادگی و وقار حضرت زینب
  • من فراتر از ویترینم؛ جوانه وقار از ریشه باور
  • با یأس، ترس و بدگمانی مقابله کنید
  • کنشگری راهبردی روحانیت در اینستاگرام
  • آیا من می توانم نرجس زمانه ی خودم باشم؟
  • امام حسن عسگری علیه السلام را چقدر میشناسیم؟
  • اگر حدیث نبود چه میشد ؟؟؟
شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
    • 123
  • پژوهش
    • نگاهی به احکام ناشران در یک اثر
    • فرهنگ نامه در پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی
    • فهرست منابع لغوی و اصطلاحی
    • راهبردي‌ترين اصول اخلاقي در پژوهش
    • پژوهش در حوزه های علمیه
    • سامانه «عرضه و تقاضای پژوهش» رونمایی شد
    • روش های جستجوی قدرتمند در گوگل
    • شیوه انتخاب عنوان مقاله و پایان نامه
    • جملات قصار مقام معظم رهبری در مورد کتاب و کتاب خوانی
    • کتاب خوانی در نگاه رهبری
    • آموزش کتابخوانی
    • آموزه های اخلاقی اسلام درباره پژوهش
    • پژوهش و نگارش در آینه احادیث
    • اصول و روش های کار تیمی
    • ارکان و قلمرو نقد و بررسی پژوهشی
    • جستجوی حرفه ای در گوگل
    • اعتبارسنجی آثار پژوهشی برای نگارش علمی
    • آیا بازنویسی یک متن، سرقت علمی است؟
    • تلگرام، سرقت داده، سرقت علمی، به همین راحتی...
    • «پارافریز» چیست؟
    • سایه‌نویسی چیست؟ زوایای اخلاقی سایه‌نویسی
    • پژوهش های حوزه باید ناظر به نیازهای حاکمیتی باشد
    • محوریت آموزش و استاد مانع کاربردی شدن پژوهش های حوزوی
    • افشای نام مرتکبان سرقت علمی؟!
    • پژوهش و جایگاه آن در حوزه های علمیه
    • فرهنگ معین، فرهنگ تحقیق و دانش‌­پژوهی است
    • 30 تیرماه آخرین مهلت ثبت‌نام «مدرسه تابستانی» خانه کتاب
    • پژوهش کیفی چیست؟ پژوهش کیفی چیست؟ پژوهش کیفی چیست؟
    • تفاوت تحقیق و تالیف
    • نگارش در نگاه امام صادق علیه السلام
    • تبیین واژه "تحقیق"
    • توصیه رهبرانقلاب بمناسبت روز دختر
    • فهرست نشریات نامعتبر و جعلی خارجی/ دانلود
    • آسیب شناسی عرصه پژوهش و پژوهشگران در ایران
    • شیوه نامه تدوین و نگارش پایان نامه
    • زباله دان پایان نامه ها و مقاله ها!!!!!!!!
    • آدرس سایت های حاوی مقالات علمی و پژوهشی
    • تفاوت بین کنفرانس و سمینار و کنگره و همایش و ..
    • مزایای وبلاگ نویسی
    • ویروس جهل
    • فراخوان پذیرش ششمین دوره پژوهشگری معارف انقلاب اسلامی(۱۳۹۹)
  • جشنواره
    • پنجمین جشنواره پژوهش گروهی رشد
    • اختتامیه دومین جشنواره علامه شعرانی
    • فراخوان دوازدهمین جشنواره ملی انتشارات روابط عمومی
    • فراخوان مقاله در دومین جشنواره ملی بانوی کرامت
    • مسابقات پژوهشی ولایت فقیه برگزار می شود
    • سومین جشنواره رسانه ای ابوذر در استان البرز
    • آغاز هشتمین دوره مسابقه پژوهش گروهی رشد
  • مقاله نویسی
    • شیوه نگارش مقاله علمی
    • نکات کلیدی در مقدمه مقاله
    • مقاله نویسی را شروع کنیم
    • رعایت تكنیك‌ها در مقاله‌نویسی
    • تفاوت مقدمه با چکیده
    • تفاوت مقاله علمی-پژوهشی با علمی-ترویجی
    • اصول چکیده نویسی در مقالات
    • اصول نگارش مقدمه مقاله
    • فهرست نشریات حوزه های علمیه
    • راهکارهایی برای ساده نویسی
  • خبرنامه پژوهش حوزه علمیه کوثر
    • لیست موضوعات پایان نامه های دفاع شده حوزه علمیه کوثر
    • لیست موضوعات پایان نامه (در دست انجام) سطح2
    • جلسه شورای پژوهشی در حوزه علمیه کوثر
    • نمایشگاه کتاب در حوزه علمیه کوثر
    • دفاعیه 5 پایان نامه در حوزه علمیه کوثر برگزار می شود
    • آیین نامه نگارش پایان نامه سطح دو حوزه علمیه (دانلود)
    • دستورالعمل نگارش تحقیق پایانی سطح دو / دانلود
    • تصویب سه موضوع تحقیق پایانی در جلسه شورای پژوهشی حوزه علمیه کوثر
    • موضوعات پیشنهادی برای انتخاب عنوان مقاله و پایان نامه با محوریت امام خمینی(ره)
    • درخشش طلاب حوزه علمیه کوثر در اولین همایش ملی علوم اجتماعی، علوم تربیتی، روانشناسی و امنیت اجتماعی
    • مراحل نگارش پایان نامه سطح 2 (حوزه علمیه کوثر)
    • درخشش طلاب حوزه علمیه کوثر در دومین همایش بین المللی سیره پیامبر رحمت (ص) با مخالفانش
    • آیین افتتاحیه حوزه های علمیه استان البرز به روایت تصویر
    • برگزاری جلسه دفاعیه در حوزه علمیه کوثر
    • برگزاری جلسه دفاعیه در حوزه علمیه کوثر
    • برگزاری جلسه دفاعیه در حوزه علمیه کوثر
    • دیدار کادر و معاونین حوزه های علمیه خواهران استان البرز با امام جمعه کرج
    • موضوعات پیشنهادی پایان نامه و مقاله
    • جلسه دفاعیه 3 پایان نامه سطح 2 در واحد پژوهش حوزه علمیه کوثر برگزار می شود
    • منتخبین پانزدهمین دوره جشنواره بانوی کرامت در بخش وبلاگ نویسی
    • موضوع: درخشش طلاب حوزه علمیه کوثر در دومین همایش ملی پژوهش های قرآنی
    • برگزاری کافه کتاب در حوزه علمیه کوثر فردیس
    • برگزاری مسابقه خلاصه نویسی در حوزه علمیه کوثر فردیس
    • بیانیه معاونت پژوهش حوزه علمیه کوثر فردیس
    • نتایج شانزدهمین جشنواره منتخبین برترین های پژوهشی بانوی کرامت
    • برگزاری کارگاه آموزشی نرم افزار واژه پرداز word
  • چکیده تحقیق پایانی سطح2
    • عدالت سیاسی و اقتصادی در نهج البلاغه
    • تبیین و تشریح وقف در فقه امامیه و حقوق اسلامی
    • مفهوم هدایت و اقسام آن در قرآن
    • شیوه های امر به معروف و نهی از منکر و علل مهجوریت آن از منظر آیات و روایات
    • سنت ابتلا از دیدگاه آیات و روایات
    • بررسی تطبیقی حدود اختیارات ولی قهری در امر ازدواج دختر در فقه امامیه و حقوق موضوعه
    • ویژگی های لباس ظاهر در آیات و روایات و آسیب شناسی آن
    • مقایسه حکومت جهانی حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) با جهانی شدن غربی
    • پیوند انتظار و عاشورا از دیدگاه آیات و روایات
    • مقایسه تطبیقی منجی موعود از منظر مسیحیت و شیعه اثنی عشری
    • حب دنیا و راه های مقابله با آن
    • علل انحراف انسان از منظر نهج البلاغه
    • جوان و راه های ارتباط خانواده با او در آیات و روایات
    • بررسی حضانت از دیدگاه فقه و حقوق
    • حدود آزادی بیان در عرصه فرهنگ و سیاست
    • چکیده نویسی در جهان و ایران
    • راهبردهای قرآن در پیشگیری از انحرافات اجتماعی
    • ریشه یابی فرار دختران از خانه
    • بررسی جنگ نرم در جوامع اسلامی
    • عوامل صحیح افزایش ثروت از منظر آیات و روایات
    • ارث زن از دیدگاه قرآن
    • مهجوریت قرآن و راه های زدودن آن
    • عوامل غفلت و راه های نجات از آن در منظر آيات و روايات
    • دشمن شناسی دشمن ستیزی از منظر آیات و روایات
    • تزکیه نفس از منظر آیات و روایات
    • نقش دین اسلام درجلوگیری از آسیب ها ی اجتماعی جوانان
    • تجسم اعمال و اثر توبه بر آن
    • شیوه های برقراری ارتباط صحیح میان فردی از منظر آیات و روایات
    • جایگاه مشورت در سبک زندگی اسلامی
    • نکات مهم در انتخاب کلید واژه ها در مقاله و پایان نامه
    • تجلی بیان قرآن در خطبه های امام حسین علیه السلام از مکه تا کربلا
    • عوامل دستیابی به امنیت اجتماعی از منظر آیات و روایات
    • عوامل موثر بر فرایند تربیت نسل منتظر و مهدوی
    • راهکارهای اقتصادی اسلام جهت تحقق سبک زندگی دینی از منظر آیات و روایات
    • شرایط بهره مندی از امدادهای غیبی در قرآن
    • نکات کلیدی در ضرورت و اهمیت تحقیق
    • راه های کنترل نفس اماره از منظر قرآن و حدیث
    • دیپلماسی میراث داران عاشورا در مقابل دشمنان
    • ثبات قدم در دینداری از دیدگاه آیات و روایات
    • آثار فردی نماز از دیدگاه آیات و روایات
    • آثار توسل از منظر آیات و روایات
    • زمینه های تفکر و تاثیر آن در زندگی فردی انسان
    • بررسی اشتراکات منجی موعود از منظر یهودیت و شیعه اثنی عشر
    • شناخت محدود صفات ذاتیه خداوند از دیدگاه قران
    • عوامل سعادت انسان از دیدگاه قرآن
    • صله رحم از دیدگاه آیات و روایات
    • زمینه های پیدایش گناه از دیدگاه آیات و روایات
    • آثار اخلاق سياسي حاكمان ديني از منظر قرآن كريم
    • آثار شناخت نفس در تكامل انسان
    • بررسي پلوراليسم رفتاري از نگاه اسلام
    • وفاي به عهد و نقض پيمان از منظر ايات و روايات
    • ابعاد مديريت زن درخانواده در آموزه هاي اسلامي
    • بازخواني انگيزه هاي ايجاد وحدت و راهكارهاي آن در انديشه امام خميني(ره)
    • نقش تفكر در تعالي انسان
    • عوامل فتنه و راه هاي مبارزه با آن از منظر امام علي عليه السلام
    • نقش مردم در نظام مردم سالاري ديني
    • عوامل تقويت كننده ايمان از منظر ايات و روايات
    • عوامل، پیامد ها و راهکارهای درمان سوء ظن
    • عوامل تقرب به خدا از منظر آیات و روایات
    • آثار و پیامدهای کسب حرام از منظر آیات و روایات
    • شاخصه های اصحاب الیمین در دنیا و آخرت از منظر آیات و روایات
    • پیام های تربیتی سوره مبارکه یوسف علیه السلام
    • مقایسه تطبیقی الهام در عرفان حلقه و عرفان اسلامی
    • اهداء اعضا بعد از قصاص و اجرای حد از نظر فقه امامیه
    • شاخصه های فرهنگی خانواده متعالی در اسلام
    • عوامل و موانع برکت از دیدگاه آیات و روایات
    • آداب دعا از دیدگاه امام حسین (علیه السلام) با توجه به دعای عرفه
    • شاخصه ها و وظایف خواص در جامعه اسلامی از منظر آیات و روایات
    • جهاد دفاعی و اصول حاکم برآن از منظر آیات و روایات
    • آثار بصیرت فرهنگی و سیاسی از دیدگاه مقام معظم رهبری مدظله العالی با تاکید بر آیات و روایات
    • نکات اخلاقی دعای مکارم الاخلاق امام سجاد علیه السلام
    • وظایف والدین بر مدیریت جنسی نوجوانان از منظر اسلام
    • بررسی مفهوم عدالت و عوامل اجرای آن در جامعه بشری با تأکید بردیدگاه دینی
    • پیامدهای اشتغال زنان از منظر اسلام
    • روش شناسی استکبار و راه های مبارزه با آن از دیدگاه امام خمینی (رحمه الله علیه)
    • تحلیل مفهوم امانت الهی در قرآن با تکیه بر آیه 72 سوره احزاب
    • عوامل ضلالت انسان از دیدگاه قرآن کریم
  • فراخوان مقاله
    • همایش ملی علوم اجتماعی، علوم تربیتی، روانشناسی و امنیت اجتماعی
    • فراخوان مقاله نشریه تخصصی دین و دینداری
    • فراخوان مقاله نشریه مطالعات حقوق بشر اسلامی
    • همایش ملی « نگرش علمی و کاربردی به عفاف و حجاب »
    • فراخوان مقالات کنگره بزرگداشت منزلت و خدمات علمی و انقلابی آیت‌‌‎الله شهید مصطفی خمینی(ره)
    • همایش «جنبش های معنوی نوظهور» (جمن)
    • فراخوان مقاله تأثیرگذاری فضای مجازی در ارتقای آموزش‌های دینی
    • همایش اتحاد حقوقی جهان اسلام برگزار می شود
    • دومین کنفرانس بين المللى مطالعات اجتماعی فرهنگی و پژوهش دینی
    • همایش بین المللی سیره و روش پیامبر رحمت (ص) با مخالفانش (علمی - پژوهشی)
    • کنگره بین‌المللی «نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی» برگزار می‌شود
    • همایش ملی علامه شمس الدین محمد خفری
    • همایش ملی "جایگاه زنان در سند چشم انداز 20 ساله
    • همایش بین المللی فقه و حقوق،وکالت و علوم اجتماعی
    • فراخوان مقاله بررسی ابعاد فرهنگی اقتصاد مقاومتی
    • فراخوان مقاله دومین همایش ملی شفای پایدار
    • سومین همایش ملی پژوهش های نوین در حوزه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی ایران
    • حمایت از آثار برگزیده طلاب در کنگره نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی
    • فراخوان مقاله روش پژوهشی علامه محمد تقی جعفری
    • فراخوان کنفرانس ملی رویکردهای نوین علوم انسانی در قرن 21
    • فراخوان مقاله در اولین همایش بین‌المللی دین، فرهنگ و فناوری
    • همایش «مردم‌سالاری دینی؛ جهان اسلام و غرب» برگزار می‌شود
    • سومین همایش مالی اسلامی برگزار می‌شود
    • فراخوان مقاله کنگره بزرگداشت حاج شیخ غلامرضا یزدی
    • سومین همایش بین المللی شرق شناسی - صلح و دیپلماسی فرهنگی
    • اولین کنفرانس بین المللی ظرفیت شناسی و تاثیرگذاری فضای مجازی در ارتقای آموزش های دینی
    • فراخوان مقاله «چیستی صلح؛ مبانی مفهومی- نظری و چشم اندازهای راهبردی»
    • یازدهمین همایش بین المللی پژوهش های قرآنی برگزار می شود
    • فراخوان پذیرش مقاله در دوفصلنامه پژوهش های تمدن نوین اسلامی
    • فراخوان مقاله در همایش ملی قرآن کریم؛ جامعیت و جهانی بودن
    • فراخوان مقاله در همایش بین المللی حقوق وفقه اسلامی
    • همایش علمی واکاوی فکری، فرهنگی و تمدنی تاریخ دفاع در ایران(با تأکید بر هشت سال دفاع مقدس)
    • فراخوان مقاله اولین همایش بین المللی فرآورده های حلال
    • همایش بین‌المللی "بازخوانی تمدن اسلامی و جهان شهر معنوی با تأکید بر شهر مقدس مشهد"
    • فراخوان مقاله اولین همایش ملی آسیب شناسی و آسیب زدایی پدیده شکاف بین نسلی (زمینه ها، چالش ها و راهکارها)
    • همایش بین المللی گفتگوهای فرهنگی در چشم انداز تمدنی ایران و جهان عرب
    • فراخوان مقاله گفت و گوهای ایران و جهان عرب
    • فراخوان مقاله همایش ملی علمی پژوهشی حضرت شاهچراغ علیه السلام
    • فراخوان مقاله همایش ملی پیشگیری از خشونت؛ چالش ها و راهکارها
    • فراخوان مقاله چهارمین همایش ملی مطالعات و تحقیقات نوین در حوزه علوم تربیتی و روانشناسی ایران
    • فراخوان مقاله چهارمین کنگره بین المللی فرهنگ و اندیشه دینی
    • فراخوان مقاله هفدهمین کنگره بین المللی نهج البلاغه
    • فراخوان مقاله در همایش بین‌المللی اخلاق در ادیان
    • فراخوان مقاله در همایش ملی «قرآن کریم؛ جامعیت و جهانی بودن»
    • همایش کشوری دانشِ موضوعی – تربیتی دانشِ آموزشِ محتوا
    • چهارمین کنفرانس ملی پژوهش های کاربردی در علوم تربیتی و مطالعات رفتاری و آسیب های اجتماعی ایران
    • آخرین مهلت ارسال مقاله به همایش «جاودانگی نفس در اسلام و مسیحیت»
    • دومین کنفرانس ملی علوم اسلامی و پژوهش های دینی
    • دومین کنفرانس بین المللی پژوهشهای دینی، علوم اسلامی، فقه و حقوق در ایران و جهان اسلام
    • دومین همایش ملی پژوهش های قرآنی
    • فراخوان مقاله در همایش ملی معنویت های نوظهور؛ شاخصه‌ها و نقد‌ها
    • چهارمین کنفرانس بین المللی مطالعات اجتماعی فرهنگی و پژوهشهای دینی
    • دومین همایش بین المللی قرآن در اندیشه و سیره امام خمینی (ره) با رویکرد اخلاق و اجماع
  • نشست علمی
    • نشست علمی روایات مهدویت در کتاب کافی برگزار می‌شود
    • نشست بین‌المللی «الهیات خانواده از نگاه اسلام و مسیحیت» برگزار می‌شود
    • نشست علمی عوامل ظهور ساز و فهم معنا برگزار می شود
    • سومین کرسی علمی ترویجی نظریه پردازی برگزار می شود
    • نشست کارشناسی انتخاب اصلح، زمینه ساز حکومت مهدوی
    • نشست علمی شهید سردار سلیمانی و قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران
  • معرفی نرم افزار
    • کتابخانه های دیجیتال اسلامی
    • نخستین دانشنامۀ اینترنتی امام حسین(ع) رونمایی می‌شود
    • دانلود نرم افزار نهج البلاغه با قابلیت عالی برای اندروید
    • نرم افزار تلفن همراه "قرآن سراج" منتشر شد.
    • رونمایی از نرم افزار مقتل الحسین با حضور شخصیت های حوزوی
    • رونمایی از نرم افزار رسالت های طلاب در گام دوم انقلاب اسلامی
  • معرفی کتاب
    • جایگاه وحی در فلسفه سیاسی منتشر شد
    • کتابی جدید با موضوع زندگینامه رهبر انقلاب
    • چاپ سوم «گشت ارشاد در آمریکا»، در بهار ۱۳۹۶ منتشر شد
    • دانلود کتاب « نماز در قرآن» / ویژه مسابقه پیامکی ماه مبارک رمضان
    • آشنایی با کتاب «مجمع البحرین»
    • كتاب‌های حدیثی شیعه
    • معرفی کتاب عيون أخبار الرضا( ع)
    • آشنایی با کتاب قاموس قرآن‏
    • آشنایی با کتاب وحى در قرآن‏
    • معرفی کتاب «الأمالي‏» شیخ مفید و شیخ طوسی
    • آشنایی با کتاب تحف العقول‏
    • معرفی كتاب الغيبة
    • اهدای کتاب به مدارس علمیه خواهران
    • چهل و ششمین جلد از مجموعه آثار قرآنی«سرمه سعادت» منتشر شد
    • کتاب « ناگفته‌هایی از سقیفه؛ رویکردها، پیامدها و واکنش ها» منتشر شد
    • معرفی کتاب «جادوگری از نظر اسلام»
    • انتشار شش کتاب با رویکرد میان‌رشته‌ای در حوزه اخلاق
    • اولین اثر از کتاب های برگزیده "جایزه بزرگ پیامبر اعظم(ص)" منتشر شد/ آیا محمد یک پیامبر بود؟
    • ​انتشار رمانی عاشورایی
    • جلد اول کتاب دانشنامه علوم قرآن منتشر شد
    • بررسی موضوعی آثار شهید مطهری
    • معرفی و سیر مطالعاتی آثار علامه عسکری رحمه الله متناسب طلاب و دانشجویان معارف اسلامی
    • لیست آثار شیخ کلینی با فرمت اکسل
    • لیست کتاب های مقالات انقلاب اسلامی
    • مسابقه کتابخوانی ویژه همسر و خانواده طلاب
    • تفسیری برای امروز با ترجمه‌ای فاخر
  • متفرقه
    • دوره‌های تخصصی «إقراء»
    • برسد به دست طلبه‌ها و روحانیون
    • برنده اصلی انتخابات ریاست جمهوری
    • «اسلام کوئست»؛ پایگاهی برای پاسخ گویی به سؤالات قرآنی و اسلامی
    • اعلام نتایج آزمون ورودی جامعه الزهرا (س) سال تحصیلی ۹۷-96
    • تفاوت همایش، کنفرانس، سمینار، کنگره، فراخوان، میتینگ، جشنواره، کنوانسیون
    • مسابقه کتابخوانی «شرایط ظهور از دیدگاه قرآن کریم»
    • با حجاب به جنگ حجاب رفته اند!!!
    • شب قدر چه شبی است؟
    • دوره تربیت معلم ویژه علاقمندان به فعالیت‌های تربیتی و تدریس در مدارس
    • پشت پرده گردهمایی سالانه منافقین/ فیلم
    • 8 شوال روز بقیع را فراموش نکنیم
    • دعوت به چالش چادر...
    • دوره‌های تربیت‌معلم نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه برگزار می‌شود
    • خاطره ای از جاویدالاثر سردار حاج احمد متوسلیان
    • انتقاد همسر یک طلبه از پست های عاشقانه و عبا و عمامه ای برخی از همسران طلاب در اینستاگرام
    • کبر و تکبر چیست؟
    • تصويری از اتاق مطالعه و کتابخانه رهبر انقلاب
    • طرح نذر و صدقه كتاب در مترو
    • شروع شماره گذاری از صفحه دلخواه در Word
    • «قاچاق زنان ایرانی» موضوع فیلمی که شاید مجوز ساخت نگیرد
    • اظهارنظر متفاوت باران كوثری درباره ماجرای نيمروز
    • قدیمی ترین فروشنده روزنامه در کشور
    • شماره 26 فصلنامه «قرآن پژوهی خاورشناسان(قرآن و مستشرقان)» منتشر شد
    • کمپین حوزوی انتقام سخت ایجاد شد
  • طرح نامه تحقیق
    • طرحنامه نویسی
    • طرحنامه پایان نامه 1
    • طرحنامه پایان نامه 2
    • توصیه­ های کاربردی در طرح نامه نویسی
    • پیشینه نویسی در تحقیقات میدانی
    • نحوه نوشتن پیشینه تحقیق پایان نامه
    • ضرورت تحقیق در پژوهش
  • نمایشگاه کتاب
    • نمایشگاه کتاب
      • گشایش سی اُمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب
      • بن کارت در نمایشگاه کتاب
      • کتاب‌های الکترونیک
      • کارگاه ویرایش و نشر در نمایشگاه کتاب
      • معرفی بسته کتاب «شهید مطهری» ویژه نمایشگاه کتاب تهران
      • کارگاه «ویرایش و نشر زبانی و صوری» در نمایشگاه کتاب
      • وقف ۱۴۰۰ جلد کتاب تخصصی آیت الله سبحانی به دانشگاه تهران
      • ٢١ هزار پایان نامه در کمیته بانوان بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی قرآن ارائه شد.
      • آغاز طرح «تابستانه کتاب» با مشارکت بیش از 800 کتابفروشی
      • مردم از کتاب‌های کدام ناشران در طرح تابستانه استقبال کردند؟
      • بهره مندی از تخفیف ویژه در پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تخصصی حوزه دین
      • هفته کتاب و کتابخوانی
    • ثبت‌نام بُن‌ کتاب طلاب و دانشجویی در نمایشگاه کتاب ۹۸
    • آغاز به کار سی و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران
    • «قدم عاشقی» در آستانه حماسه اربعین خواندنی شد
    • نمایشگاه مجازی کتاب
  • آموزش نویسندگی
    • نکات ویرایشی
      • بهتر بنویسیم
    • محاوره نویسی
    • اصول و روش نویسندگی
    • ویژگی‌های پژوهشگر موفق
    • ویژگی های موضوع مناسب پژوهش
    • شناخت کلمات / اصول نوشتن
    • چند نکته برای نوشتن یک توصیف خوب
    • روان بودن یا سادگی / راه نوشتن
    • ریتم و ارتباط بین اجزای اثر
    • خلاصه نویسی و روش نوشتن آن
    • انواع روش های تحقیق
    • سودمندی و خوشایندی نوشتار
    • محورهای اصلی نگارش
    • دیکته یا انشا!!
    • از بیشترنویسی تا بهترنویسی
    • تجربه‌های نگارشی
    • سوژه يابي در نگارش
    • پايه‌هاي نويسندگي
    • نويسنده كيست؟
    • قانون طلاييِ نويسندگي
    • آموزش ویراستاری؛ گیومه («»)
  • یادداشت
    • دختردارها بخوانند
  • سخنان ناب
    • فضیلت دانش طلبى
    • اهمیت و ارزش مطالعه کتاب
    • فواید شگفت انگیز ‏«چند دقیقه مطالعه» در روز
    • عکس‌ها سندی هستند که با ثبت یک لحظه، راوی تاریخ می‌شوند
    • نشانه‌های اختصاری زبان فارسی در مقاله و پایان نامه
    • حوزه‌های علمیه پژوهشی باید در استان البرز توسعه یابد
    • " مطالعه " انسان را کامل می کند
    • مطالعه از نگاه سقراط
    • هر طلبه؛ یک کتابخوان فرهیخته
    • اهمیت و ارزش کتابخوانی
  • آموزش ویراستاری
    • بالطَّبْع/ بالتَّبَع (نکات ویراستاری)
    • فعل‌های «شدن» و «گشتن» (نکات ویراستاری)
    • فاصله گذاری در خط فارسی (دانلود)
    • آن‌چه | آ‌ن‌چه که (غلط_ننویسیم)
    • معادل سازی واژه ها از دید "مسعودخیام" نویسنده، مترجم و پژوهشگر
    • کوتاه کردن جمله های طولانی
    • تسویه/ تصفیه (نکته های ویرایشی)
    • کاربرد نادرست ویرگول / نکته های ویرایشی
    • انحراف از معیار در جمع با «ات» / نکته های ویرایشی
    • کلمات متشابه /نکات ویرایشی
    • فاصله‌ گذاری در واژه ها و کلمات / نکات ویرایشی
    • واژه «هیچ» در متون فارسی/ نکات ویرایشی
    • صفات سنجشی/ نکات ویرایشی
    • مسأله یا مسئله / نکات ویرایشی
    • انواع حشو (نکات ویرایش)
    • همایش علمی پژوهشی جریان شناسی فرهنگی در عرصه بین الملل
    • را میان اجزای فعل مرکب (نکات ویرایشی)
    • چه هنگامی نوشتن «علیه‌السلام»، «صلی الله علیه و آله وسلم» و نظایر این تعبیرها ضرورت دارد؟
    • مطابقت نهاد و فعل (نکات ویرایشی)
    • نشانه گذاری دو نقطه(نکته های ویرایشی)
    • کاربرد حرف اضافه نامناسب (نکات ویرایشی)
    • تعبیر نامناسب (نکات ویرایشی)
    • تفاوت حرکتی کلمات (نکات ویرایشی)
    • تناسب نهاد و گزاره (نکات ویراستاری)
    • واژه بندی در جملات (نکات ویراستاری)
    • مقصود از درست‌نويسي چیست؟
    • لطفا كمتر بپردازید!!!
    • پنج نکته ویرایشی
    • نکته هایی درباره درست‌نويسي
    • نکته های نگارشی
  • آموزش استفاده از لغت نامه ها در اپلیکیشن اندروید
  • فعالیت ها
  • فصلنامه انوار وحی

آرشیوها

  • شهریور 1405 (6)
  • مرداد 1405 (5)
  • اسفند 1403 (2)
  • آبان 1403 (1)
  • شهریور 1403 (1)
  • مرداد 1403 (1)
  • خرداد 1403 (4)
  • اردیبهشت 1403 (1)
  • آبان 1402 (2)
  • مهر 1402 (3)
  • شهریور 1402 (3)
  • اردیبهشت 1402 (1)
  • بیشتر...

بهترین وبلاگ ها

  • نورفشان
  • ندا فلاحت پور
  • مشکاتِ جان
  • یاس کبود
  • صاحل الامر
رونمایی «منوتو» از یک روحانی نما
ارسال شده در 4 مهر 1401 توسط افشار در متفرقه

 

 

رونمایی منو تو از یک روحانی نما

 

به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، شیخ تقلبی استرالیا یا (Australia’s fake sheikh) لقبی است که از سوی مسلمانان استرالیا به محمد توحیدی که عراقی‌الأصل و ساکن استرالیا است، داده‌اند. اخیراً شبکه منوتو در مصاحبه‌ای که با وی کرده است، از حرف‌های این طلبه اخراجی از حوزه علمیه جامعه المصطفی استفاده کرده است تا دنباله یکی از پروژه‌های قدیمی که ناامید نشان داده روحانیون از حکومت آخوندی را دنبال کنند.

 

پوشیده نیست که حتی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی دستگاه‌های امنیتی و جاسوسی دشمن تلاش می‌کردند با ایجاد تفرقه و دو دستگی، مردم را نسبت به اسلام حقیقی ناامید سازند که این اقدام، در راستای همان پروژه قدیمی و نخ‌نما شده است. خیلی زشت است که یک کسی با ادعای روحانیت و طلبگی یا اسلامیت، حتی در میان شورای ملی ائمه استرالیا پذیرفته نشده است و میان مسلمانان استرالیا به‌عنوان امام جماعت یا شیخ به رسمیت شناخته نشده و هیچ مسجدی در آنجا حاضر به پذیرش این چهره پرحاشیه نیست.

 

این روحانی انگلیسی که از وابستگان به دفتر سیدصادق شیرازی است و شاید این روزها برای عزای ملکه برای هم‌پیالگان خود نوحه می‌خواند، آن‌قدر میان جامعه‌ مسلمانان مورد نفرت است که شاید تنها جایی که از او استقبال کنند، شبکه منوتو باشد. در مقابل او می‌بینیم که تعداد زیادی از اپوزیسیون‌ها از محمد حسینی که خود را لیدر ری استارت می‌داند تا امید دانا هم از او متنفر هستند. شاید یکی از تعبیرهای دقیق برای حسینی باشد که درباره او نوشته است: «شما دقیقاً مثل مگسی می‌مانید که روی مدفوع نشسته‌اید!»

 

معلوم است وقتی که بی‌سوادی مثل محمد توحیدی توسط جامعه المصطفی که یکی از مراکز علمی معتبر جهانی در زمینه آموزش معارف اسلامی، پذیرفته نشده است، در منوتو به چنین یاوه‌سرایی‌هایی بپردازد. البته در کنار این یاوه‌سرایی‌ها درباره جامعه المصطفی، سخنان بی‌اساس و فاقداستدلال دیگری از سوی این شخص مطرح شد به‌‎قدری فاحش و سطحی است که حتی ارزش پاسخگویی ندارد.

 

توحیدی در  مصاحبه ای درحالی که از آزادی و دموکراسی سخن می‌گوید که حتی تحمل انتقادات سایر اپوزیسیون‌ها را نسبت به خود نداشته و برخی از آن‌ها را مسدود کرده است. از توهین توحیدی به یک مرکز علمی معتبر بگذریم، توهین او به جمهوری اسلامی ایران و مراجع معظم تقلید نیز از دیگر نکاتی بود که او در این مصاحبه به سیره سلف و همپیاله‌های انگلیسی‌اش تمسک نموده است.

 

به‌نظر می‌رسد که دشمنان استفاده از دین را به یکی از راهبردهای اساسی خود برای مبارزه با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران تبدیل کرده‌اند. آن‌ها با تلاش برای استفاده از چهره‌های بی‌سواد که در ظاهر لباس حوزوی نیز به تن دارند، می‌خواهند با استفاده از تکنیک نخ نما شده انگلیسی یعنی «تفرقه بینداز و حکومت کن» بهره ببرند و اهداف خود را دنبال کنند.

 

حضور محمد توحیدی در استودیوی شبکه منوتو و مصاحبه با وی با این هدف انجام شد که تمام حرف‌های این شبکه از زبان کسی که لباس روحانیت به تن دارد، تکرار شود تا مخاطب زودباور و منفعل این شبکه‌ها به این تحلیل برسند که نظام جمهوری اسلامی ایران حتی میان روحانیون از مشروعیت ساقط شده است که به این وسیله حداقل‌های ذهنیتی برخی از مسلمانان که اعتقاد دارند این نظام اسلامی است و باید باشد، از بین برود.

 

پیش از این موارد و اسناد بسیاری وجود دارد که ساواک برای بدبین ساختن مردم به مشروعیت نظام، دادن پول به طلبه‌های بی‌سواد و روحانی‌نماهایی بود که بتوانند در میان مردم عقاید باطلی را به نام عقاید اسلام ترویج کنند. هنوز این طرح و نقشه از سوی دشمن دنبال می‌شود. هدف دشمن نیز ترویج اسلام سکولاری است که در ذهن مردم تنها باید در اندازه نماز و روزه فردی در کنج خانه‌ای باشد و حق ندارد حکومت تشکیل بدهد و برای مردم امر به معروف و نهی از منکر کند.

 

البته باید گفت وای به حال محمد توحیدی اگر این حرف‌ها به گوش ارباب فکری‌اش یعنی سیدصادق شیرازی برسد؛ زیرا سیدصادق شیرازی اعتقاد دارد که حکومت فقها باید بر اساس ولایت شورای فقیهان دنبال شود.[1] این در حالی است که محمد توحیدی در مصاحبه خودش اسلام سکولاری را قبول دارد که حتی نباید درباره پوشش حجاب به خانم‌ها امر و نهی نماید و به تبع نباید حکومتی را در اختیار داشته باشد و اگر حتی حکومت را در اختیار دارد، حق پیاده سازی احکام اسلامی را در آن حکومت ندارد.

 

اگر بخواهیم از نگاه رسانه‌ای به مصاحبه محمد توحیدی بنگریم، باید تأسف خورد به حال مخاطبانی که این مصاحبه را می‌بینند که بدور از اینکه بدانند در دام شگردهای عملیات روانی این رسانه گرفتار شده‌اند به سرعت تأثیر می‌پذیرند و از نظر اندیشه‌ای سخنان محمد توحیدی پر از تناقضات و اشتباهات فاحش یا سخنانی بی‌اساس و بدون استدلال است که اگر مخاطب فعال این شبکه‌ها به دنبال مقدمات سخنان او بروند، به سخیف بودن سخنان محمد توحیدی پی می‌برند.

 

محمدحسین کتابی

[1] رساله توضیح المسائل آیت الله سید صادق حسینی شیرازی، مسأله 3445-3532

امام صلح روحانی تقلبی روحانی نما شیخ تقلبی استرالیا صادق شیرازی مترسک شیطان محمد توحیدی 2 نظر »
خبری نیست
ارسال شده در 4 مهر 1401 توسط افشار در متفرقه

 

 

چنگ رسانه ای

 

به گزارش  خبرنگار خبرگزاری رسا، وقتی انسان مومن گناه می‌کند، روح ایمان از او جدا شده که او دست به اعمال خطا و افعال ناشایست می‌زند؛ حال سؤال این است کسی که ایمان نداشته و روح ایمان در او وجود ندارد، تا چه اندازه امکان دارد دست به کارهای ناشایست، گناه و خطا بزند؟ بدون تعارف باید نوشت، گفت و خواند که مسیر انقلاب همان راه ایمان است و امروز جمهوری اسلامی حرم است؛ هرکسی ذیل هر عنوانی علیه این نظام فعالیتی کند، بدون شک روح ایمان را ندارد. از طرفی با ایمان‌ترین افراد کسانی اند که در این اوضاع نابسامان و زیر باران توهین و افترا، پای نظام اسلامی مانده و برای رفع اشکالاتش تلاش می‌کنند.

 

در بین فتنه‌ها و به خصوص زمانی که فتنه از کنج پستوها به خیابان‌ها کشیده می‌شود، این جمله منسوب به شهید آوینی دل ایستادگان را قرص می‌کند و از طرفی رذالت معاندین را بیش از پیش اثبات. «فحشت اگر بدهند آزادی بیان است، جواب بدهی بی فرهنگیست؛ سؤال بکنند آزاد اندیشند، سؤال بکنی تفتیش عقاید است؛ تهمت بزنند در جستجوی حقیقتند، جواب بدهی دروغگویی؛ مسخره ات بکنند انتقاد است، اگر از عقایدت دفاع کنی خشونت طلبی؛ اما حزب اللهی بودن و بسیجی بودن را باهمه ی تراژدی هایش دوست دارم». در ماجرایی که هنوز هم درگیرش هستیم، به وضوح مشاهده می‌کنیم که جان یک شخص بهانه بود و هدف اصلی ضربه زدن به انقلاب و اسلام است.

 

نکته جالب نیز اتحاد بی‌سابقه همه دشمنان انقلاب است. از داخل ایران ملی-مذهبی‌ها، اصلاح طلبان و عده‌ای مخالف احکام اسلامی و از بیرون نیز سلطنت طلبان، بهایی‌ها، سایر گروه‌های ضد انقلاب و اسلام و حتی داعش دست به دست یکدیگر داده تا بتوانند سنگر به سنگر انقلاب را عقب برانند و احکام اسلامی را تعطیل کنند؛ همچنین در این مسیر عده‌ای مذهبی بدون تحلیل نیز به دام افتاده و به بهانه‌های واهی با این گروه‌ها همراه شدند! از طرفی فرصتی که در حوادث وجود دارد، در شرایط عادی پیدا نخواهد شد و انسجامی که مردم مسلمان، حزب اللهی‌ها و بسیجی‌ها در مقابل عده کمی که به خیابان آمده بودند پیدا کردند، بسیار پسندیده بود.

 

در مجموع باید گفت عناصری که سیستماتیک و تشکیلاتی به هم مرتبط اند و هدفمند فعالیت می‌کنند، غالبا در تور اطلاعات هستند و روی آنان سوارند؛ پس جای نگرانی نیست. گروه دیگر کسانی هستند که با سرویس‌ها ارتباط داشته، آموزش‌های لازم را از آنان گرفته اند ولی دیگر ارتباط خود را قطع کرده اند و از این نظر قابل شناسایی نیستند و البته می‌دانند در این گونه مواقع باید کجا باشند و چگونه عمل کنند که این افراد خطرناک اند. دسته بعدی کسانی هستند که با هیچ سیستمی ارتباطی نداشته و ندارند اما واقعا به مسیر دشمن اعتقاد دارند و معاند هستند که اینها صرفا پیاده نظام اند و کورکورانه حرکت می‌کنند که جای نگرانی ندارند و دسته آخر نیز جوگیرها هستند که احساساتی شده و به میدان می‌آیند و سیاهی لشکر لیدرها هستند.

 

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به حادثه تروریستی سال 96 در تهران فرمودند: «ملّت ایران دارد حرکت می‌کند، پیش میرود، این ترقّه‌بازی‌های شبیه کاری‌ هم که امروز شد در اراده‌ی مردم هیچ تأثیری نخواهد گذاشت. این را بدانند و اینها کوچک‌تر از آن هستند که بتوانند در اراده‌ی ملّت ایران و مسئولین کشور اثری بگذارند و البتّه خود این حوادث نشان داد که اگر چنانچه جمهوری اسلامی در آن نقطه‌ای که مرکز اصلی این فتنه‌ها است ایستادگی نمیکرد، تا حالا ما گرفتاری‌های زیادی از این ناحیه در داخل کشور داشتیم. ان‌شاءاﷲ کلک اینها کنده خواهد شد». امام خمینی نیز از 8 سال دفاع مقدس اینگونه تعبیر می‌کند: «‏‏دزدی آمده و سنگی انداخته و در رفته است».

 

می‌بینیم در این ایام که عده‌ای راحت طلب و سختی ندیده کمی شلوغ کرده اند و به اموال عمومی آسیب رساندند و البته با ناجوانمردی چند تن از بسیجیان و نیروهای انتظامی را به شهادت رساندند، برخی افراد هول و هراس برشان داشته و انقلاب را رو به سقوط می‌بینند حال اینکه اصلا رهبر معظم انقلاب در سخنرانی اخیر خود که در وسط این اغتشاشات بود هیچ اشاره ای به آن نکردند. حقیقتا در واقعیت میدانی هیچ اتفاق خاصی در سطح کلان و راهبردی نظام رخ نداده است که لازم باشد ایشان موضعی بگیرند و از خود مایه بگذارند. این تجمعات و خرابی‌ها در سطح محلی و نهایتا در سطح ملی است که خود نیروی انتظامی باید وارد شود و حتی چه بسا نیاز به موضع گیری سران هر سه قوه نبود.

 

در پایان باید گفت اولین خطای راهبردی مسئولان و خودی‌ها، تضعیف جایگاه نیروی انتظامی و بستن دست مأموران بود که در هر مسأله‌ای آنان را متهم می‌کردند به گونه‌ای که حتی مأمور نیروی انتظامی برای اینکه از سوی مسئولان بالا دستی تخطئه نشود و بازی رسانه‌ای او را وحشی خطاب نکند، از خود دفاع هم نمی‌کرد؛ باید جایگاه نیروی انتظامی تقویت شود و مسئولان پشت سر نیروی خود بایستند. نکته دیگر که باید مورد توجه قرار بگیرد، برخورد قاطع با لیدرها و اغتشاش گران حقیقی است تا مردم بفهمند هرکسی بخواهد امنیت جامعه را برهم بزند، نباید با او تعارف کرد که این امر دست قوه قضاییه را می‌بوسد. همچنین در پایان مسئولان امر و دلسوزان باید به فکر نسل جدید باشند!

 

 

خبرگزاری رسا

اغتشاشات 1401 جریان اغتشاشات اخیر حجاب حیا رقابت رسانه ای لیدر مهسا امینی نرگس ربیعی کومله نظر دهید »
ترجمه و شرح حکمت 305 نهج البلاغه: خانواده پایدار و تأثیر غیرت بر پاکدامنی
ارسال شده در 29 شهریور 1401 توسط افشار در جشنواره

 

 

حکمت 305 نهج البلاغه

 

 

وَ قَالَ (علیه السلام): مَا زَنَى غَيُورٌ قَطُّ.
و درود خدا بر او، فرمود: غيرتمند هرگز زنا نمى كند.


امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانه به نكته دقيقى اشاره كرده مى فرمايد: «انسان غيرتمند هرگز زنا نمى كند»؛ (مَا زَنَى غَيُورٌ قَطُّ). زيرا كسى كه كارى را در حق ديگران مى پسندد به ناچار در حق خود نيز خواهد پسنديد و كسى كه درباره محارم خود عملى را روا نمى دارد درباره محارم ديگران نيز روا نخواهد داشت.


بسيار شده است كه افرادى مى گويند: ما مى خواهيم به نواميس ديگران نگاه كنيم. به آنها گفته مى شود: آيا دوست داريد به نواميس شما نگاه كنند؟ هنگامى كه اظهار تنفر مى كنند به آنها گفته مى شود: پس به نواميس ديگران نگاه نكنيد.


«غيور» صيغه مبالغه از ماده «غَيرت» (بر وزن حيرت) است به معناى ناخوش داشتن و تنفر از تجاوز ديگران به ناموس انسان و ورود در حريم اوست و گاه به معناى وسيع كلمه در غير موارد ناموسى نيز به كار مى رود و فرد غيرتمند به كسى گفته مى شود كه حاضر نيست ديگرى به افتخارات او لطمه وارد كند؛ خواه افتخارات مادى باشد يا معنوى.

 

به هر حال، گفتار حكيمانه امام عليه السلام گفتارى است كه كاملاً هماهنگ با منطق عقل است، زيرا انسان غيور؛ يعنى كسى كه نسبت به تجاوز ناموسش حساسيت فوق العاده دارد، نواميس ديگران را نيز به همان چشم نگاه مى كند و هرگز راضى نمى شود به نواميس مردم تجاوز كند. به همين دليل، غيرت، او را از آلوده شدن به اعمال منافى عفت بازمى دارد. حتى حاضر نيست به همسر يا خواهر و مادر ديگرى نگاه كند، زيرا نسبت به نگاه ديگران به همسر و خواهر و مادرش احساس تنفر مى كند.



نكته:
غيرت در آموزه هاى اسلامى:
از واژه هايى كه به عنوان فضيلتى اخلاقى در منابع اسلامى ديده مى شود غيرت است. غيرت، در اصل به معناى يك احساس فوق العاده درونى است كه انسان را به دفاع شديد از امورى كه متعلق به اوست وامى دارد؛ خواه امور معنوى باشد مانند دين و آيين و يا امور مادى مانند عِرض و مال و ناموس ومملكت. اين احساس در همه انسانها با تفاوتهايى وجود دارد و اگر به صورت افراطى درنيايد يكى از فضايل مهم و كارساز است.


از سويى ديگر، اگر براثر تكرار اعمال منافى غيرت، تضعيف شود و به بيان ديگر انسان، بى غيرت و يا ازنظر غيرت ضعيف گردد اين خود يكى از رذائل خطرناك اخلاقى به شمار خواهد آمد. در آيات قرآن اشاراتى به اين مسئله ديده مى شود؛ ولى به طور صريحتر در روايات اسلامى آمده است؛ از جمله در حديثى از پيغمبر اكرم عليه السلام مى خوانيم كه فرمود: «إنّى لَغَيُورٌ وَاللّهُ عَزَّوَجَلَّ أغْيرُ مِنى وَ انَّ اللّه تَعالى يُحِّبُ مِنْ عِبادَهَ الْغَيُورَ؛ من غيرتمندم و خدا از من غيورتر است و خدا بندگان غيورش را دوست دارد».


در حديث ديگرى از همان بزرگوار آمده است كه فرمود: «انَّ الْغيرَةَ مِنَ الاْيمان؛ غيرت از ايمان است». (دليل آن هم روشن است: ايمان، انسان را به حفظ ناموس و افتخارات و آيين خود دعوت مى كند، بنابراين غيرت جزء ايمان است).


در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است: «انَّ اللّهَ غَيُورٌ يُحِبُّ كُلَ غَيُورٍ وَلِغيرَتِهِ حَرَّمَ الْفَواحِشَ ظاهِرَها وَباطِنَها؛ خدا غيور است و هر غيورى را دوست دارد وبه دليل غيرتش تمام كارهاى زشت را اعم از آشكار و پنهان تحريم كرده است». بنابر اين روايت و بعضى از روايات ديگر، غيرت از اوصافى است كه هم در خداى تعالى و هم در انسانها وجود دارد البته با اين تفاوت كه غيرت در خداوند به معناى نهى از كارهاى زشت و ناپسند و در انسانها به معناى دفاع از حريم خانواده و دين و آب و خاك است.


درباره غيرت، سخن بسيار است و اين بحث را با حديثى درباره «جعفر بن ابى طالب» پايان مى دهيم. در حديثى آمده است كه جبرئيل به پيغمبر اكرم عليه السلام خبر داد كه «جعفر بن ابى طالب» صفات برجسته اى در زمان جاهليت داشت كه خداوند به سبب آن از وى قدردانى كرد. «مِنْها عَدَمُ زِناهُ لِغَيْرَتِهِ كَعَدَمِ شُرْبِهِ لِعِزَّتِهِ كَعَدَمِ كِذْبِهِ لِشَرَفِهِ؛ از جمله اينكه به سبب غيرت، دامنش آلوده بى عفتى نشد وبه سبب حفظ عزتش هرگز شراب ننوشيد و به سبب شخصيتش هرگز دروغ نگفت».

 

https://ahlolbait.com

#حکمت 305 نهج البلاغه جشنواره خانواده پایدار خانواده متعادل غیرت غیرت دینی غیرت ملی غیور پاکدامنی نظر دهید »
چهارمین جشنواره ملی کتاب سال سبک زندگی
ارسال شده در 29 شهریور 1401 توسط افشار در جشنواره

 

 

جشنواره ملی

 

:: محورهای جشنواره

سبک زندگی، مبانی و مفاهیم

سبک زندگی و هویت ایرانی اسلامی

سبک زندگی، خانواده و جنسیت

سبک زندگی و زندگی شهری

سبک زندگی، رسانه و فضای مجازی

سبک زندگی، آیین­ ها و مناسک (محور ویژه)

سبک زندگی، تولید و مصرف فرهنگی

سبک زندگی، آموزش و سلامت

سبک زندگی، اسوه ­ها و الگوها

 

 

شرایط شرکت در جشنواره
1. قالب اثر ارسالی باید کتاب (تألیف یا ترجمه) منتشر شده (چاپی یا دیجیتالی) باشد
2. بازه زمانی انتشار اثر ارسالی بین سال های 1397 تا 1401 باشد
2.1. ملاك سال انتشار، شناسنامۀ كتاب خواهد بود
3. عدم ارسال اثر در دوره های گذشته جشنواره
3.1. اثر منتشر شده قبل از سال 1397 چنانچه در یکی از محورهای اعلام شده جای بگیرند و در سه دوره گذشته به جشنواره ارسال نشده باشند، قابل ارسال خواهند بود
3.2. ویراست جدید کتاب‌های علمی، چنانچه به تشخیص گروه داوری حداقل 40 درصد نسبت به ویراست قبلی تغییر كرده باشد، در صورت عدم برگزیده شدن، مجدداً قابل بررسی خواهد بود
4. امکان ارسال رساله های سطح چهار حوزه و دکتری دانشگاه در محوره ویژه جشنواره (سبک زندگی، آیین ها و مناسک)
5. تکمیل فرم مربوطه در سایت جشنواره
6. ارسال سه نسخه از اثر به دبیرخانه جشنواره

 

 

:: تاریخ های مهم

شروع به کار جشنواره: 17/03/1401

مهلت ارسال آثار: 30/09/1401

اعلام نتایج داوری: 30/10/1041

برگزاری اختتامیه جشنواره:30/11/1401

 

 

برای ارسال آثار به سایت http://book-lsf.dte.ir/fa/ مراجعه نمایید

آئین ها و مناسک الگوهای اسلامی الگوهای دینی تولید و مصرف فرهنگی جشنواره 1401 خانواده و سبک زندگی رسانه و فضای مجازی زندگی شهری سبک زندگی سبک زندگی و هویت ایرانی کتاب سال سبک زندگی نظر دهید »
حکمت 234 نهج البلاغه: خانواده پایدار و صفات شایسته برای زنان
ارسال شده در 28 شهریور 1401 توسط افشار در جشنواره

 

 

حکمت 234

 

 

وَ قَالَ (علیه السلام): خِيَارُ خِصَالِ النِّسَاءِ، شِرَارُ خِصَالِ الرِّجَالِ؛ الزَّهْوُ وَ الْجُبْنُ وَ الْبُخْلُ؛ فَإِذَا كَانَتِ الْمَرْأَةُ مَزْهُوَّةً لَمْ تُمَكِّنْ مِنْ نَفْسِهَا، وَ إِذَا كَانَتْ بَخِيلَةً حَفِظَتْ مَالَهَا وَ مَالَ بَعْلِهَا، وَ إِذَا كَانَتْ جَبَانَةً فَرِقَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ يَعْرِضُ لَهَا.
و درود خدا بر او، فرمود: برخى از نيكوترين خلق و خوى زنان، زشت ترين اخلاق مردان است، مانند، تكبّر، ترس، بخل.هر گاه زنى متكبّر باشد، بيگانه را به حريم خود راه نمى دهد، و اگر بخيل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ مى كند، و چون ترسان باشد از هر چيزى كه به آبروى او زيان رساند فاصله مى گيرد.

 


امام(عليه السلام) در اين كلام پربار به نكاتى از تفاوت فضايل اخلاقى در زن و مرد اشاره كرده مى فرمايد: «خصلت هاى نيك زنان، خصلت هاى بد مردان است (اين خصلت ها عبارتند از:) تكبر و ترس و بخل (زيرا) هنگامى كه زن متكبر باشد بيگانه را به خود راه نمى دهد و اگر بخيل باشد مال خود و همسرش را حفظ مى كند و اگر ترسو باشد از هر چيزى كه ممكن است به آبرو و عفت او صدمه بزند مى ترسد (و از آن فاصله مى گيرد)»; (خِيَارُ خِصَالِ النِّسَاءِ شِرَارُ خِصَالِ الرِّجَالِ: الزَّهْوُ، وَالْجُبْنُ، وَالْبُخْلُ; فَإِذَا كَانَتِ الْمَرْأَةُ مَزْهُوَّةً (1) لَمْ تُمَكِّنْ مِنْ نَفْسِهَا، وَإِذَا كَانَتْ بَخِيلَةً حَفِظَتْ مَالَهَا وَمَالَ بَعْلِهَا، وَإِذَا كَانَتْ جَبَانَةً فَرِقَتْ مِنْ كُلِّ شَيْء يَعْرِضُ لَهَا).


«خيار» به معناى بهترين ها و «شرار» به معناى بدترين هاست. «زَهْو» به معناى تكبر و «فَرِقَت» از ريشه «فَرَقَ» بر وزن «ورق» به معناى ترس است. آنچه امام(عليه السلام) در اين كلام نورانى فرموده امورى براى حفظ عفت زن و دور نگه داشتن او از تعرض مردان آلوده و كثيف و حفظ جايگاه او در خانواده است.

روشن است اگر زن در برابر مردان بيگانه تواضع و فروتنى كند ممكن است در او طمع ورزند، همچنين اگر به اصطلاح نترس باشد و به جاهاى خطرناك و يا بيابان هاى دوردست و خالى از سكنه برود و يا در شب هاى تاريك تنهايى بيرون برود و يا دعوت افراد مشكوك را براى سوار شدن به اتومبيل و مجالس مختلف آنها بپذيرد، ممكن است در معرض خطرات ناموسى قرار گيرد. اين جاست كه ترس براى او فضيلت خواهد شد و پاسدار و نگاهبان عفت اوست.


همچنين اگر زن نسبت به هزينه كردن اموال شوهر بخيل باشد مى تواند حافظ و نگاهبان ثروت او گردد; اما به عكس اگر دست بذل و بخشش او گشاده گردد ممكن است اموال شوهر و حتى اموال خودش را در مدت كوتاهى بر باد دهد و همين امر سبب اختلاف او با همسرش گردد و منجر به حوادثى شود كه بسيار ناخوشايند است.


اين صفاتِ به ظاهر مذموم جبران ضعف هايى را مى كند كه در بسيارى از زنان هست; جاذبه جنسى در برابر نامحرمان نقطه ضعفى براى او محسوب مى شود كه تكبر آن را جبران مى كند و ضعف جسمانى در برابر مهاجمان بيگانه نقطه ضعفى است كه ترس جبران كننده آن است و موقعيت آسيب پذير او در امانت دارى خانه چيزى است كه بخل آن را جبران مى كند.


بديهى است آنچه را امام(عليه السلام) در اين كلام نورانى بيان فرموده به صورت مطلق و فراگير نيست، به بيان ديگر منظور امام(عليه السلام) اين نيست كه در همه جا متكبر، يا ترسو و يا بخيل باشد، بلكه منظور مواردى است كه در صورت نداشتن اين صفات به عفت يا امانت او لطمه مى زند وگرنه زنان نبايد به بستگان، محرمان و دوستان زن خود تكبر ورزند يا از همه چيز حتى سايه خود بترسند يا در بخشش از اموال خود بخل به خرج دهند.
در حالات فاطمه زهرا(عليها السلام) مى خوانيم كه او در پايان جنگ احد به ميدان آمد و پيشانى و دهان پدر بزرگوارش را از خون شست و يا در شب زفاف پيراهن عروسى خود را به سائل بخشيد و همچنين دختر شجاعش زينب كبرى در كوفه و شام خطبه هايى خواند كه پشت دشمنان را به لرزه درآورد و پايه هاى كاخ آنها را متزلزل ساخت.

نيز روشن است كه آنچه امام(عليه السلام) فرموده شامل تمام صفات فضيلت نمى شود; بسيارى از صفات برجسته است كه در زن و مرد هر دو يكسان است; مانند تقوا و پرهيزگارى و عبادات و اطاعات و امر به معروف و نهى از منكر، عشق و علاقه به علم، محبت به زيردستان و امثال آنها. اين نكته نيز قابل توجه است كه ممكن است اين صفات در زن وجود نداشته باشد كه بايد به صورتى كه در بالا آمد براى خود فراهم سازد و در پناه آنها عفت خويش را حفظ كند و از شر مردان هوس باز در امان بماند و نيز حافظ اموال خود و همسرش باشد.


مرحوم كمره اى مطابق معمول اين كلام نورانى را به نظم ترجمه كرده است:


آنچه در زن بود خجسته خصال *** برشمر بدترين صفات رجال
زنِ با كبر «خودنگه دار» است *** ندهد بر مراد غير مجال
چون كه باشد بخيل حفظ كند *** مال خود را و شوى در هر حال
گر بترسد، به خانه پا بند است *** چون هراسد ز سوى استقبال (2)

 


پی نوشت:
(1). در نسخه علامه مجلسى از نهج البلاغه «ذاتَ زَهْو» آمده است. (بحارالانوار، ج 100، ص 238، ح 42).
(2). سند گفتار حکیمانه: این کلام حکمت آمیز را جمعى از علمایى که پیش از سید رضى و پس از او مى زیسته اند در کتاب هاى خود نقل کرده اند از جمله ابوطالب مکّى در قوت القلوب و زمخشرى در ربیع الابرار و آمدى در غررالحکم و فتال نیشابورى در روضه الواعظین آن را با تفاوت هایى آورده اند. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 186)

 

https://ahlolbait.com

آموزش خانواده اخلاق خانواده پایدار اقتصاد خانواده الگوی زنان تعالی خانواده جایگاه خانواده جشنواره 1401 جشنواره خانواده پایدار حکمت های امام علی ع صفات زنان شایسته نظر دهید »
نشست نخبگان و اساتید روحانی استان البرز با معاون اجرایی ریاست جمهوری
ارسال شده در 27 شهریور 1401 توسط افشار در خبرنامه پژوهش حوزه علمیه کوثر

 

 

نشست مرکز ارتباطات دولت و روحانیت

 

به گزارش روابط عمومی دفتر نماینده ولی‌فقیه در استان البرز و امام‌جمعه کرج، نشست مرکز ارتباطات دولت و روحانیت با حضور علما و روحانیون البرز و به سخنرانی حضرت آیت‌الله حسینی همدانی نماینده رهبر معظم انقلاب اسلامی در استان، حجت‌الاسلام‌والمسلمین سید رضا تقوی مشاور رئیس‌جمهور در امور روحانیت و سید صولت مرتضوی معاون اجرایی رئیس‌جمهور در سالن همایش مجتمع فرهنگی ورزشی میلاد شهرداری کرج برگزار شد.

 

آیت‌الله حسینی همدانی در این جلسه بابیان اینکه انقلاب اسلامی یکی از مصادیق روشن وعده خداست، بیان داشت: شیطان با تمام قوا می‌خواهد که حکومت دینی تشکیل نشود.

 

وی با تأکید بر اینکه تمام تلاش و فعالیت‌های ایادی دشمن برای تشکیل نشدن دولت مهدوی سلام‌الله‌علیه است، عنوان کرد: رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیانیه «گام دوم» سمت‌وسوی نظام اسلامی را به سمت حکومت مهدوی سلام‌الله‌علیه دانستند لذا ما باید قدردان نظام اسلامی باشیم.

 

امام‌جمعه کرج بابیان اینکه ما برای قدردانی از نظام اسلامی باید شکر عملی داشته باشیم، گفت: یکی از مصادیق شکر عملی، اطاعت از امامین انقلاب و عمل به فرامین آن‌هاست.

 

آیت‌الله حسینی همدانی در ادامه بابیان اینکه یکی از فرامین رهبر معظم انقلاب عمل به «جهاد تبیین» است، خطاب به طلاب و روحانیون استان البرز، عنوان کرد: امروز ما باید برای گسترش این فرهنگ تلاش کنیم تا از مرزها عبور کرده و عالم‌گیر شود.

 

وی با تأکید بر اینکه انقلاب اسلامی ذلت جامعه‌ی ایرانی را به عزت تبدیل کرد، عنوان کرد: پیش از انقلاب اسلامی مردم و حکومت وابسته بودند و با شکل‌گیری انقلاب مستقل شدند.

 

نماینده ولی‌فقیه در استان البرز با اشاره به مرگ ملکه انگلیس، اذعان داشت: این روزها با مرگ عجوزه‌ی پیر انگلیس دیدید که حکومت سلطنتی چگونه است و چه تشابهاتی با دوران نظام طاغوت ایران دارد.

 

آیت‌الله حسینی همدانی با تأکید بر اینکه در انقلاب روحانیت عزت بیشتری پیدا کرد، گفت: ما شرایط خاص و ویژه‌ی انقلاب را تجربه و درک کردیم و باید برای طی مسیر پیشرو تأملی داشته باشیم.

 

وی در ادامه بابیان اینکه در وهله اول باید تأملی نسبت به مسیر بعد از پیروزی انقلاب اسلامی داشته باشیم، گفت: نظام اسلامی از اول پیروزی تا امروز کارهایی را انجام داده است و باید مسیر گذشته را بازنگری کنیم که چه اقداماتی صورت گرفته و چه اشتباهاتی در طی این مسیر رخ‌داده است.

 

رئیس شورای فرهنگ عمومی استان البرز در ادامه گفت: در وهله دوم؛ ما به‌عنوان روحانیت، به‌عنوان قشر خاص در بین سایر اقشار مختلف جامعه باید به وظایفی که طی این سال‌ها بر عهده ما بوده نگاه کنیم و عملکرد خود را موردبررسی قرار دهیم.

 

آیت‌الله حسینی همدانی در ادامه به تفاوت‌های بین قشر روحانیت با سایر اقشار جامعه پرداخت و عنوان کرد: اثر اعمال و کارهای روحانیت پیرامون آن را نیز در برمی‌گیرد و می‌تواند موجب تغییرات جمعی و طولانی شود؛ مثل انقلاب اسلامی ایران که با مدیریت امام خمینی رحمه‌الله علیه به پیروزی رسید.

 

وی در ادامه عنوان کرد: روحانیت تائید و تکذیبش می‌تواند آثار ملی، نسلی و قرنی داشته باشد.

 

نماینده رهبر معظم انقلاب اسلامی در استان البرز در بخش دیگری از بیانات خود با تأکید بر اینکه وجه امتیاز انقلاب ایران با سایر انقلاب‌های دیگر، اسلامی بودن آن است، گفت: انقلاب برای احیای ارزش‌های اسلامی در جامعه صورت گرفت و پیروز شد.

 

آیت‌الله حسینی همدانی در ادامه با طرح پرسشی عنوان کرد: اگر این ارزش‌های اسلامی در بین مردم کم‌رنگ شود و از بین برود آیا تضمینی برای بقای انقلاب وجود دارد؟

 

وی در ادامه با اشاره به استقبال گسترده اقشار مختلف مردم از زیارت اربعین، یادآور شد: به فضل خدای متعال رویش‌های دینی و فرهنگ الهی در جامعه بسیار قوت گرفته اما با ترفندهای رسانه‌ای همچون جنگ روایت‌ها، مارپیچ سکوت و امثال‌ذلک مانع از اطلاع‌رسانی آن در جامعه می‌شوند.

 

رئیس ستاد امربه‌معروف و نهی از منکر استان البرز بابیان اینکه توسعه مسائل مادی وظیفه همه دولت‌هاست، گفت: آن چیزی که باعث عزت و اقتدار ما شد دین است و قوت و توسعه ارزش‌های دینی به دست روحانیت است.

 

آیت‌الله حسینی همدانی با تأکید بر اینکه مسئولان اصلی فرهنگی ما، روحانیون هستند، گفت: رسیدگی و توسعه فرهنگ دینی باید توسط آنان صورت پذیرد.

 

وی در بخش دیگری بابیان اینکه با تنفیذ حکم ریاست جمهوری توسط رهبر معظم انقلاب، رئیس‌جمهور در سلسله ولایت قرار می‌گیرد، گفت: همه ما وظیفه‌داریم تا به او کمک کنیم و تضعیف او نیز حرام است.

 

امام‌جمعه کرج با تأکید بر اینکه روحانیت باید سیاسی باشد، گفت: روحانیت باید جریانات سیاسی را بداند و در همه حال با بصیرت، بصیرت شناس و بصیرت ده باشد.

 

آیت‌الله حسینی همدانی با تأکید بر اینکه امروز دولت علم مبارزه با فساد و خدمت به مردم بلند کرده است، گفت: در چنین شرایطی باید به این دولت کمک کرد چراکه رویکرد او خدمت به مردم و انقلاب است.

 

وی با تأکید بر اینکه هدف از کمک کردن تعریف کردن بی‌فایده نیست، گفت: گاهی انتقاد سازنده، خود بهترین کمک کردن است.

 

رئیس شورای فرهنگ عمومی استان البرز با تأکید بر اینکه مچ‌گیری و عیب‌جویی خلاف است، عنوان کرد: باید نکات را دلسوزانه مطرح کرد.

 

آیت‌الله حسینی همدانی با تأکید بر اینکه دولت باید به مجموعه روحانیت کمک کند، گفت: روحانیت نیز باید به دولت کمک کند اما روحانیت نباید دولت زده باشد.

 

وی با تأکید بر لزوم توجه دولت به زیرساخت‌هایی که نیاز طلاب و جامعه روحانیت است، گفت: مسکن، درآمدهای پایدار و ماندگار ازجمله نیازهای اولیه این قشر است.

 

نماینده رهبر معظم انقلاب اسلامی در استان البرز بابیان اینکه رئیس‌جمهور محترم مسئولی را که با گروه‌های مختلف روحانیت آشنایی کامل و دقیق داشته به مشاوری خود برای رسیدگی به امور روحانیت انتخاب کرده، گفت: این انتخاب، حرکت بسیار مثبتی در جهت خدمت به این قشر جامعه است.

 

آیت‌الله حسینی همدانی در بخش پایانی بیانات خود با تأکید بر اینکه علم رقم همه مشکلات باید روحانیت مسئولیت خود را مستحکم‌تر از گذشته انجام دهد، گفت: دوستان طلاب مطالبات را خود به‌صورت مستقیم در همین جلسه بیان خواهند کرد.

 

گفتنی است در این جلسه که بیش از سه ساعت به طول انجامید؛ جمعی از علما، روحانیون و طلاب استان البرز به بیان دیدگاه‌ها، دغدغه‌ها و مطالبات خود پرداختند.

 

 

 

http://emamjomekaraj.ir/fa/

 

شست مرکز ارتباطات دولت و روحانیت با حضور علما و روحانیون البرز

 

شست مرکز ارتباطات دولت و روحانیت با حضور علما و روحانیون البرز

 

شست مرکز ارتباطات دولت و روحانیت با حضور علما و روحانیون البرز

آیت الله حسینی همدانی امام جمعه کرج حجت الاسلام تقوی حجت الاسلام میلانی نژاد روحانیت صولت مرتضوی طلاب استان البرز مشاور رئیس جمهور در روحانیت
حکمت 399 نهج البلاغه: خانواده پایدار و حقوق متقابل پدر و فرزند
ارسال شده در 27 شهریور 1401 توسط افشار در جشنواره

 

 

حکمت 399

 

 

وَ قَالَ (عليه السلام): إِنَّ لِلْوَلَدِ عَلَى الْوَالِدِ حَقّاً، وَ إِنَّ لِلْوَالِدِ عَلَى الْوَلَدِ حَقّاً؛ فَحَقُّ الْوَالِدِ عَلَى الْوَلَدِ أَنْ يُطِيعَهُ فِي كُلِّ شَيْءٍ إِلَّا فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ، وَ حَقُّ الْوَلَدِ عَلَى الْوَالِدِ أَنْ يُحَسِّنَ اسْمَهُ وَ يُحَسِّنَ أَدَبَهُ وَ يُعَلِّمَهُ الْقُرْآنَ.
و درود خدا بر او، فرمود: همانا فرزند را به پدر، و پدر را به فرزند حقّى است. حق پدر بر فرزند اين است كه فرزند در همه چيز جز نافرمانى خدا، از پدر اطاعت كند. و حق فرزند بر پدر آن كه نام نيكو بر فرزند نهد، خوب تربيتش كند، و او را قرآن بياموزد.

 


امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه به بخشى از حقوق پدران بر فرزندان و حقوق فرزندان بر پدران اشاره مى كند. براى حق پدر بر فرزند، تنها يك مورد را بيان مى فرمايد و براى حق فرزند بر پدر سه مورد، مى فرمايد: «فرزند را بر پدر حقى است و پدر را نيز بر فرزند حقى»; (إِنَّ لِلْوَلَدِ عَلَى الْوَالِدِ حَقّاً، وَ إِنَّ لِلْوَالِدِ عَلَى الْوَلَدِ حَقّاً). سپس درمورد حق پدر بر فرزند چنين مى فرمايد: «حق پدر بر فرزندان اين است كه در همه چيز جز در معصيت خداوند سبحان از وى اطاعت كنند»; (فَحَقُّ الْوَالِدِ عَلَى الْوَلَدِ أَنْ يُطِيعَهُ فِي كُلِّ شَيْء، إِلاَّ فِي مَعْصِيَةِ اللّهِ سُبْحَانَهُ).


ظاهر اين است كه حقى را كه امام(عليه السلام) به اين گستردگى درباره پدران فرموده اعم از واجب و مستحب است و به تعبير ديگر، در مواردى اطاعت واجب است و آن جايى است كه اگر ترك كند سبب اذيت و آزار مى شود و منجر به عقوق پدر مى گردد اما مواردى هست كه اگر اطاعت نكند پدر اذيت نمى شود.

در اين جا مستحب است كه فرزند به امر پدر احترام بگذارد و اطاعت كند. البته گاهى مسائل سرنوشت سازى است كه اگر پسر بخواهد از پدر اطاعت كند گرفتار خسارت عظيمى مى شود هرچند داخل در عنوان معصيت نيست. مثلاً پدر از عروس خود ناراحت باشد و به فرزند دستور دهد كه همسرت را طلاق بده و يا اين كه پسر تجارت پرسودى با شريكى دارد و پدر از شريك ناراحت باشد و به پسر بگويد كه به شراكت خود خاتمه بده. در اين گونه موارد دليلى بر وجوب اطاعت پدر هرچند معصيت خدا نيست، نداريم. زيرا اطلاقات ادله از اين گونه مصاديق منصرف است و بيشتر ناظر به احترام پدر در مسائل مورد نياز او يا مرتبط با اوست.


البته مسأله احترام به پدر و برخورد خاضعانه و متواضعانه با او و مصاحبت به معروف هرچند مسلمان نباشد مسأله جداگانه اى است كه در آيات قرآن به آن اشاره شده است آن جا كه مى فرمايد: «(وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيراً); و بال هاى تواضع خويش را از محبّت و لطف، در برابر آنان فرود آر! و بگو: «پروردگارا! همان گونه كه آن ها مرا در كوچكى تربيت كردند، مشمول رحمتشان قرار ده!».[1]


و در سوره لقمان مى فرمايد: «(وَإِنْ جَاهَدَاكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِى مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلاَ تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِى الدُّنْيَا مَعْرُوفاً); و هرگاه آن دو، تلاش كنند كه تو چيزى را همتاى من قرار دهى، كه از آن آگاهى ندارى (بلكه مى دانى باطل است)، از ايشان اطاعت مكن، ولى با آن دو در دنيا به طرز شايسته اى رفتار كن».[2]


اين آيات و مانند آن كه در قرآن مجيد آمده به خوبى نشان مى دهد كه تا چه حد حق پدر و مادر زياد است و تا چه اندازه احترام آن ها بر فرزندان لازم مى باشد.


سپس امام(عليه السلام) به سراغ حقوق سه گانه فرزند بر پدر رفته، مى فرمايد: «و حق فرزند بر پدر آن است كه نام نيك بر او نهد و ادب و تربيتش را به خوبى انجام دهد و قرآن را به او بياموزد»; (وَ حَقُّ الْوَلَدِ عَلَى الْوَالِدِ أَنْ يُحَسِّنَ اسْمَهُ، وَ يُحَسِّنَ أَدَبَهُ وَ يُعَلِّمَهُ الْقُرْآنَ).


نامگذارى ممكن است در نظر بعضى، امر ساده اى باشد در حالى كه چنين نيست. نام، چيزى است كه هر روز بارها انسان با آن مخاطب مى شود و طبعاً اثر تلقينى دارد. اگر به فرض، پدر نام «ظالم» بر پسر بگذارد و هر روز او را به اين نام خطاب كنند اگر روح ستمگرى بر او غالب شود جاى تعجب نيست.


و به عكس اگر نام محسن و حسن يا حسين بر او نهند و همواره آن را در خطابات تكرار كنند حقيقت نيكوكارى به تدريج در او راسخ مى شود. همچنين نام عبدالله و عبدالرحيم و عبدالرحمان كه همگى حكايت از عبوديت انسان در برابر خدا دارد.


در روايات اسلامى نيز درباره نامگذارى دقت زيادى شده است حتى در روايتى داريم كه اگر نام زشتى بر انسان ها و يا حتى شهرها گذاشته شده آن را تغيير دهيد: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(صلى الله عليه وآله) يغَيرُ الأَسْمَاءَ الْقَبِيحَةَ فِى الرِّجَالِ وَ الْبُلْدَانِ; پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) اسماء زشتى را كه بر مردان و شهرها گذاشته بودند تغيير مى داد»[3] و به يقين كار پيغمبر(صلى الله عليه وآله) براى ما الگو و اسوه است.


حتى از روايات استفاده مى شود كه براى فرزندان قبل از تولد اسم انتخاب شود و از اميرمؤمنان(عليه السلام) روايت شده كه فرمود: «سَمُّوا أَوْلاَدَكُمْ فَإِنْ لَمْ تَدْرُوا أَ ذَكَرٌ أَوْ أُنْثَى فَسَمُّوهُمْ بِالأَسْمَاءِ الَّتِى تَكُونُ لِلذَّكَرِ وَ الاُْنْثَى فَإِنَّ أَسْقَاطَكُمْ إِذَا لَقُوكُمْ فِى الْقِيامَةِ وَ لَمْ تُسَمُّوهُمْ يقُولُ السِّقْطُ لاَِبِيهِ أَلاَّ سَمَّيتَنِى وَ قَدْ سَمَّى رَسُولُ اللَّهِ(صلى الله عليه وآله) مُحَسِّناً قَبْلَ أَنْ يولَدَ; براى فرزندانتان نام انتخاب كنيد (حتى پيش از تولد) و اگر نمى دانيد پسر است يا دختر براى آن ها نام هايى انتخاب كنيد كه هم مى توان آن ها را بر پسر گذاشت و هم دختر زيرا فرزندانى از شما كه سقط مى شوند هنگامى كه روز قيامت با شما ملاقات مى كنند و نامى براى آن ها انتخاب نكرده ايد به پدرش مى گويد: چرا نامى بر من نگذاشتى در حالى كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نام محسن را (براى فرزند حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام)) انتخاب كرد پيش از متولد شدنش».[4]عجب اين كه عرب در عصر جاهليت و حتى بعد از آن نيز نام هاى خشن براى فرزندانش انتخاب مى كرد مانند كلب (سگ) و نمر (پلنگ) و فهد (يوزپلنگ) و امثال آن.


در حديثى از امام رضا(عليه السلام) مى خوانيم: اين انتخاب به دليل اين بود كه دشمنان را به وسيله آن بترسانند و به عكس، نام غلامان خود را مبارك و ميمون و امثال آن مى گذاشتند.[5]


از بعضى از روايات استفاده مى شود كه هرگاه نام هاى بسيار خوبى مانند نام محمّد براى فرزند خود انتخاب كرديد احترام بيشترى به فرزند بگذاريد. رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: «إِذَا سَمَّيتُمُ الْوَلَدَ مُحَمَّداً فَأَكْرِمُوهُ وَ أَوْسِعُوا لَهُ فِى الْمَجْلِسِ وَ لاَ تُقَبِّحُوا لَهُ وَجْهاً; هنگامى كه فرزند خود را محمّد نام نهاديد او را گرامى داريد و در مجالس به آن ها جاى دهيد و چهره خود را در مقابل آن ها درهم نكشيد».[6]


و اما مسأله تعليم و تربيت: امام(عليه السلام) تربيت را مقدم داشته و همگان را سفارش مى كند كه فرزندان را به خوبى تربيت كنند و ادب بياموزند.


مى دانيم كه روح و ذهن انسان در كودكى بسيار تأثيرپذير است و طبق حديث معروف، علم در «صغر» همچون نقش بر «حجر» است و بسيار پررنگ و پردوام خواهد بود. ازاين رو اگر پدر و مادر در تعليم و تربيت فرزند كوتاهى كنند خسارت عظيمى، هم دامان پدر و مادر را مى گيرد و هم فرزند را، به خصوص اگر وسوسه هاى شيطانى بر فرزند غلبه كند يا افراد ناباب يا رسانه هاى آلوده با آن ها ارتباط برقرار كنند و تعليمات زشت و ناپسند خود را در روح كودك فرو ريزند.


به همين دليل در نامه اى كه امام(عليه السلام) به فرزند دلبندش امام حسن(عليه السلام) نوشت و آنچه خير دنيا و آخرت در آن است در آن نامه ريخت و به فرزندش هديه كرد مى خوانيم: پسرم! چون احساس كردم به سن پيرى رسيده ام و قوايم رو به سستى نهاده به اين وصيت مبادرت ورزيدم و بخش هايى از آن را براى تو بيان كردم مبادا اجلم فرا رسد در حالى كه آنچه در درون سينه داشته ام بيان نكرده باشم… ازاين رو پيش از آن كه هوى و هوس و فتنه هاى دنيا به تو هجوم آورد و همچون مركبى سركش شوى، به تعليم و تربيت تو روى آوردم زيرا «إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ كَالاَْرْضِ الْخَالِيةِ مَا أُلْقِى فِيهَا مِنْ شَىء قَبِلَتْهُ فَبَادَرْتُكَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ يقْسُوَ قَلْبُكَ وَيشْتَغِلَ لُبُّك; قلب جوان همچون زمين خالى است و هر بذرى در آن بيفشانند آن را مى پذيرد. به همين دليل پيش از آن كه قلبت قساوت يابد و فكرت به امور ديگر مشغول گردد (گفتنى ها را گفتم)».[7]


اين مطلب پيش از همه از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) شنيده شده است كه فرمود: «مَنْ تَعَلَّمَ فِى شَبَابِهِ كَانَ بِمَنْزِلَةِ الرَّسْمِ فِى الْحَجَر وَ مَنْ تَعَلَّمَ وَ هُوَ كَبِيرٌ كَانَ بِمَنْزِلَةِ الْكِتَابِ عَلَى وَجْهِ الْمَاءِ; كسى كه در جوانى (و نوجوانى) چيزى را فراگيرد همچون مطلبى است كه بر سنگ ترسيم مى شود و كسى كه در بزرگسالى چيزى را فراگيرد همچون نقشى است كه برآب زنند».[8]


سپس امام(عليه السلام) از ميان تمام آداب و تعليمات به تعليم قرآن توجه كرده و بر آن تأكيد مى كند. چرا كه قرآن مجموعه بى نظيرى است كه تمام درس هاى زندگى مادى و معنوى در آن جمع است. توحيد و معاد به صورت گسترده در آن تجلى مى كند، بخش مهم احكام الهى در آن بيان شده و دستورات اخلاقى اش فوق العاده مؤثر و پربار است و تاريخ عبرت انگيز انبياء پيشين نيز در جاى جاى آن ديده مى شود. آرى بايد قبل از هرچيز به فرزندان قرآن تعليم داد.


به همين دليل در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم: «وَ مَنْ عَلَّمَهُ الْقُرْآنَ دُعِى بِالاَْبَوَينِ فَيكْسَيانِ حُلَّتَينِ يضِىءُ مِنْ نُورِهِمَا وُجُوهُ أَهْلِ الْجَنَّةِ; كسى كه به فرزندش قرآن تعليم دهد او و همسرش (پدر و مادر آن فرزند) را در روز قيامت مى آورند و دو لباس فاخر نورانى بر آن ها مى پوشانند كه از نور آن ها صورت بهشتيان روشن مى شود».[9]


در حديثى از اصبغ بن نباته مى خوانيم كه مى گويد: اميرمؤمنان على(عليه السلام) فرمود: «إِنَّ اللَّهَ لَيهُمُّ بِعَذَابِ أَهْلِ الاَْرْضِ جَمِيعاً حَتَّى لاَ يحَاشِى مِنْهُمْ أَحَداً إِذَا عَمِلُوا بِالْمَعَاصِى وَ اجْتَرَحُوا السَّيئَاتِ فَإِذَا نَظَرَ إِلَى الشِّيبِ نَاقِلِى أَقْدَامِهِمْ إِلَى الصَّلَوَاتِ وَالْوِلْدَانِ يتَعَلَّمُونَ الْقُرْآنَ رَحِمَهُمْ فَأَخَّرَ ذَلِكَ عَنْهُمْ; خداوند گاه اراده مى كند همه اهل زمين را هلاك كند و يك نفر را باقى نگذارد و اين در زمانى است كه غرق گناهان مى شوند و آلوده انواع معاصى. هرگاه در اين زمان پيرمردانى را ببيند كه (لنگان لنگان) به سوى نماز (در مسجد) گام برمى دارند و كودكانى كه مشغول فراگرفتن قرآن اند به آن ها رحم مى كند و عذابشان را به تأخير مى اندازد».[10]


اين نكته نيز حائز اهميت است كه همان گونه كه فرزندان براثر عدم اداى حق پدران و مادران، عاق پدر و مادر مى شوند پدر و مادر نيز براثر عدم اداى حق فرزندان عاق فرزندان خواهند شد همان گونه كه در حديثى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)آمده است: «يلْزَمُ الْوَالِدَينِ مِنَ الْعُقُوقِ لِوَلَدِهِمَا مَا يلْزَمُ الْوَلَدَ لَهُمَا مِنْ عُقُوقِهِمَا».[11]
*****


نكته ها:
1. چه حقوقى پدر و مادر بر فرزندان دارند؟
آنچه در اين كلام حكيمانه امام(عليه السلام) آمد در واقع اشاره به مهمترين حقوق پدران و مادران بر فرزندان است و در روايات اسلامى حقوق متعدد ديگرى نيز براى آن ها ذكر شده است ازجمله:


1. هيچ گاه پدر را با نام خطاب نكند. بلكه بگويد «يا ابتاه; پدر جان» زيرا خطاب بزرگ تر با اسم توسط كوچكتر، خلاف آداب است.


2. به هنگام راه رفتن از او جلوتر نرود.


3. به هنگام ورود در مجلس پيش از او ننشيند.


4. كارى نكند كه مردم پدرش را دشنام دهند يا لعن كنند.


اين چهار موضوع در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در پاسخ سؤالى درباره حق پدر بر فرزند ذكر شده است; (لاَ يسَمِّيهِ بِاسْمِهِ وَ لاَ يمْشِى بَينَ يدَيهِ وَ لاَ يجْلِسُ قَبْلَهُ وَ لاَ يسْتَسِبُّ لَهُ).[12]
«يستسب» از ماده «سب» به معناى طلب كردن سب و دشنام و لعن براى كسى است.


5. هنگامى كه پدر عصبانى مى شود عكس العمل نشان ندهد و تواضع و خشوع كند. همان گونه كه در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل شده است: «مِنْ حَقِّ الْوالِدِ عَلى وَلَدِهِ أن يخشَعَ له عند الغَضَبِ».[13]


6. تشكر كردن در هر حال و خيرخواه آن ها بودن در آشكار و پنهان. امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: «يجِبُ لِلْوَالِدَينِ عَلَى الْوَلَدِ ثَلاَثَةُ أَشْياءَ شُكْرُهُمَا عَلَى كُلِّ حَال … وَ نَصِيحَتُهُمَا فِى السِّرِّ وَ الْعَلاَنِية».[14]


7. توجه به اين نكته كه پدر (و مادر) اصل و ريشه انسان هستند. بنابراين هرگاه امتيازى در خود ببيند بايد بداند اساس اين نعمت از آن هاست پس خدا را شكرگزارى كند. (فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهُ أَصْلُكَ وَ أَنَّهُ لَوْلاَهُ لَمْ تَكُنْ فَمَهْمَا رَأَيتَ فِى نَفْسِكَ مِمَّا يعْجِبُكَ فَاعْلَمْ أَنَّ أَبَاكَ أَصْلُ النِّعْمَةِ عَلَيكَ فِيهِ فَاحْمَدِ اللَّهَ وَ اشْكُرْهُ عَلَى قَدْرِ ذَلِكَ).[15] و شايد به همين دليل خداوند شكرگزارى در برابر پدر و مادر را به دنبال شكرگزارى نعمت هاى خود ذكر كرده است: (أَنِ اشْكُرْ لِى وَلِوَالِدَيْكَ إِلَىَّ الْمَصِيرُ).[16]


8 . احسان و نيكى به پدر و مادر. در حديثى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم كه بعضى از ياران آن حضرت درباره تفسير آيه شريفه (وَبِالْوالِدَينِ إِحْساناً)[17] سؤال كردند كه مراد از احسان چيست؟ امام(عليه السلام) فرمود: «الاِْحْسَانُ أَنْ تُحْسِنَ صُحْبَتَهُمَا وَأَنْ لاَ تُكَلِّفَهُمَا أَنْ يسْأَلاَكَ شَيئاً مِمَّا يحْتَاجَانِ إِلَيهِ وَ إِنْ كَانَا مُسْتَغْنِيين; برخورد خود را با آن ها نيكو كن و اگر چيزى نياز داشتند پيش از آن كه از تو بخواهند براى آن ها فراهم كن تا ناچار نشوند از تو درخواست كنند هر چند خودشان هم بتوانند مشكل خويش را حل كنند».[18]


9. اگر آن ها بدهكارى دارند و در حيات خود نتوانستند دين خويش را ادا كنند فرزند دين آن ها را ادا كند و براى گناهان آن ها استغفار نمايند همان گونه كه در حديثى از امام باقر(عليه السلام) مى خوانيم: «وَ إِنَّهُ لَيكُونُ عَاقّاً لَهُمَا فِى حَياتِهِمَا غَيرَ بَارّ بِهِمَا فَإِذَا مَاتَا قَضَى دَينَهُمَا وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمَا فَيكْتُبُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَارّاً; گاه فرزند در حيات پدر و مادر عاق آنهاست و نيكى در حق آن ها نكرده اما بعد از وفات آن ها بدهى آن ها را ادا مى كند و براى آن ها استغفار مى نمايد. خدا او را جزء نيكوكاران (نه عاق) محسوب مى دارد».[19]


10. يكى ديگر از حقوق مهم پدران و مادران بر فرزندان اين است كه به هنگام ضعف و پيرى و ناتوانى كه نياز شديد به كمك و حمايت دارند آن ها را فراموش نكنند و مشكلات آن ها را تا آن جا كه در توان دارند حل كنند به عكس آنچه در دنياى امروز ديده مى شود كه به محض اين كه پدر و مادر پير و ناتوان شدند فرزندان از آنان فاصله مى گيرند و حداكثر كارى كه درباره آن ها مى كنند اين است كه آن ها را به خانه هاى سالمندان مى سپارند و گاه حتى از اين كار نيز خوددارى مى كنند. در حديثى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم كه يكى از يارانش خدمت آن حضرت رسيد و عرض كرد: پدرم بسيار پير و ناتوان شده به گونه اى كه براى قضاى حاجت بايد او را بر دوش بگيريم. امام(عليه السلام) فرمود: «إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَلِى ذَلِكَ مِنْهُ فَافْعَلْ وَ لَقِّمْهُ بِيدِكَ فَإِنَّهُ جُنَّةٌ لَكَ غَداً; اگر توانستى اين كار را براى او انجام دهى انجام ده حتى لقمه غذا را با دست خود به دهان او بگذار كه اين كار سپرى است براى تو در فرداى قيامت (در برابر آتش دوزخ)».[20]


قرآن مجيد نيز اشاره اى به اين امر دارد آن جا كه مى فرمايد: «(إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُلْ لَّهُمَا أُفّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَّهُمَا قَوْلا كَرِيماً); هرگاه يكى از آن دو، يا هر دوى آنها، نزد تو به سن پيرى رسند، كمترين اهانتى به آن ها روا مدار! و بر آن ها فرياد مزن! و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آن ها بگو! (و مشكلات آن ها را حل كن)».[21]


2. فرزندان بر پدران و مادران چه حقوقى دارند؟
در روايات اسلامى همان گونه كه موارد فراوانى از حقوق پدران و مادران بر فرزندان ذكر شده موارد زيادى نيز از حقوق فرزندان بر پدران و مادران بيان گرديده است كه سه قسمت مهم آن را امام اميرمؤمنان على(عليه السلام) در گفتار حكيمانه مورد بحث بيان فرموده است: اسم نيكو نهادن، تربيت خوب و تعليم قرآن. در روايات، حقوق ديگرى نيز ذكر شده ازجمله:


4. خواندن و نوشتن را به آن ها بياموزند.


5. شنا و تيراندازى را به آن ها تعليم دهند. (شنا براى جلوگيرى از غرق شدن و تيراندازى براى جهاد).


6. غذاى حلال به او بدهند.


اين سه حق در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل شده كه فرمود: «حَقُّ الوَلَدِ على والِدِهِ أن يُعَلِّمَه الكِتابَةَ وَالسِّباحَةَ والرِّمايةَ وأن لا يَرزُقَه إلاّ طَيِّباً».[22]


7. به هنگام بلوغ (و آمادگى براى ازدواج) وسيله ازدواج او را فراهم كنند. در حديثى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم كه فرمود: يكى از حقوق فرزندان اين است كه «يزَوِّجُهُ إِذَا بَلَغَ».[23]


8 . نماز (و فرائض دينى) را به آن ها بياموزند (و آن ها را به تدريج عادت دهند) و هنگامى كه بالغ شدند آن ها را وادار به نماز كنند. در غررالحكم از اميرمؤمنان على(عليه السلام) نقل شده است كه فرمود: «عَلِّموا صِبْيانَكُم الصّلاةَ وخُذوهُم بِها إذا بلَغوا الحُلُمَ».[24]


9. عدالت را در ميان فرزندان رعايت كنند. در حديثى از اميرمؤمنان على(عليه السلام) نقل شده كه مى فرمايد: پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مردى را ديد كه دو فرزند دارد، يكى را بوسيد و ديگرى را نبوسيد. پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: «فَهَلاَّ وَاسَيتَ بَينَهُمَا; چرا ميان آن ها عدالت را رعايت نكردى؟».[25]


10. به فرزندانشان در كارهاى نيك كمك كنند (و آن ها را تشويق نمايند). در روايات متعددى كه مرحوم محدث نورى در مستدرك الوسائل نقل كرده به اين معنا توصيه شده ازجمله اين كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود: «رَحِمَ اللَّهُ وَالِدَينِ أَعَانَا وَلَدَهُمَا عَلَى بِرِّهِمَا»[26]. [27]


*****
پی نوشت:
[1]. اسراء، آيه 24.
[2]. لقمان، آيه 15.
[3]. بحارالانوار، ج 101، ص 127، ح 4.
[4]. بحارالانوار، ج 101، ص 128، ح 6.
[5]. همان، ح 7.
[6]. همان، ح 8.
[7]. نهج البلاغه، نامه 31
[8]. بحارالانوار، ج 1، ص 222، ح 6.
[9]. كافى، ج 6، ص 49، ح 1.
[10]. وسائل الشيعه، ج 4، ص 835، ح 2.
[11]. كافى، ج 6، ص 48، ح 5.
[12]. كافى، ج 2، ص 158، ح 5.
[13]. كنزالعمال، ح 45512 (بنا به نقل ميزان الحكمة).
[14]. بحارالانوار، ج 75، ص 236، ح 107
[15]. بحارالانوار، ج 71، ص 6.
[16]. لقمان، آيه 14.
[17]. بقره، آيه 83.
[18]. كافى، ج 2، ص 157، ح 1.
[19]. همان، ص 163، ح 21.
[20]. كافى، ج 2، ص 163، ح 13.
[21]. اسراء، آيه 23.
[22]. كنزالعمال، ح 45340 (طبق نقل ميزان الحكمة).
[23]. بحارالانوار، ج 71، ص 80.
[24]. غررالحكم، ح 3345.
[25]. بحارالانوار، ج 71، ص 74، ح 94.
[26]. مستدرك، ج 10، ص 168، ح 2.
[27]. سند گفتار حكيمانه: راغب اصفهانى در محاضرات الادباء شبيه اين كلام را نقل كرده است. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 285)

 

 

https://ahlolbait.com

اخلاق خانواده پایدار تربیت خانواده تعالی خانواده جایگاه خانواده جشنواره خانواده پایدار حکمت های امام علی حکمت399 خانواده پایدار نظر دهید »
اخلاق خانوادگی در رفتار و گفتار حضرت علی علیه السلام
ارسال شده در 23 شهریور 1401 توسط افشار در جشنواره

 

خانواده

 

 

این نوشتار مجموعه کوچکی از رفتار و گفتار امیرمؤمنان علی (ع) درباره اخلاق خانوادگی است که در آن ابتدا به اقتصاد و مدیریت منزل پرداخته سپس به رفتار و گفتار ایشان در رابطه با همسر اشاره گردیده است.

 

1- اقتصاد خانواده
الف) تامین هزینه زندگی:

یکی از اصول مهم در مدیریت منزل، تامین هزینه زندگی است. مرد باید با کار و تلاش فراوان نیازهای اقتصادی خانواده را برطرف سازد تا سربار جامعه نگردند.

 

امیرمومنان علی (ع) با کار و تلاش و حفر چاه و درختکاری و احداث باغ در منطقه ینبع در اطراف مدینه توانست سرمایه فراوانی بدست بیاورد؛ هزار برده آزاد کند و برای عمه ها و خاله های خود خانه بخرد و زنان و فرزندان خود را آبرومندانه اداره کند. وصیت نامه حضرت به عنوان نامه 24 نهج البلاغه در تاریخ ثبت گردیده است. در آن دستور العمل اقتصادی برای اداره زنان و فرزندان خود تاکید می کند که درخت ها و زمین ها را نفروشند بلکه با درآمد سالانه آن نیازهای اقتصادی خانواده آن حضرت را برطرف سازند[1].

 

ب) تعدیل و میانه روی در مصرف:

اعتدال و میانه روی در هر کاری مقبول و پسندیده است و میانه روی در امر اقتصاد و خرج کردن درآمدهای خانواده می تواند راحتی و آسایش طولانی تری را برای خانواده به ارمغان بیاورد. در اهمیت اعتدال و میانه روی همین بس که امام علی (ع) در لحظات پایان عمر گرانقدر خود به فرزندش امام حسن (ع)، او را به میانه روی در زندگی سفارش می کند؛ هَذَا مَا أَوصَی بِهِ عَلی بنِ أبِی طَالِب أخُو مُحَمَد رَسُولُ الله (ص) وَ ابنَ عَمِّهِ وَ صَاحِبِهِ. . . وَ اقتَصِد یا بُنَی فِی مَعیشَتِک[2]. . . . این آن چیزی است که علی بن ابیطالب برادر رسول خدا و پسر عمویش و همنشینش وصیت می کند. . . پسر جانم در زندگانی راه اعتدال و میانه روی را پیش گیر. . . .

 

گاهی حضرت امیر درمواقع بی پولی رویه ای بکار می بردند که معمولاً بسیاری از مردم آنگونه عمل نمی کنند آن هم صبر کردن تا زمانیکه پولی بدست ایشان برسد در حالیکه افراد معمولاً با قرض کردن و یا خرید نسیه مانند ایشان عمل نمی کنند، نمونه ای از عمل حضرت اینگونه نقل گردیده است؛ رُوِی أَنَّ عَلِیاً (ع) اِجتَازَ بِقَصَّابٍ وَ عِندَهُ لَحمٌ سَمینٌ فَقَالَ یا أَمیرَالمُؤمِنین هَذَا اللَّحم سَمینٌ اِشتَر مِنهُ فَقَالَ لَهُ لَیسَ الثَّمَن حَاضِرًا فَقَالَ أَنَا أَصبِرُ یا أَمیرَالمُؤمِنینَ فَقَالَ لَهُ أَنَا أَصبَرُ عَنِ اللَّحمِ[3]روایت شده است روزی امیرمؤمنان علی علیه السلام از مقابل قصابی عبور می کردند، قصاب به حضرت عرض می کند: ای امیرمؤمنان گوشت خوبی است از آن بخرید اما حضرت می فرمایند: پولی برای خرید ندارم قصاب عرض می کند من برای گرفتن پولش صبر می کنم. حضرت می فرمایند: من در برابر خوردن گشت صبر می کنم.

 

ج) رابطه گناه و درآمد:

خانواده ها سعی می کنند تا راهی برای افزایش درآمدهای خود پیدا کنند اما گاهی نیز مسائلی پیش می آید که باعث می شود درآمدخانوار کَم شود. این در حالی است که معمولاً افراد دلیل این اتفاقات را نمی دانند اما امام علی (ع) دلیل آن را وجود گناهان معرفی می کنند؛ . . . تُوقُوا الذُّنُوبَ فَمَا مِن بَلیةٍ وَلانَقصِ رِزقٍ إِلّا بِذَنب. . . قَالَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ وَ مَا أَصَابَکمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمَا کسَبَتْ أَیدِیکمْ وَ یعْفُوا عَنْ کثِیرٍ[4]. . .

 

خود را از گناهان دور کنید زیرا هیچ بلا و هیچ کم شدن رزق و روزی نیست مگر بخاطر گناهان. . . خداوند متعال می فرماید: هر مصیبتی به شما می رسد، به خاطر کارهایی است که کرده اید. و خدا بسیاری از گناهان را عفو می کند[6].

 

2- مدیریت خانه
در اینکه مدیریت منزل با چه کسی است نظرات مختلفی وجود دارد اما طبق فرموده حضرت امیر مدیریت منزل با مرد است؛ کلُّ امْرِئٍ تُدَبِّرُهُ امْرَأَةٌ فَهُوَ مَلْعُونٌ [5] هر کس که امورش را زنی بگرداند و مدیریت کند ملعون است. طبیعی است مراد حضرت کسانی نیستند که کسی را غیر از همسر خود ندارند و خودشان بدلایل مختلف قادر به کسب درآمد و مدیریت منزل نمی باشند مانند افراد بیمار.

 

3- در ارتباط با همسر
1- 3- چگونگی رفتار با همسر:
قرآن کریم می فرماید: و عاشروهنّ بالمعروف «نساء18» با زنان به نیکویی زندگی کنید.

 

الف) روابط اجتماعی آنان:

از آنجایی که مرد مسئولیت هدایت خانواده را به عهده دارد بنابراین باید مواظب رفت و آمدهای همسر خود نیز باشد تا مبادا در رفت و آمدهای خود دچار وسوسه های شیطان شده و از راه به در شود؛ حضرت امیر در یک دستور العمل اخلاقی، اجتماعی خطاب به فرزندش می نویسد: وَاکفُفْ عَلَیهِنَّ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ بِحِجَابِک إِیاهُنَّ فَإِنَّ شِدَّةَ الْحِجَابِ أَبْقَی عَلَیهِنَّ وَ لَیسَ خُرُوجُهُنَّ بِأَشَدَّ مِنْ إِدْخَالِک مَنْ لَا یوثَقُ بِهِ عَلَیهِنَّ وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ لَا یعْرِفْنَ غَیرَک فَافْعَل[6]

 

زنان را روی پوشیده دار تا چشمشان به مردان نیفتد، زیرا حجاب، زنان را بیش از هر چیز از گزند نگه دارد. خارج شدنشان از خانه بدتر نیست از این که کسی را که به او اطمینان نداری به خانه در آوری. اگر توانی کاری کنی که جز تو را نشناسد چنان کن.

 

ب) غیرت ورزی:

یکی از خصلت هایی که خداوند متعال در نهاد مردان به ودیعت گذارده است غیرت ورزیدن نسبت به ناموس و محارم خویش است که خودبخود جلوی بسیاری از مفاسد و ناهنجاری های اجتماعی را می گیرد اما گاه می شود که این ویژگی در فرد بدلایل گوناگون ضعیف می شود. حضرت امیر این افراد را اینگونه مورد سرزنش و لعن خود قرار می دهد. یا أَهْلَ الْعِرَاقِ نُبِّئْتُ أَنَّ نِسَاءَکمْ یوَافِینَ الرِّجَالَ فِی الطَّرِیقِ أَ مَا تَسْتَحْیونَ وَ قَالَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ لَا یغَارُ[7]ای اهل عراق شنیده ام که زن های شما در راه رفتن با مردها برخورد پیدا می کنند آیا خجالت نمی کشید خدا لعنت کند بی غیرت ها را.

 

ج) غیرت نابجا ممنوع:

درست است که غیرت ورزیدن مطلوب است اما گاه خود بعنوان معضلی بزرگ جلوه می کند و آن زمانی است که در موضعی غیر از موضع خود بکار گرفته شود؛ حضرت امیر استفاده نابجا از غیرت را بعنوان خطر اینگونه مطرح می کنند؛ إِیاک وَ التَّغَایرَ فِی غَیرِ مَوْضِعِ غَیرَةٍ فَإِنَّ ذَلِک یدْعُو الصَّحِیحَةَ إِلَی السَّقَمِ وَ الْبَرِیئَةَ إِلَی الرِّیبِ[8]امیرمومنان (ع) به امام حسن (ع) می فرمایند: بپرهیز از غیرت بی جا (و سختگیری نامعقول و احیاناً متهم کردن همسر) زیرا این کار زن پاکدامن را به آلودگی گرایش می دهد.

 

د) محدوده اختیارات زن:

یکی دیگر از روایای ارتباط با زن محدوده اختیارات و قدرت اعمال نظر زنان در زندگی است، این مطلب را می توان در قسمت مدیریت منزل هم ذکر کرد زیرا به نحوی اختیار داشتن زن و محدوده آن در نحوه مدیریت منزل بسیار تأثیرگذار خواهد بود. امیر مؤمنان محدوده اختیارات زن را اینگونه به فرزند خود گوشزد می نمایند؛ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع) فِی وَصِیتِهِ لِابْنِهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَنَفِیةِ یا بُنَی إِذَا قَوِیتَ فَاقْوَ عَلَی طَاعَةِ اللَّهِ وَ إِذَا ضَعُفْتَ فَاضْعُفْ عَنْ مَعْصِیةِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ لَا تُمَلِّک الْمَرْأَةَ مِنْ أَمْرِهَا مَا جَاوَزَ نَفْسَهَا فَافْعَلْ فَإِنَّهُ أَدْوَمُ لِجَمَالِهَا وَ أَرْخَی لِبَالِهَا وَ أَحْسَنُ لِحَالِهَا فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَیحَانَةٌ وَ لَیسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ فَدَارِهَا عَلَی کلِّ حَالٍ وَ أَحْسِنِ الصُّحْبَةَ لَهَا لِیصْفُوَ عَیشُک[9]حضرت امیر مومنان در سفارش خود به محمد حنفیه فرمودند: . . . اگر بتوانی که زن را بیش از آنچه مربوط به خود اوست اختیار ندهی انجام ده چرا که این کار جمال زن را پیوسته و خاطرش را آسوده و حال او را نیکو می کند همانا زن گل است نه کارفرما با او به هرحال مدارا کن و نیکو برخورد نما تا زندگی تو باصفا شود.

 

ه) خوش رویی با همسر:

حضرت در ضمن بیاناتی که راجع به صفات ناپسند برخی زنان همانند تکبّر و خودپسندی، ناشکری و بی صبری و مانند اینها ایراد نمود و توصیه فرمود که مراقب زن ها باشید تا به هلاکت نیفتند و سرپرستی خانواده را به آنان نسپارید و فرمودند: فَدَارِهَا عَلَی کلِّ حَالٍ وَ أَحْسِنِ الصُّحْبَةَ لَهَا لِیصْفُوَ عَیشُک[10]با زن ها در هر حال مدارا کنید (سخنان تند و زشت بر زبان نیاورید) شاید (در اثر این نیکویی شما) آنها کارهای خود را اصلاح کنند.

 

2- 3- کمک به همسر
برخی از مردان فکر می کنند چون در خارج از منزل مشغول کار و تلاشند وقتی به منزل می آیند دیگر نباید هیچ کاری را انجام دهند و خود را بسیار خسته نشان می دهند. برخی دیگر نیز کار در منزل و کمک به همسر را زشت می شمرند و آن را عار وننگ می دانند اما سیرۀرفتاری امیر مؤمنان علی (ع) خلاف هر دو دسته فوق بوده است، ایشان با آن همه مشغله ای که در زمان حیات رسول گرامی اسلام داشتند (شرکت در جنگهای گوناگون، رفتن به مأموریت هایی که پیامبر او را می فرستاد و. . . ) با این حال در کارهای منزل کمک کار بی بی دو عالم فاطمه زهرا (س) بودند. نمونه هایی از آن ها اینگونه در تاریخ نقل شده است؛ الف) کانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع) یحْتَطِبُ وَ یسْتَقِی وَ یکنُسُ وَ کانَتْ فَاطِمَةُ (س) تَطْحَنُ وَ تَعْجِنُ وَ تَخْبِزُ[11]

 

امام صادق (ع) فرمودند: حضرت امیر (ع) هیزم تهیه می کرد و از چاه آب برای منزل می آورد و جاروب می کرد و حضرت فاطمه (س) نیز گندم را آرد می نمود و خمیر می کرد و نان می پخت. (پس کار در منزل برای مرد عار نیست گرچه از نظر تقسیم کار به عهده زن است که کار منزل را بعهده گیرد).

 

3- 3- تقسیم کار با همسر
یکی از عوامل سعادت و شادابی خانواده تقسیم کار و تعیین حدود و وظایف زن و شوهر است؛ تَقَاضَی عَلِی وَ فَاطِمَةُ (ع) إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (ص) فِی الْخِدْمَةِ فَقَضَی عَلَی فَاطِمَةَ بِخِدْمَةِ مَا دُونَ الْبَابِ وَ قَضَی عَلَی عَلِی (ع) بِمَا خَلْفَهُ قَالَ فَقَالَتْ فَاطِمَةُ (س) فَلَا یعْلَمُ مَا دَاخَلَنِی مِنَ السُّرُورِ إِلَّا اللَّهُ بِإِکفَائِی رَسُولُ اللَّهِ (ص) تَحَمُّلَ رِقَابِ الرِّجَال [12]امام صادق (ع) از پدرش امام باقر (ع) نقل می کند که فرمودند: حضرت امیر با حضرت زهرا (ع) راجع به تقسیم کار از پیامبر نظر خواستند پیامبر (ص) فرمودند: کارهای تا دم درب خانه به عهده فاطمه و کارهای پشت درب خانه بر عهده علی باشد. حضرت زهرا فرمودند: از این تصمیمی که پیامبر گرفت و مرا از سر و کار داشتن با مردها بی نیاز کرد آنقدر شادمان شدم که جز خدا کسی نمی داند.

 

4- 3- عدالت بین همسران
درست است که تعدد زوجات یکی از راههای جدی مقابله با مفاسد اجتماعی است اما شرایط و مقررات خاص خودش را دارد که یکی از آنها عدالت رفتاری میان همسران است و قرآن کریم در این باره در آیۀ3 سوره نساء هشدار داده است که اگر نمی توانی رعایت عدالت کنی نباید چند زن اختیار کنی. حضرت امیرمومنان چون همسران متعدد داشتند عدالت را دقیقاً میان آنها رعایت می نمودند. هنگامی که شبی نوبت یکی از آنها بود حتی وضوی خود را هم در خانۀاو می گرفت یعنی عدالت رفتاری را حتی در وضو گرفتن نیز رعایت می فرمودند[13].

 

5- 3- هدیه برای خانواده
یکی از راههای مهم ایجاد عطوفت و مهربانی بین اعضای خانواده و جلب قلوب، هدیه دادن است که حضرت امیر از این نکته مهم نیز غافل نبوده اند؛ الهَدِیةُ تَجلِبُ المَحَبَّةَ [14]ِ هدیه دادن، دوستی را به دنبال می آورد.

 

 

نکات مهم:

1- حضرت امیر نه تنها در زمان حیات خود به فکر درآمد خانواده خویش بودند بلکه با وصیت نامه ای در باره نخلستان ها منبع درآمدی را هم برای بعد از فوت خویش برای خانواده خود بجای گذاردند.

2- گناهان انسان بر رزق و روزی او تاثیر دارند و باعث کم شدن آن می شوند.

3- غیرت ورزی مردان یکی از راههای حفظ پاکدامنی زنان است اما باید توجه داشت که استفاده نابجا از غیرت اثر عکس بجا می گذارد و باعث آلودگی دامن زنان می شود.

4- برای اصلاح رفتار زنان تندی و خشونت جایی ندارد اما حضرت می فرمایند مدارا و چشم پوشی از خطاهای آنان باعث اصلاح رفتار آنها خواهد شد.

5- حضرت امیر با وجود مشغله فراوان اجتماعی، در کار منزل به حضرت زهرا کمک می کردند.

 

 

پی نوشت ها:

[1]- دشتی، امام علی و اخلاق اسلامی، موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین، ص79

[2]- شیخ مفید، أمالی المفید، وفات مؤلف: 413 ق، ناشر: کنگره شیخ مفید، ص222

[3]- حسن بن ابی الحسن دیلمی، إرشاد القلوب، دو جلد در یک مجلد، انتشارات شریف رضی، 1412 هجری قمری/ ج1 ص 119

[4]- شیخ صدوق، الخصال، دو جلد در یک مجلد، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1403 هجری قمری/ج2 ص 616

[5]- کافی 5/518(ثقة الاسلام کلینی، الکافی، 8 جلد، دار الکتب الإسلامیة تهران، 1365 هجری شمسی)

[6]- امام علی بن ابی طالب علیه السلام، نهج البلاغه، 1 جلد، انتشارات دار الهجره قم /نامه 31

[7]- علامه مجلسی، بحار الأنوار، 110 جلد، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404 هجری قمری / ج76 ص 115

[8]- امام علی بن ابی طالب علیه السلام، نهج البلاغه، 1 جلد، انتشارات دار الهجره قم / نامه 31

[9]- شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، 4 جلد، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 هجری قمری/ ج3 ص556

[10]- شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، 4 جلد، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 هجری قمری/ ج3 ص556

[11]- ثقة الاسلام کلینی، الکافی، 8 جلد، دار الکتب الإسلامیة تهران، 1365 هجری شمسی /ج5 ص 86

[12]- محدث نوری، مستدرک الوسائل، 18 جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام قم، 1408 هجری قمری/ج 13 ص 48

[13]- دشتی/ امام علی و اخلاق اسلامی /موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین/ص304

[14]- غرر الحکم:316

 

 

منبع : حوزه نت

اخلاق خانواده پایدار اقتصاد خانواده امام علی علیه السلام خانواده متعالی خانواده پایدار نظر دهید »
حکمت ۱۴ نهج البلاغه ؛ خانواده و روش برخورد با خویشاوندان
ارسال شده در 19 شهریور 1401 توسط افشار در جشنواره

 

 


حکمت 14 نهج البلاغه

 

وَ قَالَ [علیه السلام] مَنْ ضَیَّعَهُ الْأَقْرَبُ أُتِیحَ لَهُ الْأَبْعَدُ .

و درود خدا بر او ، فرمود : کسى را که نزدیکانش واگذارند ، بیگانه او را پذیرا مى گردد

 

شرح و تفسیر
نتیجه بى مِهرى بستگان


امام(علیه السلام) در این جمله به کسانى که بستگان نزدیکش نسبت به او بى مهرى مى کنند و رهایش مى سازند دلدارى و امیدوارى مى دهد که نباید از این جریان مایوس گردند; خداوند راه دیگرى به روى او مى گشاید و مى فرماید: «کسى که نزدیکانش او را رها سازند آنها که دورند براى (حمایت از او و یارى اش) آماده مى شوند»; (مَنْ ضَیَّعَهُ الاَْقْرَبُ أُتِیحَ لَهُ الاَْبْعَدُ).


در واقع این حکمت و رحمت الهى است که انسان ها به وسیله بستگان و دوستان نزدیک حمایت شوند; ولى اگر آنها به وظیفه خود عمل نکردند و به صله رحم و مسئولیت هاى دوستى پشت پا زدند این مسئولیت را بر عهده دیگران مى گذارد تا بنده اش در میان توفان حوادث تنها نماند.


مثلا پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) طائفه قریش که نزدیک ترین نزدیکان او بودند نه تنها حمایتش نکردند بلکه به دشمنى او برخاستند; اما خداوند دورافتاده ترین قبائل را از قبیله قریش یعنى اوس و خزرج را به حمایت او برانگیخت که از جان و دل او را حمایت کردند و آئین او را پیش بردند و جالب این که اوس و خزرج با هم عداوت و دشمنى دیرینه اى داشتند ولى در حمایت از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) متحد و متفق بودند و امثال این موضوع در طول تاریخ بسیار دیده شده است.


در حدیث پرمعنایى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که براى دلدارى و تسلى خاطر مى فرماید: «کُنْ لِمَا لاَ تَرْجُو أَرْجَى مِنْکَ لِمَا تَرْجُو; نسبت به آنچه امیدى به آن ندارى از آنچه امید به آن دارى امیدوارتر باش» و جالب این که در ذیل این حدیث اشاره به داستان موسى(علیه السلام) شده و مى فرماید: «موسى براى به دست آوردن شعله آتشى به دنبال نورى که از درخت برمى خواست روان شد ولى در آنجا پیام نبوت را دریافت داشت».(۱)
احتمال دیگرى که در تفسیر این کلمه حکمت آمیز وجود دارد این است که امام مى خواهد بفرماید: در صورتى که نزدیکان و بستگان از نیروهاى یکدیگر استفاده نکنند و نسبت به هم بى اعتنا باشند اى بسا دورافتادگان آنها را مى ربایند و از وجود آنان بهره مى گیرند.


نمونه این مطلب مسئله اى است که در این ایام کشور ما و بسیارى از کشورها با آن روبرو هستند که به نام فرار مغزها معروف است; هنگامى که ما از مغزهاى لایق و آماده و افکار بلند و استعدادهاى سرشار جوانانمان استفاده نکنیم آنها از میان ما فرار کرده و دورافتادگان از نیروهاى آنها استفاده مى کنند که این ضایعه اى است بزرگ و غیر قابل جبران.


در واقع تفسیر اول دلدارى و تسلى خاطرى است به تضییع شدگان و تفسیر دوم سرزنشى است نسبت به تضییع کنندگان.


البته تفسیر اول مناسب تر به نظر مى رسد، هرچند جمع میان دو تفسیر نیز امکان پذیر است.


«أُتیحَ» از ماده «تَیح» (بر وزن شَىء) در اصل براى مهیا شدن براى انجام کارى است و هنگامى که به باب افعال مى رود به معناى مهیا کردن است و گاه به معناى مقدر ساختن نیز آمده که آن هم نوعى مهیا کردن است.

 

منبع:http://balaq.ir

اخلاق خانواده پایدار تربیت خانواده جایگاه خانواده جشنواره استانی جشنواره خانواده پایدار حوزه علمیه کوثر فردیس خانواده خانواده متعادل 1 نظر »
ترجمه و شرح حکمت 414 نهج البلاغه: خانواده و صبر در سختی ها
ارسال شده در 16 شهریور 1401 توسط افشار در جشنواره

 

 

حکمت 414 نهج البلاغه

 

دو راهى مصائب:
به نظر مى رسد امام(عليه السلام) اين جمله گفتار حكيمانه 413 را به هنگام تسليت گفتن به يكى از افراد مصيبت زده بيان فرموده و بعيد نيست حكمت بعدى (414) كه خطاب به اشعث بن قيس است تعبير ديگرى از اين حكمت، و مخاطب در هر دو اشعث بن قيس باشد. امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه مصيبت زدگان را بر سر دو راهى قرار مى دهد، مى فرمايد: «هركس همچون آزادگان شكيبا باشد (به اجر و پاداش صابران خواهد رسيد و آرامش خواهد يافت) وگرنه همچون جاهلان، خود را به غفلت خواهد زد»; (مَنْ صَبَرَ صَبْرَ الاَْحْرَارِ، وَإِلاَّ سَلاَ سُلُّوَّ الاَْغْمَارِ).


«سلا» از ماده «سُلُوّ» (بر وزن غلو) به معناى به فراموشى سپردن و از ياد بردن چيزى است. و «اغمار» جمع «غُمر» (بر وزن عمق) به معناى انسان جاهل و نادان است. اين واژه در اصل به معناى از بين بردن اثر چيزى است مانند آب زيادى كه چهره چيزى را مى پوشاند و يا جهل و نادانى عميق كه انسان را در خود فرو مى برد و گرفتار غفلت و سرگردانى مى كند. اشاره به اين كه براى تخفيف آلام و دردهاى مصائب، انسان دو راه در پيش دارد;

راهى را عاقلان برمى گزينند و راه ديگر را جاهلان. افراد عاقل و بزرگوار و باشخصيت در برابر مصائب شكيبايى پيشه مى كنند، جزع و فزع به خود راه نمى دهند و مى دانند زندگى دنيا به هر حال، آميخته با درد و رنج هاست كه بسيارى از آن ها اجتناب ناپذير است و همگان گرفتار آن مى شوند، خواه يك فرد ضعيف باشد يا رئيس نيرومند يك كشور و فرمانده يك لشكر. اين شكيبايى سبب مى شود كه آن ها زبان به ناشكرى نگشايند و از خداوند شكايت نكنند و در عمل نيز جزع و فزع ننمايند بلكه خدا را شكر گويند و مصيبت را آزمون الهى يا جبران خطاها و يا مقدمه نعمتى بدانند. آن ها اجر و پاداش صابران را خواهند داشت كه قرآن مجيد از آن ها با عظمت ياد كرده، مى فرمايد:

«(وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَىْء مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْص مِنَ الاَْمْوَالِ وَالاَْنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ * الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا للهِِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُوْلَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ); قطعاً همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى و كاهش در مال ها و جان ها و ميوه ها آزمايش مى كنيم; و بشارت ده به استقامت كنندگان! آن ها كه هرگاه مصيبتى به ايشان مى رسد، مى گويند: «ما از آن خداييم; و به سوى او بازمى گرديم». اينها، همان ها هستند كه الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده; و آن ها هدايت يافتگان هستند!».[1]


اما جاهلان، اين راه روشن و پرافتخار را رها كرده براى فراموش كردن مصائب، خود را به غفلت و بى خبرى مى زنند و به سرگرمى هاى ناسالم و لهو و لعب مى پردازند; نه اجر صابران را دارند و نه افتخارات آن ها را.

روشن است كه منظور امام(عليه السلام) اين نيست كه يكى از اين دو راه را انتخاب كنيد بلكه منظور اين است كه اگر راه اوّل را نپذيرفتيد به راه دوم خواهيد افتاد كه رهبر شما در اين راه، شيطان و هواى نفس است. البته بعضى از جاهلان راه سومى انتخاب مى كنند; آنقدر جزع و فزع و بى تابى مى كنند و سخنان ناموزون مى گويند تا خسته شوند و با گذشت زمان به تدريج فشار مصيبت كاسته شود; اين راه نيز راه عاقلان و افراد باايمان نيست.


در حكمت 414 كه تعبير ديگرى از حكمت 413 است مى خوانيم كه امام(عليه السلام) در خبر ديگرى اين سخن را خطاب به اشعث به عنوان تسليت مرگ فرزندش عنوان كرد و فرمود: «هرگاه همچون بزرگواران صبر پيشه كنى (پيروز خواهى شد) وگرنه همچون چهارپايان، خود را به غفلت خواهى زد»; (إِنْ صَبَرْتَ صَبْرَ الاَْكَارِمِ، وَ إِلاَّ سَلَوْتَ سُلُوَّ الْبَهَائِمِ).


تفاوت ميان اين دو گفتار حكيمانه اين است كه در جمله دوم به جاى احرار (آزادگان)، اكارم (بزرگواران) آمده است كه هر دو قريب المضمون هستند و به جاى اغمار (جاهلان)، بهائم (چهارپايان) ذكر شده كه آن ها نيز مضمونى شبيه به هم دارند. در حكمت 291 تسليت امام(عليه السلام) به اشعث بن قيس براى مرگ فرزندش به صورت گسترده ترى آمده است كه شرح آن را در ذيل همان حكمت بيان كرديم. شرح حال اشعث بن قيس را نيز كه از منافقان مشهور بود و امام(عليه السلام) به دلايلى با او مدارا مى كرد در ذيل نامه پنجم (جلد نهم پيام امام(عليه السلام)) آورديم.



نكته:
راه صحيح برخورد با مشكلات زندگى:


زندگى، خالى از مشكلات و درد و رنج ها نيست. پاره اى از آن ها قابل اجتناب است كه انسان بايد با هشيارى جلوى آن ها را بگيرد و يا اگر براثر غفلت مشكلى دامان او را گرفت راهى براى برون رفت از آن پيدا كند و دست روى دست نگذارد تا مشكل، او را از پاى درآورد. ولى پاره اى از مشكلات چنين نيست و هيچ كس قادر بر دفع آن نمى باشد ازجمله اين كه همه دوستان و خويشاوندان با هم به دنيا نمى آيند و همه با هم از دنيا نمى روند; فقدان عزيزان مطلبى است غير قابل اجتناب.


اين از يك سو، از سوى ديگر فشار مصيبت گاه به قدرى سنگين است كه اگر انسان چاره اى براى آن نينديشد او را از پاى درمى آورد. بهترين راه براى كاستن و از بين بردن فشار مصيبت توجه به پاداش صابران و شخصيت آن ها در پيشگاه خداوند است و اين زاييده ايمان و تقواست. انسان مؤمن و متقى مى داند هرچه از سوى دوست مى رسد نيكوست و اى بسا در مصائب، مصالحى باشد كه بسيار مفيد و مؤثر بوده و از اهميت مصيبت، برتر و بالاتر است و يا جبران گناهى است كه از انسان سرزده و سبب پاكى او مى شود و يا آزمونى است كه اگر از عهده آن برآيد مقام مقربان درگاه خدا را پيدا مى كند. اين تفكر و انديشه است كه فشار مصيبت را مى كاهد و از بين مى برد.

تعبير به «احرار» در كلام امام(عليه السلام) نيز ناظر به همين معناست كه آزادگان مى كوشند از طرق مختلف، آثار سوء حوادث ناگوار را از خود دور سازند و با صبر و شكيبايى به استقبال آينده روشنى بروند و تا آن جا كه ممكن است حوادث ناگوار را جبران سازند ولى اغمار (جاهلان) يا زبان به ناشكرى مى گشايند و يا با سرگرمى هاى ناسالم خود را مشغول مى كنند.


توجه به آنچه در آيات و روايات درباره پاداش صابران آمده نيز تأثير بسزايى در صبر و شكيبايى انسان در برابر حوادث ناگوار دارد. در حديثى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم: «الصَّبْرُ خَيرُ مَرْكَب مَا رَزَقَ اللَّهُ عَبْداً خَيراً لَهُ وَ لاَ أَوْسَعَ مِنَ الصَّبْر; صبر بهترين مركب راهوار است و خداوند به بنده اى از بندگانش چيزى بهتر و گسترده تر از صبر عنايت نكرده است».[2]


در حديثى از اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى خوانيم كه فرمود: «الصّبرُ على البلاءِ أفضَلُ مِن العافيةِ فى الرَّخاءِ; صبر در برابر مشكلات، برتر از عافيت در وسعت است».[3] زيرا اجر فراوان اخروى آن قابل مقايسه نيست.[4]


پی نوشت:
[1]. بقره، آيات 155-157.
[2]. بحارالانوار، ج 79، ص 139.
[3]. غررالحكم، ح 6271.
[4]. سند گفتار حكيمانه: مرحوم خطيب در مصادر مى گويد: اين كلام حكمت آميز (413) را ماوردى در ادب الدنيا والدين آورده است. و در ذيل كلام حكمت آميز 414 اين را از آمدى نقل كرده و در دنبال آن مى گويد: تسليت گفتن اميرمؤمنان على(عليه السلام) به اشعث بن قيس مشهور است كه علما و بزرگان دين قبل از سيد رضى و بعد از او به عبارات مختلف آن را نقل كرده اند و مضمون همه يكى است. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 292)

 

منبع: https://ahlolbait.com

اخلاق خانواده پایدار جشنواره خانواده پایدار حکمت های نهج البلاغه خانواده متعالی خانواده پایدار نظر دهید »
ترجمه و شرح حکمت 475 نهج البلاغه: خانواده و ارزش قناعت
ارسال شده در 15 شهریور 1401 توسط افشار در جشنواره

 

 

حکمت475

 

 

 

وَ قَالَ (عليه السلام): الْقَنَاعَةُ مَالٌ لَا يَنْفَدُ. «قناعت ثروتى است پايان ناپذير»

مال و ثروت، مهم ترين وسيله براى زندگى مادى است كه انسان به كمك آن به تمام خواسته هاى ضرورى و رفاهى خود مى رسد و حتى وسيله اى است براى رسيدن هوس بازان به هوس هايشان. اما اين مال و ثروت هرقدر زياد باشد باز هم پايان پذير است به همين دليل بسيار ديده شده جوانانى كه از پدرانشان مال و ثروت هنگفتى به ارث مى برند ولى بعد از مدتى همه آن را در راه شهوات و عيش و نوش و شراب و قمار و مانند آن تلف كرده و به روز فلاكت بارى گرفتار مى شوند و حتى اگر انسان ثروتش را در راه هاى غلط مصرف نكند اما زندگى را بسيار مرفه سازد اموال رو به فنا مى روند.


در اين جا امام(عليه السلام) ما را متوجه يك سرمايه معنوى، درونى و ذاتى مى كند كه هرگز پايان نمى گيرد و آن، روح قناعت است. افراد قانع زندگى ساده و بى تكلف خود را به راحتى مى توانند تأمين كنند و معمولاً تهى دست نخواهند شد زيرا اداره كردن يك زندگى ساده با يك كسب وكار ساده نيز امكان پذير است در حالى كه زندگى هاى پر زرق و برق روز به روز گسترده تر و پرهزينه تر مى شود و حدّ توقفى ندارد و به همين دليل حريصانى كه به قناعت پشت كرده اند هرچه به دست آورند آن ها را راضى نمى كند اما قانعان هميشه از زندگى خود راضى اند.


مرحوم كلينى در جلد دوم اصول كافى بابى تحت عنوان «قناعت» دارد كه احاديث زيادى در ذيل آن آورده ازجمله در حديثى از امام باقر(عليه السلام) آمده است: «إِيَّاكَ أَنْ تُطْمِحَ بَصَرَكَ إِلَى مَنْ فَوْقَكَ فَكَفَى بِمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لِنَبِيِّهِ(صلى الله عليه وآله) فَلا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَلا أَوْلادُهُمْ وَقَالَ وَلا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا فَإِنْ دَخَلَكَ مِنْ ذَلِكَ شَيْءٌ فَاذْكُرْ عَيْشَ رَسُولِ اللَّهِ(صلى الله عليه وآله) فَإِنَّمَا كَانَ قُوتُهُ الشَّعِيرَ وَحَلْوَاهُ التَّمْرَ وَوَقُودُهُ السَّعَفَ إِذَا وَجَدَه; از اين كه چشم به كسانى كه (ازنظر ثروت) از تو برترند بدوزى بپرهيز; (براى اثبات حقانيت اين سخن،) آنچه خداوند به پيغمبرش خطاب كرده كافى است، فرموده كه اموال و اولاد فراوان آن ها (كافران) تو را در شگفتى فرو نبرد و نيز فرموده كه چشمان خود را به نعمت هاى مادى اى كه به گروه هايى از آن ها داده ايم ميفكن، اين ها شكوفه هاى زندگى دنياست (هدف اين است كه آن ها را با آن بيازماييم). و اگر وسوسه اى در دل تو درباره اين امر واقع شد به ياد زندگى پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) باش، غذاى آن حضرت از نان جو و حلواى آن حضرت خرما و وسيله آتش افروختنش شاخه درختان نخل بود».[1]


اميرمؤمنان على(عليه السلام) تفسير زيبايى درباره حيات طيبه (در آيه شريفه (فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً)) كرده، مى فرمايد: «زندگى پاك و پاكيزه همان قناعت است».


چرا زندگى آن ها پاك و از هر نظر سالم است؟ زيرا نه افكارشان مشغول مطالبات از مردم است، نه رنج بدهكارى به اين و آن دارند، نه تشويش حاصل از نوسان قيمت ها و نه مشكلات حفظ اموال و ثروت ها.


و اين حيات طيبه بر اثر ايمان و عمل صالح پيدا مى شود همان گونه كه در آيه شريفه مذكور آمد (مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَر أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً).[2]


ايمان به خدا و اعتماد به وعده هاى او زرق و برق دنيا را در نظر انسان كوچك و بى ارزش مى كند عمل صالح، انسان را از تمام فعاليت هاى اقتصادى نامشروع بازمى دارد و نتيجه اين ها همان قناعت است.


حرص و ولع و سيرى ناپذيرى بلاى بزرگى است كه بر سر كسانى كه قناعت را ترك گفته اند نازل مى شود.


در حديثى از اميرمؤمنان(عليه السلام) مى خوانيم: «مَنْ رَضِيَ مِنَ الدُّنْيَا بِمَا يُجْزِيهِ كَانَ أَيْسَرُ مَا فِيهَا يَكْفِيهِ وَ مَنْ لَمْ يَرْضَ مِنَ الدُّنْيَا بِمَا يُجْزِيهِ لَمْ يَكُنْ فِيهَا شَيْءٌ يَكْفِيهِ; كسى كه از دنيا به آنچه براى زندگى او ضرورت دارد راضى شود كمترين زندگى، او را كفايت مى كند و كسى كه به آن راضى نشود هيچ چيز در دنيا براى او كافى نيست».[3]


و به گفته شاعر فارسى زبان:
گفت چشم تنگ دنيا دوست را *** يا قناعت پر كند يا خاك گور


مرحوم سيد رضى بعد از ذكر اين كلام حكيمانه مى گويد: «بعضى اين سخن را از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل كرده اند»; (قال الرضيُّ: وقد روى بَعضُهُم هذا الكلامَ لِرسولِ الله(صلى الله عليه وآله)).[4]

 


*****
پی نوشت:
[1]. كافى، ج 2، ص 137، ح 1.
[2]. نحل، آيه 97.
[3]. كافى، ج 2، ص 140، ح 11.
[4]. سند گفتار حكيمانه: مرحوم خطيب در كتاب مصادر در ذيل اين كلام حكمت آميز مى گويد: عين اين جمله در حكمت 57 و 349 آمده است و قبلا به مصادر ديگر اين كلام اشاره كرده ايم. (منظورش چيزى است كه در ذيل حكمت 349 آورده است). (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 320)

 

جشنواره استانی جشنواره خانواده پایدار حوزه علمیه کوثر فردیس خانواده متعادل خانواده متعالی قناعت نظر دهید »
حکمت ۳۰۸ نهج البلاغه ؛ ره آورد دوستى پدران (اخلاقى، اجتماعى)
ارسال شده در 14 شهریور 1401 توسط افشار در جشنواره

 

 

حکمت 308 نهج البلاغه

 

 

مَوَدَّةُ الْآبَاءِ قَرَابَةٌ بَیْنَ الْأَبْنَاءِ ، وَالْقَرَابَةُ إِلَى الْمَوَدَّةِ أَحْوَجُ مِنَ الْمَوَدَّةِ إِلَى الْقَرَابَةِ.
امام علیه السلام فرمود: دوستى در میان پدران به منزله خویشاوندى در میان فرزندان است وخویشاوندى، به دوستى نیازمندتر است تا دوستى به خویشاوندى (خویشاوندان زمانى خویشاوند محسوب مى شوند که دوست باشند).

 

شرح و تفسیر

برترى دوستى بر خویشاوندى امام علیه السلام در این گفتار حکیمانه به دو نکته مهم که با یکدیگر ارتباط دارند اشاره فرموده، نخست مى گوید: «دوستى در میان پدران به منزله خویشاوندى در میان فرزندان است»؛ (مَوَدَّةُ الآاْبَاءِ قَرَابَةٌ بَیْنَ الاَْبْنَاءِ).

 

اشاره به اینکه پدران، دوستى با دوستان خود را براى فرزندان به ارث مى گذارند و فرزندانشان به قدرى به هم نزدیک مى شوند که گویى با هم برادرند و بسیار دیده شده است که پدرانِ یکدیگر را عمو خطاب مى کنند. البته این سخن در جوامعى صادق است که عواطف در آن کمرنگ نشده است و فرزندان تنها اموال پدران را به ارث نمى برند، بلکه عواطف آنها را نیز به ارث مى برند.

 

از بعضى روایات نیز استفاده مى شود که مودت و دوستى طولانى به منزله قرابت است. امام على بن موسى الرضا علیه السلام مى فرماید: «مَوَدَّةُ عِشْرِینَ سَنَةً قَرَابَةٌ؛ دوستى بیست سال، خویشاوندى است». در جمله دوم به این نکته اشاره مى فرماید که «خویشاوندى، به دوستى نیازمندتر است تا دوستى به خویشاوندى»؛ (وَالْقَرَابَةُ إِلَى الْمَوَدَّةِ أَحْوَجُ مِنَ الْمَوَدَّةِ إِلَى الْقَرَابَةِ).

 

یعنى خویشاوندان هنگامى ارزش دارند که داراى محبت باشند و هرچه پیوند خویشاوندى نزدیکتر باشد، مودت و دوستى بیشترى لازم دارد. در حالى که دوستى و محبت نیازى به خویشاوندى ندارد؛ ممکن است افراد سالها با هم دوست باشند و هیچ رابطه خویشاوندى بین آنها نباشد.

 

درنتیجه، برترى دوستى و محبت بر خویشاوندى ثابت مى شود. ضرب المثل معروفى است که به کسى گفتند: دوستت را بیشتر دوست دارى یا برادرت را؟ گفت: برادرى را دوست دارم که با من دوست باشد. بنابراین هر دو جمله رابطه دوستى و خویشاوندى را بیان مى کند؛

 

جمله اول به گونهاى و جمله دوم به گونه اى دیگر. مرحوم محقق کمره اى این کلام حکیمانه را به شعر فارسى درآورده مى گوید : مِهر پدران براى اولاد باشد چو نَسَب شعار و پیوند خویشى به مودت است محتاج بیش از خود دوستى به پیوند نکته وراثتِ دوستى مى دانیم اسلام آیین محبت و مودت است و قرآن پیوسته خدا را به رحمانیت و رحیمیت مى ستاید.

 

واژه رحمت صدها بار در قرآن به کار رفته و در نمازهاى روزانه حداقل بیش از ۶۰ بار خدا را به رحمت و رحمانیت یاد مى کنیم، تا آنجا که محبت به عنوان میراث گرانبهایى از پدران به فرزندان مى رسد. در حدیثى از رسول خدا صلی الله علیه وآله مى خوانیم: «ثَلاثٌ یُطْفینَ نُورَ الْعَبْدِ: مَنْ قَطَعَ أوِدَّاءُ أَبیهِ، وَغَیَّرَ شَیْبَتَهُ، وَرَفَعَ بَصَرَهُ فِى الْحُجُراتِ مِنْ غَیْرِ أَنْ یُؤْذَنَ لَهُ؛ سه چیز است که نور (ایمان) بندگان را خاموش مى کند: کسى که با دوستان پدرش قطع رابطه کند و محاسن سفید خود را تغییر دهد (اشاره به اینکه به هنگام پیرى بعضى کارهاى سبک سرانه جوانى و کودکى را انجام دهد) و به داخل خانه هاى دیگران بدون اینکه اجازه اى به او دهند نگاه کند».

 

بنابراین نه تنها انسان دوستان قدیم خود را نباید فراموش کند و در حیات وممات به یاد آنها باشد و به آنها خدمت کند، بلکه اگر پدرش نیز دوستى داشته بعد از پدر، جانشین پدر شود و با آنها همان محبتى را داشته باشد که پدرش داشته است.

 

به خصوص به هنگام فراز و نشیب هاى زندگى که دوستان ازنظر موقعیت اجتماعى متفاوت مى شوند نباید این تفاوت سبب فراموشى دوستان قدیم شود بلکه نباید تفاوت مقام، ثروت، علم یا سایر امتیازهاى فردى و اجتماعى مانعى در این راه ایجاد کند و اگر تمام پیوندهاى سابق را نمى تواند نگه دارد لااقل بخشى از آن را داشته باشد.

 

در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: «إذا کانَ لَکَ صَدیقٌ فَوُلِّىَ وِلایَةً فَأَصَبْتَهُ عَلَى الْعُشرِ مِمّا کانَ لَکَ عَلَیْهِ قَبْلَ وِلایَتِهِ، فَلَیْسَ بِصَدیقِ سُوءٍ؛ هرگاه دوستى داشته باشى و حکومت و ریاستى پیدا کند و حداقل یک دهم پیوند سابق را با تو حفظ کند دوست بدى نیست».

 

توجه داشته باشید که نمى فرماید دوست خوبى است مى فرماید دوست بدى نیست، دوست خوب و کامل العیار آن است که صددرصد رابطه مودت گذشته را حفظ کند و مال و مقام، او را دگرگون نسازد.

 

البته باید توجه داشت کسانى که به مقام والایى مى رسند اشتغالات و گرفتارى هاى آنها نسبت به سابق بیشتر مى شود و نمى توان انتظار داشت تمام آنچه را در سابق با دوستان خود داشته انجام دهد وشاید به همین دلیل امام علیه السلام آنها را معذور مى دارد که لااقل یک دهم پیوند محبت سابق را حفظ کنند.

 

 

منبع: http://balaq.ir

جشنواره خانواده پایدار حکمت 308نهج البلاغه حکمت های امام علی علیه السلام خانواده متعادل خانواده پایدار نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • ...
  • 10
  • ...
  • 11
  • 12
  • 13
  • ...
  • 66

اندیشوران

این وبلاگ جهت ارائه تکنیک های پژوهشی و آموزشی و فرهنگی راه اندازی شده است

جستجو

آمار بازدید

  • مسأله یا مسئله / نکات ویرایشی
  • تفاوت همایش، کنفرانس، سمینار، کنگره، فراخوان، میتینگ، جشنواره، کنوانسیون
  • موضوعات پیشنهادی پایان نامه و مقاله
  • نکات کلیدی در تعریف و تبیین موضوع پایان نامه
  • 40 نکته طلایی در کلام مقام معظم رهبری در حوزه کتاب و کتاب خوانی

کاربران آنلاین

  • آشنا
  • راضيه فارغ
  • زفاک

پیوند ها

  • مگیران(بانک مقالات)
  • مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن
  • پایگاه سیویلیکا
  • مرکز مطالعات زنان
  • ایران داک(پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران)
  • کتابخانه امام هادی
  • کتابخانه تخصصی اهل بیت علیهم السلام
  • پایگاه مجلات تخصصی نور

فصلنامه

دو فصلنامه انوار وحی